فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

بخشش و کرم حضرت

یکی دیگر از خصوصیات بارز حضرت، بخشش و عطای ایشان است که همانند اجداد خود در این میدان گوی سبقت را از همگان ربوده است. حضرت مثل پدران خود تنها برای جلب رضای پروردگار مسکین، یتیم و اسیر را بر خانواده خود مقدم داشته و اطعام آنان را در درجه اول اهمیت قرار می دادند تا جایی که غذایی برای خانواده شان باقی نمی ماند و در مورد لباس نیز بدین گونه عمل می کردند. امام صادق - علیه السلام - نیز آنقدر به مستحقّین انفاق می کرد و لباس می داد که دیگر برای افراد خانواده اش چیزی یافت نمی شد.(45)
مورخان موارد بی شماری از بخشش های کلان حضرت امام هادی - علیه السلام - نسبت به فقرا و درماندگان را نقل کرده اند که ما به نمونه های زیر اکتفا می کنیم:
1 - هیأتی از شیعیان بلند پایه مرکّب از ابوعمرو عثمان بن سعید، احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر حمدانی به دیدار امام هادی - علیه السلام - رفتند، احمد بن اسحاق از وامی که در گردن داشت به حضرت شکایت برد ایشان به وکیل خود عمرو رو کرده فرمودند: به احمد سی هزار دینار و به علی بن جعفر نیز همان مقدار بپرداز. سپس حضرت به خود عمرو - وکیل حضرت - نیز سی هزار دینار بخشیدند. ابن شهر آشوب پس از نقل این عطا و بزرگمنشی علوی می گوید: این عمل معجز گونه است و جز پادشاهان را نرسد که چنین بخشش کنند و ما هرگز این گونه عطایی نشنیده ایم.(46)
حضرت برای این بزرگان زندگانی مرفهی فراهم آورده بود و غبار فقر را از خانه شان رفته بود. و طبیعی است که بهترین بخشش، آن است که اثری نیکو و ماندگار از خود بجا گذارد.
2 - یک نمونه دیگر از کرم حضرت را اسحاق جلاّب چنین نقل می کند:
در یوم الترویه (هشتم ذی الحجّه) برای ابوالحسن هادی - علیه السلام - تعداد زیادی گوسفند خریدم و ایشان تمام گوسفندان را در میان خویشان خود تقسیم کردند.(47)
3 - مورد دیگر که اعجاب مورّخان را برانگیخته است چنین می باشد که:
حضرت به قصد روستایی متعلّق به خودشان از سامرّا خارج شدند چندی بعد یکی از بادیه نشینان به در خانه حضرت آمد خانواده حضرت به آن مرد گفتند که ایشان به زمینی خارج از شهر رفته اند و آن مرد هم متوجه محل حضرت شده و پس از دیدن ایشان با صدایی ضعیف گفت: یابن رسول اللَّه من مردی از اعراب کوفه و از موالیان و محبّان جدّت علی بن ابی طالب هستم، سنگینی قرض مرا از پا درآورده است و جز تو گره گشایی نمی شناسم...
حضرت متأثر شدند و دیدند وی متمسّک به ولایت علی - علیه السلام - است لیکن خود حضرت در آن هنگام در تنگنا بودند و کمکی از دستش ساخته نبود لذا به دست خودشان ورقه ای نوشتند مبنی بر آنکه: اعرابی از حضرت مبلغ معینی طلبکار است، سپس کاغذ را به او داده گفتند: این کاغذ را نزد خودت داشته باش و به سامرّا برو، هر وقت دیدی عده ای نزد من جمع شده اند برخیز و طلبی را که در این کاغذ است از من بخواه و بر من سخت بگیر که چرا بدهی ام را نپرداخته ام و تمامی دستورات مرا انجام بده. اعرابی ورقه را گرفت و هنگامی که حصرت به سامرّا بازگشت عده ای به دیدن او آمدند که در میان آنان جاسوسان و مأموران حکومت عباسی هم حضور داشتند، چندی نگذشت که اعرابی از راه رسید و کاغذ را نشان داده خواستار پرداخت مبلغ مذکور در آن شد، امام - علیه السلام - به عذرخواهی پرداخت لیکن اعرابی با اصرار خواستار پول خود بود و همچنان تأکید می کرد.
حاضرین در مجلس متفرق شدند و جاسوسان متوکل شتابان ماجرا را به گوش خلیفه رساندند او نیز دستور داد تا سی هزار درهم نزد حضرت ببرند، وقتی که اعرابی آمد حضرت پول ها را به او داده فرمودند: این پول ها را بگیر و بدهی خود را بپرداز و باقی مانده را خرج خانواده ات کن....
اعرابی مبلغ را بسیار دیده گفت: یابن رسول اللَّه بدهی من کمتر از یک سوم این مبلغ است... لیکن خداوند بهتر می داند که رسالت خود را میان چه کسانی قرار دهد. (48) و پول ها را برداشته با خشنودی تمام و با خیال راحت به سوی خانواده اش رفت و همچنان برای ناجی خود امام هادی که او را از فقر و سختی نجات داده بود دعا می کرد.
4 - راویان ذکر کرده اند که ابوهاشم جعفری دچار سختی معیشت شده بود لذا به زیارت امام شتافت، هنگامی که حضرت موقعیت دشوار وی را دریافت برای تسکین و سبک کردن رنج هایش چنین فرمود:
ای ابوهاشم! ادای شکر کدامیک از نعمت های الهی را می خواهی بجا آوری؟ خداوند به تو نعمت ایمان را عطا فرموده و بدینسان بدنت را بر آتش جهنم حرام ساخته است و تنی سالم به تو داده است تا بتوانی به طاعات الهی بپردازی و با دادن صفت قناعت تو را از ذلت سؤال و مرحمت خواهی نجات داده است....
نعمت هایی را که امام بر می شمارد از مهمترین عطایای الهی برای کسی که از آنها استفاده کند بشمار می رود. سپس حضرت دستور دادند تا به ابوهاشم یکصد دینار بپردازند.(49)

