فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

علم امامان (ع)

علم ائمه همانند علم پیامبران و مرسلین، علمی است الهامی و خداداد و فرقی با هم ندارد. خداوند به پیامبران و ائمه، علمی لدنّی عطا فرمود تا حجّت را بر مردم تمام کنند. امام صادق - علیه السلام - از کیفیت علم ائمه و دامنه حیرت انگیز آن - که وصف ناپذیر است - چنین یاد می کند:
علم ما عبارت است از: غابر، مزبور، نکت فی القلوب (الهامات قلبی)، نقر فی الاسماع (به گوش خوردن صدا) جفر احمر، جفر ابیض و همچنین مصحف فاطمه - علیهاالسلام - و جامعه که تمامی مایحتاج مردم در آن است نزد ماست.
و چون از حضرت معانی این تعابیر را پرسیدند ایشان فرمود: غابر؛ دانش آینده است و مزبور؛ دانش گذشته می باشد و نکت فی القلوب؛ الهام است و نقر فی الاسماع؛ سخنان ملائکه است زیرا ما گفتار آنان را می شنویم لیکن خود آنها را نمی بینیم و جفر احمر؛ ظرفی است که سلاح پیامبر اکرم در آن قرار دارد و از آن خارج نمی شود تا آنکه قائم آل محمّد قیام نماید. امّا جفر ابیض؛ ظرفی است که در آن تورات موسی، انجیل عیسی، زبور داوود و کتب آسمانی پیشین قرار دارد و مصحف فاطمه - علیهاالسلام - کتابی است که در آن تمام حوادث و نام های کسانی که تا روز قیامت به حکومت می رسند منظور است. و امّا جامعه؛ کتابی است دارای هفتاد ذراع طول که حضرت رسول اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - با دهان مبارکشان آن را املا می فرمودند و حضرت علی - علیه السلام - با دست خویش می نگاشتند. به خدا قسم هر چه مردم تا روز قیامت بدان نیاز پیدا کنند در این کتاب آمده است حتّی دیه یک خراش و یک تازیانه یا نصف تازیانه....(36)
ابوالعلاء معری در شعر خود به همین جفری که نزد اهل بیت موجود است اشاره می کند و می گوید:
همگان از دیدن جفر و جام جهان نمای کوچکی که همه آبادی ها و ویرانی ها را نشان می داد و نزد ائمه موجود بود شگفت زده شدند.(37)
دلیل روشن این مدعا روایات و پیشگوئی های متعددی است که از ائمه در زمینه های گوناگون علوم نقل شده است. امام علی مولای متقیان و باب شهر علم پیامبر پایه حدود سی و دو علم را - به قول عقّاد - بنیان نهاد و از پیشرفت های تکنولوژیک و تحولات علمی که در عرصه گیتی به ظهور می رسد خبر داد. حضرت در یکی از مغیبات خود چنین می فرماید:
یاتی زمان علی الناس یری من فی المشرق من فی المغرب، و من فی المغرب یری من فی المشرق.
زمانی خواهد آمد که ساکنین مشرق، افراد مستقرّ در مغرب را خواهند دید و ساکنان مغرب مشرقیان را.
و باز فرمود: یاتی زمان علی الناس یسمع من فی المشرق من فی المغرب و من فی المغرب یسمع من فی المشرق.
زمانی فرا خواهد رسید که: آنکه در مغرب است آوای مشرقیان را خواهد شنید و بر عکس.
و هر دوی این پیشگویی با اختراع تلویزیون و رادیو تحقق یافت.
همچنین حضرت سجاد - علیه السلام - فرمود: یاتی زمان علی الناس یسیر فیه الحدید؛ زمانی خواهد آمد که در آن، آهن به حرکت در خواهد آمد.
