فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

اظهارات نویسندگان درباره شخصیت امام (ع)

تمام کسانی که سیره امام را نگاشته اند امام را نمونه علم، شرافت و تقوا دیده اند و بر این باورند که تمام ارزش های عالی انسانی در وجود امام است که جلوه حقیقی یافته است لذا هر یک به شیوه خود حیرت و ناباوری خود را بیان کرده است و از سرگشتگی خود پرده برداشته است. ما در اینجا پاره ای از اقوال را نقل می کنیم:
1 - ابوالفلاح حنبلی:
عبدالحیّ ابوالفلاح حنبلی چنین می گوید: ابوالحسن بن علی الجواد فرزند علی بن موسی الرضا فرزند جعفر الصادق علوی حسینی معروف به الهادی امامی بود فقیه و متعبد به احکام او یکی از امامانی است که غلات شیعه به عصمت آنان مانند انبیاء معتقدند....(24)
2 - یافعی:
یافعی می گوید: امام علی هادی، امامی بود فقیه و متعبّد....(25)
3 - ابوالفداء:
علی النقی به اعتقاد امامیه یکی از ائمه دوازدهگانه است و نام مبارکش علی الزکی بن محمّد الجواد می باشد....(26)
4 - ابن صباغ مالکی:
ابن صباغ مالکی نقل می کند که: یکی از بزرگان علم می گوید: فضیلت ابوالحسن علی بن محمّد هادی زبانزد خاص و عام است و آوازه فضلش سراسر گیتی را درنوردیده است؛ فضیلتی ذکر نمی شود مگر آنکه نام امام قرین آن است و کرامتی به اجمال گفته نمی شود جز آنکه تفصیل آن را امام هادی داراست. (آنچه خوبان همه دارند ایشان یک جا دارند) حضرتش مستجمع مکارم و معالی اخلاق است و دردانه انسانیت بشمار می روند. آنچنان به حفظ سجایای انسانی خود پایبند بود که چوپانی برای حفظ گله اش، روح و اخلاق حضرت نرم و شیرین بود، سیرت وی عادلانه و دوستی هایش خیرخواهانه بود. در وقار، آرامش، عفت، پاک رفتاری، زیرکی، شجاعت، شرف، و همت عالی بر سنت نبوی و سیرت علوی بود، در موقعیت والای ایشان کسی را اندیشه نزدیک شدن هم نبود و شاهباز خرد مردم به شرف ایشان نمی توانست رسید. در زندگی روش سخت، دشوار و عارفانه ای پیش گرفته بود که کسی را در آن طمع و شراکتی نبود.(27)
5 - ابن شهر آشوب:
ابن شهر آشوب درباره حضرت می گوید: از همه خوش سیماتر و راستگوتر بود. زیبایی ایشان از نزدیک دل ها را می ربود و کمالشان از دور، خردها را سرگشته می کرد. هنگامی که لب می گشود زیبایی کلامش دیگران را شیفته می کرد و هنگامی که لب فرو می بست هیبت و وقارش فضا را سنگین می کرد. او از خاندان نبوت و امامت بود و جایگاه وصایت و خلافت. او شاخه ای از بهترین شاخه های درخت نبوت و بهترین ثمره امامت بشمار می رفت....(28)
6 - قطب راوندی:
قطب راوندی درباره حضرت هادی چنین می گوید: صفات امامت و شرایط آن در علی بن هادی جمع شده بود و فضل، علم و صفات نیک ایشان به اوج کمال رسیده بود، اخلاق او مانند نیاکانش خارق العاده و شگرف بود، ایشان با جبّه ای پشمین در شبانگاه بر سجاده ای رو به قبله می نشست و تمام شب را به تهجّد مشغول بود، و اگر ما بخواهیم یکایک خصوصیات اخلاقی والای ایشان را برشماریم تمام کتاب را بای بدان اختصاص دهیم....(29)
7 - ذهبی:
ذهبی می گوید: علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن زین العابدین بن السید الشریف العلوی الحسینی، یکی از فقهای دوازدهگانه است و امامیه او را به مناری راهنما ملقب ساخته اند....(30)
8 - ابن حجر:
ابن حجر می گوید: علی هادی دانش و بخشش را از پدر به ارث برده بود.(31)
9 - ابن عنبسه:
ابن عنبسه نسب شناس معروف می گوید: علی هادی در محله ای از شهر سامرّا که عسکر نامیده می شد. اقامت داشت لذا به عسکری ملقب گشت، مادرش امّ ولد بود و ایشان در نهایت فضیلت و نجابت بودند....(32)
10 - محمّد بن طلحه:
محمّد بن طلحه شافعی درباره شخصیت امام می گوید: اوصاف و مناقب علی هادی بر گوش های شنوندگان چون آویزه هایی زمردین می درخشد و گهرهایی است در درج اندیشه های انسانی، وی، بی نظیرترین خصال نیک را در خود جمع آورده بود و آنها را از درجه نبوت و رسالت و بطون اصیل عرب به میراث برده بود....(33)
11 - شیخ آقا بزرگ تهرانی:
محقق برجسته شیخ آقا بزرگ تهرانی می گوید: امام هادی جلیل القدرترین برادران خویش و وارث دانش و بخشش پدران خود بود. منصب امامت از آن جهت به ایشان اختصاص یافت که دارای تمامی شرایط آن یعنی علم، عدالت، کارآیی، سلامت اعضا و حواس - آن مقدار که در اندیشه و کردار مؤثر است - و نسب قرشی عربی بود، از همه گذشته ایشان از بنی هاشم بودند....(34)
12 - خیر الدین زرکلی:
خیر الدین زرکلی می گوید: علی ملقب به الهادی فرزند محمّد الجواد بن علی الرضی بن موسی بن جعفر حسینی طالبی؛ دهمین امام از ائمه اثنی عشر و یکی از پرهیزگاران و صالحین بشمار می رفت....(35)
اینها خلاصه ای بود از نظرات بزرگان که در خلال آن شگفتی و اعجاب خود را نسبت به امام هادی و خصوصیات او نشان داده اند. در میان این خصوصیات دو ویژگی از اهمیت بیشتری برخوردار است:
1 - تخصّص در علوم اسلامی، ایشان عالی ترین مرجع دینی عصر خود بودند.
2 - تقوا و عبادت، هیچ کس از مردم در عصر امام مانند ایشان را در عبادت، تقوا و تعهد دینی سراغ نداشته است.
جلوه هایی از شخصیت امام (ع)
ویژگی های امام هادی همانند صفات پدران و اجداد گرامی خویش بود و صفات والایی، آنان را از همگان متمایز می ساخت. حضرت تمامی عناصر شرف و کرامت را در خود جمع داشت و از همان خاندانی به شمار می رفت که خدایشان را از هر گونه رجس و پلیدی پاک و منزّه ساخته بود لیکن ما در این بخش به پاره ای از صفات آن حضرت اشاره ای می کنیم:

