فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

امام (ع) در مزرعه خود کار می کند

امام عظیم الشأن به دور از گرایش های مادی و هواهای نفسانی و خود بزرگ بیتی برای معیشت خود و خانواده اش بر زمین متعلق به خودشان کار می کرد. علی بن حمزه می گوید: ابوالحسن ثالث را دیدم که بر زمینی کار می کرد و قدم هایش از عرق خیس شده بود. گفتم: قربانت گردم کارگران کجا هستند؟...
حضرت فرمود: ای علی! بهتر از من و پدرم کسانی بودند که با بیل در زمین خود کار می کردند....
- آنها چه کسانی بودند؟...
- رسول اللَّه - صلی اللَّه علیه و آله -، امیرالمؤمنین و تمامی پدرانم با دست خود کار می کردند و این کار پیامبران، رسولان و اوصیای صالح بوده است...(50).
همیشه کار شعار انبیا بوده است و خداوند پیامبری را مبعوث نساخت مگر اینکه کارگر بود و ما در کتاب خود کار و حقوق کارگر در اسلام (51) بر اهمیت کار و ارزش معنوی آن به این حدیث شریف استناد جسته ایم و نشان داده ایم که کار کردن از سیره انبیای صالح بوده است.

راهنمایی گمراهان

امام هادی اهمیت زیادی به هدایت گمراهان و منحرفان از راه حق می داد و در این راه کوشش خستگی ناپذیری را آغاز کرده بود، از جمله کسانی که به وسیله حضرت به حقیقت دست یافت و هدایت شد ابوالحسن بصری معروف به ملاّح را می توان نام برد. وی واقفی بود و پس از امام موسی کاظم امامت هیچ یک از فرزندان حضرت را نپذیرفته بود. روزی حضرت هادی بصری را دیده به او گفت:
این خواب غفلت تا کی؟ آیا وقت آن نرسیده است که به خود آیی... نفس قدسی حضرت آنچنان گرم و مؤثر بود که همین دو جمله او را دگرگون ساخته به راه صلاح باز آورد و به امامت حضرت معترف گشت.(52)

با صوفیان مجالست مکنید

امام هادی - علیه السلام - اصحاب خود و دیگر مسلمانان را از معاشرت و همنشینی با صوفیان بر حذر داشته بود زیرا آنان سرچشمه گمراهی و ضلالت هستند و با اظهار پارسایی و تقدس مآبی به فریب و گمراهی ساده لوحان بر می خیزند.
امام بر دوری و جدایی از صوفیان بشدت تأکید داشت. حسین بن ابی الخطاب نقل می کند: نزد امام هادی در مسجد النبی بودم که گروهی از اصحاب حضرت از جمله ابوهاشم جعفری که مردی سخندان و مورد احترام امام بود وارد شدند و در همان هنگام عده ای از صوفیان وارد مسجد شده گوشه ای نشستند و به گفتن اوراد خود و تکبیر و تهلیل پرداختند، حضرت رو به اصحاب کرده فرمودند:
به این فریبکاران و هم پیمانان شیطان و ویرانگران بنیادهای اسلام توجه نکنید آنان برای آسایش جسم، پارسایی می کنند و شب زنده داری آنان برای به دست آوردن طعام های چرب و شیرین است، عمری را به سختی می گذرانند تا آنکه فرصتی یافته به گناهکاری بپردازند، گرسنگی می کشند تا آنکه به خوان های رنگین دست یابند، ذکر آنان فقط برای فریب مردم است و جلب قلوب احمقان، سادگان را شیفته خود ساخته بار خود را بر دوش آنان می نهند و آنان را در چاه های گمراهی می اندازند، اوراد آن، رقص و کف زدن است و ذکرشان نغمه و آوازه خوانی، جز بی خردان و افراد گول خورده کسی از آنان پیروی نمی کند و متاع آنان جز در بازار احمقان فروشی ندارد، هر کسی به دیدار و زیارت زنده یا مرده آنان برود مانند آن است که به زیارت شیطان و بت پرستان رفته باشد و هر که به آنان یاری رساند در حقیقت به ابوسفیان، معاویه و یزید یاری کرده است....
یکی از حاضران پرسید: اگر چه به امامت شما معتقد و معترف باشد؟ امام او را از ادامه این گونه توهّمات بر حذر داشته با بیانی قاطع فرمود:
این تصوّرات را از خود دور کن، هر کس به امامت و حق ما معترف باشد بر خلاف رضای ما گام بر می دارد، آیا نمی دانی آنان پست ترین طایفه صوفیه هستند و همه فرق صوفیه مخالف ما می باشند و طریقت آنان با ما مغایر است، آنان نصاری یا مجوس این امت هستند و همیشه در تلاشند تا چراغ برافروخته خدایی را با دهان خود خاموش کنید هر چند خداوند پرتو افشانی چراغ توحید را علی رغم خواست کافران، تضمین کرده است....(53)
امام در سخنان خود بر بطلان روش صوفیان و بی دینی آنان با توجه به صفات و رفتارشان چند نکته را بیان می فرماید:
1 - آنان در فریفتن و گمراه کردن مردم هم پیمان شیطان هستند.
2 - با بدعت های خود و آوردن شیوه هایی مغایر روح اسلام و شریعت درصدد ویرانگری پایه های این دین مبین برآمدند.
3 - زهد آنان ریایی است و برای راحت طلبی و جلب منافع مادی می باشد.
4 - شب زنده داری و اظهار تقدّس آنان برای رضای خدا و انجام عبودیت حضرتش نیست بلکه دام نیرنگی است برای صید مردم و به دست آوردن اموال آنان.
5 - اوراد آنان، اوراد عبادی نیست بلکه رقص و پایکوبی است زیرا از قلبی که معتقد به خداست برنخاسته است و دعاهای آنان ترانه و آواز است زیرا از روح اخلاص و طاعت خداوند خالی است و کالبدی است بی جان.
6 - آنکه مهار خرد و اختیار خود را در دست دارد به دنبال این دغلان نمی رود، لیکن ساده لوحان، افراد نادان و بی خردان که قدرت تشخیص ندارند در زمره پیروان آنها قرار می گیرند.