که با اختراع انواع ماشین ها و قطارها محقق شد. البته حضرت موارد متعددی را پیش بینی کرده اند که تماماً صادق بوده است. (38) خود حضرت با صراحت تمام موقعیت علمی خویش را چنین بیان می کند: معانی کتاب خدا را از من بپرسید به خدا قسم آیه ای نازل نشده است جز آنکه می دانم در شب بوده یا روز، در کوه بوده یا دشت.(39)
امام صادق نیز یکی از همین پیشوایان حق و حقیقت است که از زلال علم و دانش آنها بشریت همچنان سیراب می شود ایشان در گفته هایشان از آلودگی دریا و فضا و زیان های ناشی از آن برای انسان پرده برداشته است و در کتاب موسوم به توحید مفضل قواعد تشریح و عجایب مربوط به اعضای انسان را بیان نموده است. همچنانکه بنیانگذار علوم فیزیک و شیمی بشمار می رود و اصول این دو دانش را توسط شاگرد برجسته و ممتاز خود پیشاهنگ تحولات علمی جابر بن حیان چهره افتخارانگیز شرق وضع کرده است.
امام هادی نیز پس از وفات پدر و هنگام تصدی مقام امامت بیش از هفت سال نداشت، لیکن به وسیله علمای بزرگ زمان مورد پرسش قرار گرفت و دشوارترین مسایل فقهی، فلسفی و کلامی را آنچنان دقیق و روشن پاسخ گفت که پرسندگان را متحیّر ساخت و در نتیجه آنان به امامت حضرت اعتراف کردند. در این نمونه و نمونه های دیگر دلیل آشکاری است بر علم خدادادی آنان و اینکه خداوند فضل و دانشی به آنان عطا فرموده است که به هیچ کس دیگر چنین عنایتی نکرده است.

نصّ بر امامت حضرت

بزرگان و معتمدین شیعه برای امامت اهمیت خاصی قائل بودند و آن را اصلی از اصول اسلام می دانستند لذا همواره از امام زمان خود درباره امام بعدی پرسش می کردند تا به او مراجعه نمایند و در چنبره طاعت او درآیند. در مورد امام هادی نیز این دقت نظر به عمل آمد و برخی از بزرگان شیعه روایات متعددی از امام جواد - علیه السلام - مبنی بر امامت علی هادی نقل کرده اند و ما در اینجا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:
1 - اسماعیل بن مهران:
هنگامی که امام جواد - علیه السلام - عازم سفر بغداد شد اسماعیل بن مهران خود را به سرعت نزد امام رسانده عرض کرد: قربانت گردم از این سفر بر شما بیمناکم پس از شما منصب امامت به چه کسی خواهد رسید؟ امام با لبخندی شیرین پاسخ داد: امسال اتفاقی برای من نخواهد افتاد.... و بدینسان هراس وی از قدرت عباسیان و شهادت خود را بر طرف ساخت.
چندی بعد که معتصم عباسی امام را به سامرّا فرا خواند دوباره اسماعیل شتابان نزد حضرت آمد تا امام بعدی را بشناسد و در سلک موالیان وی درآید. پس گفت: یابن رسول اللَّه! شما در حال رفتن هستید پس از شما امر امامت به عهده کیست؟.
امام گریست و از سفر خود احساس خطر کرده با علم به اینکه دیگر بازگشتی نخواهد بود، فرزند خود امام علی هادی را به عنوان امام بعدی چنین معرفی نمود: این سفری است که از آن بر من باید بیمناک بود امام پس از من فرزندم علی خواهد بود...(40).
پیش بینی امام تحقق یافت و ایشان در اوج شکوفایی زندگی و بالندگی به وسیله معتصم عباسی به شهادت رسید.
2 - الخیرانی:
یکی دیگر از راویان امامت علی هادی خیرانی است که حدیث را از پدرش نقل کرده است و ما در بحث های آینده متن حدیث را نقل خواهیم کرد.