پارسایی و زهد امام (ع)

حضرت از تمام لذات زودگذر و مادی این جهان روی گردانده و به ضروریات آن اکتفا کرده بود، کمترین توجهی به جلوه های فریبنده نشان نمی داد و زندگی خود را وقف عبادت خدای متعال کرده بود، کار را در زهد و ورع تا بدانجا رسانده بود که خانه مسکونی حضرت در سامرّا و مدینه از اثاثیه معمولی نیز خالی بود و هنگامی که مأموران متوکل شبانگاه به منزل ایشان هجوم آوردند و به بازرسی آن مشغول شدند چیزی قابل توجه در آن نیافتند. بار دیگر که به خانه حضرت در سامرّا هجوم آوردند ایشان را در اتاقی در بسته مشاهده کردند در حالی که با لباسی پشمین بدون هیچ فرشی بر شن و سنگریزه نشسته بود.
سبط بن جوزی درباره زهد امام می گوید: امام علی هادی کمترین میل و گرایشی به دنیا نداشت و همیشه ملازم مسجد بود، هنگامی که خانه اش را بازرسی کردند، جز قرآن، کتب دعا و چند کتاب علمی در آن چیزی نیافتند.
حضرت مانند اجداد طاهرین خود زندگی بی آلایشی را پیش گرفته بود و اهمیتی به مسائل مادی نمی داد بلکه وجهه نظرش اتصال دائمی به حق تعالی بود. جدش مولای متقیان و امیرمؤمنان نیز از پارساترین مردم بود و در ایام خلافت خویش هیچ اندوخته مادی برای خود فراهم نکرد و کفش و کمربندش از لیف خرما بود و کفشش را خود تعمیر می کرد بر شکم خود سنگی می بست تا فشار گرسنگی را کاهش دهد و همسرش دخت گرامی پیامبر زهرا - علیهاالسلام - نیز مانند پدر و شوهر والامقامش زندگی زاهدانه ای را دنبال می کرد و در خانه اش از اثاث البیت خبری نبود و دستانش از آسیا کردن گندم تاول زده بود. ائمه این چنین زیستند و نعم مادی را کنار گذاشته کریمانه از مظاهر فریبنده حیات گذشتند و تنها به کاری پرداختند که آنان را به خداوند نزدیک کند.

امام (ع) در مزرعه خود کار می کند

امام عظیم الشأن به دور از گرایش های مادی و هواهای نفسانی و خود بزرگ بیتی برای معیشت خود و خانواده اش بر زمین متعلق به خودشان کار می کرد. علی بن حمزه می گوید: ابوالحسن ثالث را دیدم که بر زمینی کار می کرد و قدم هایش از عرق خیس شده بود. گفتم: قربانت گردم کارگران کجا هستند؟...
حضرت فرمود: ای علی! بهتر از من و پدرم کسانی بودند که با بیل در زمین خود کار می کردند....
- آنها چه کسانی بودند؟...
- رسول اللَّه - صلی اللَّه علیه و آله -، امیرالمؤمنین و تمامی پدرانم با دست خود کار می کردند و این کار پیامبران، رسولان و اوصیای صالح بوده است...(50).
همیشه کار شعار انبیا بوده است و خداوند پیامبری را مبعوث نساخت مگر اینکه کارگر بود و ما در کتاب خود کار و حقوق کارگر در اسلام (51) بر اهمیت کار و ارزش معنوی آن به این حدیث شریف استناد جسته ایم و نشان داده ایم که کار کردن از سیره انبیای صالح بوده است.