3 - الصغر بن ابی دلف:
صغر بن ابی دلف نص بر امامت امام هادی را از پدر حضرت امام جواد چنین نقل می کند: امام پس از من فرزندم علی است. فرمانش فرمان من است و سخن او سخن من. اطاعت از او اطاعت از من بشمار می رود و پس از او امامت از آن فرزندش حسن خواهد بود....(41)
4 - بعضی از شیعیان:
امام جواد هنگام عزیمت به بغداد با تصریح به امامت فرزندش امام هادی - علیه السلام - به بعضی از شیعیان چنین گفت: من در حال رفتنم و امر امامت به عهده فرزندم علی است و پس از من بر شما همان حقی را خواهد داشت که من پس از پدرم بر شما داشتم....(42)
امام جواد در سخنان خود بر لزوم اطاعت از فرزندش تأکید کرد و فرمود امام همان موقعیتی را در میان شیعیان خواهد یافت که خود امام جواد پس از وفات پدرشان داشتند.
5 - احمد بن ابی خالد:
احمد بن ابی خالد نصّ صریحی را از امام جواد - علیه السلام - بر امامت فرزندش علی هادی با این سرآغاز نقل می کند: ابوجعفر به فرزندش هادی - علیه السلام - وصیت کرد... که ما بندهای این وصیت را در بحث های آینده بیان خواهیم کرد.(43)
قابل ذکر است که شیعیان معتقدند تعیین امام متأثر از عواطف و هواهای نفسانی نیست بلکه به دست خداوند متعال است. اوست که امام را معین می کند و پیامبر اکرم انتصاب الهی را به سمع همگان می رساند و آنچه را بدو دستور داده شده ابلاغ می کند. پیامبر گرامی به صراحت، جانشینان خود را دوازده تن اعلام کرده است و روایات این باب به حد تواتر رسیده است (44) که امام هادی - علیه السلام - یکی از همین جانشینان می باشد.

بخشش و کرم حضرت

یکی دیگر از خصوصیات بارز حضرت، بخشش و عطای ایشان است که همانند اجداد خود در این میدان گوی سبقت را از همگان ربوده است. حضرت مثل پدران خود تنها برای جلب رضای پروردگار مسکین، یتیم و اسیر را بر خانواده خود مقدم داشته و اطعام آنان را در درجه اول اهمیت قرار می دادند تا جایی که غذایی برای خانواده شان باقی نمی ماند و در مورد لباس نیز بدین گونه عمل می کردند. امام صادق - علیه السلام - نیز آنقدر به مستحقّین انفاق می کرد و لباس می داد که دیگر برای افراد خانواده اش چیزی یافت نمی شد.(45)
مورخان موارد بی شماری از بخشش های کلان حضرت امام هادی - علیه السلام - نسبت به فقرا و درماندگان را نقل کرده اند که ما به نمونه های زیر اکتفا می کنیم:
1 - هیأتی از شیعیان بلند پایه مرکّب از ابوعمرو عثمان بن سعید، احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر حمدانی به دیدار امام هادی - علیه السلام - رفتند، احمد بن اسحاق از وامی که در گردن داشت به حضرت شکایت برد ایشان به وکیل خود عمرو رو کرده فرمودند: به احمد سی هزار دینار و به علی بن جعفر نیز همان مقدار بپرداز. سپس حضرت به خود عمرو - وکیل حضرت - نیز سی هزار دینار بخشیدند. ابن شهر آشوب پس از نقل این عطا و بزرگمنشی علوی می گوید: این عمل معجز گونه است و جز پادشاهان را نرسد که چنین بخشش کنند و ما هرگز این گونه عطایی نشنیده ایم.(46)
حضرت برای این بزرگان زندگانی مرفهی فراهم آورده بود و غبار فقر را از خانه شان رفته بود. و طبیعی است که بهترین بخشش، آن است که اثری نیکو و ماندگار از خود بجا گذارد.
2 - یک نمونه دیگر از کرم حضرت را اسحاق جلاّب چنین نقل می کند:
در یوم الترویه (هشتم ذی الحجّه) برای ابوالحسن هادی - علیه السلام - تعداد زیادی گوسفند خریدم و ایشان تمام گوسفندان را در میان خویشان خود تقسیم کردند.(47)
3 - مورد دیگر که اعجاب مورّخان را برانگیخته است چنین می باشد که:
حضرت به قصد روستایی متعلّق به خودشان از سامرّا خارج شدند چندی بعد یکی از بادیه نشینان به در خانه حضرت آمد خانواده حضرت به آن مرد گفتند که ایشان به زمینی خارج از شهر رفته اند و آن مرد هم متوجه محل حضرت شده و پس از دیدن ایشان با صدایی ضعیف گفت: یابن رسول اللَّه من مردی از اعراب کوفه و از موالیان و محبّان جدّت علی بن ابی طالب هستم، سنگینی قرض مرا از پا درآورده است و جز تو گره گشایی نمی شناسم...
حضرت متأثر شدند و دیدند وی متمسّک به ولایت علی - علیه السلام - است لیکن خود حضرت در آن هنگام در تنگنا بودند و کمکی از دستش ساخته نبود لذا به دست خودشان ورقه ای نوشتند مبنی بر آنکه: اعرابی از حضرت مبلغ معینی طلبکار است، سپس کاغذ را به او داده گفتند: این کاغذ را نزد خودت داشته باش و به سامرّا برو، هر وقت دیدی عده ای نزد من جمع شده اند برخیز و طلبی را که در این کاغذ است از من بخواه و بر من سخت بگیر که چرا بدهی ام را نپرداخته ام و تمامی دستورات مرا انجام بده. اعرابی ورقه را گرفت و هنگامی که حصرت به سامرّا بازگشت عده ای به دیدن او آمدند که در میان آنان جاسوسان و مأموران حکومت عباسی هم حضور داشتند، چندی نگذشت که اعرابی از راه رسید و کاغذ را نشان داده خواستار پرداخت مبلغ مذکور در آن شد، امام - علیه السلام - به عذرخواهی پرداخت لیکن اعرابی با اصرار خواستار پول خود بود و همچنان تأکید می کرد.
حاضرین در مجلس متفرق شدند و جاسوسان متوکل شتابان ماجرا را به گوش خلیفه رساندند او نیز دستور داد تا سی هزار درهم نزد حضرت ببرند، وقتی که اعرابی آمد حضرت پول ها را به او داده فرمودند: این پول ها را بگیر و بدهی خود را بپرداز و باقی مانده را خرج خانواده ات کن....
اعرابی مبلغ را بسیار دیده گفت: یابن رسول اللَّه بدهی من کمتر از یک سوم این مبلغ است... لیکن خداوند بهتر می داند که رسالت خود را میان چه کسانی قرار دهد. (48) و پول ها را برداشته با خشنودی تمام و با خیال راحت به سوی خانواده اش رفت و همچنان برای ناجی خود امام هادی که او را از فقر و سختی نجات داده بود دعا می کرد.
4 - راویان ذکر کرده اند که ابوهاشم جعفری دچار سختی معیشت شده بود لذا به زیارت امام شتافت، هنگامی که حضرت موقعیت دشوار وی را دریافت برای تسکین و سبک کردن رنج هایش چنین فرمود:
ای ابوهاشم! ادای شکر کدامیک از نعمت های الهی را می خواهی بجا آوری؟ خداوند به تو نعمت ایمان را عطا فرموده و بدینسان بدنت را بر آتش جهنم حرام ساخته است و تنی سالم به تو داده است تا بتوانی به طاعات الهی بپردازی و با دادن صفت قناعت تو را از ذلت سؤال و مرحمت خواهی نجات داده است....
نعمت هایی را که امام بر می شمارد از مهمترین عطایای الهی برای کسی که از آنها استفاده کند بشمار می رود. سپس حضرت دستور دادند تا به ابوهاشم یکصد دینار بپردازند.(49)