امامت آن حضرت

امامت لطفی است از جانب خداوند که تنها شامل کسانی می گردد که از آزمایش های الهی سرافراز بیرون آمده باشند و ضمیرشان با ایمان به خدا و توحید باریتعالی عجین باشد و گرد ظلم، بطلان و دیگر معایب و نواقص، بر دامان پاک آنها ننشیند.
ما قبلاً در تمامی نوشته های مربوط به زندگی ائمه اطهار چه به تفصیل و چه مجملاً به مباحث امامت پرداخته ایم لذا در این کتاب تنها به نکات خاصی از مسأله مهم امامت می پردازیم:

نیاز به امامت

امامت از بنیادهای اساسی دین اسلام است که بدون آن امامت و کمال این دیانت محقق نمی شود و هرگز از آن بی نیاز نخواهد شد. احتیاج به امامت تنها برای اداره امور دینی نیست بلکه امامت در تمامی بخش های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اسلام نقش تعیین کننده ای دارد و استقلال، سیادت، امنیت، آزادی و آرامش امت مسلمان را تضمین می کند. شاید اساسی ترین علت نیاز به امامت، مسأله انسان سازی باشد. امام و امامت است که فضیلت و نیکی را در جامعه گسترش می دهد و روح هایی به استواری کوه می پروراند، امامت است که خودمحوری، غرور، طمع، حسد و دیگر انحرافات را از ریشه می خشکاند و با تمامی کجروی ها نبرد می کند.
سرمنشأ تمامی نیکی ها و عامل دوام جوامع انسانی و امّ الفضائل، ایمان به خداوند است که امام تجسم حقیقی این اعتقاد و مبلّغ آن در تمام حرکات و سکنات خود است. ایمان به خداست که عالم را از مصائب جنگ، نابودی و دیگر تنش های ناخواسته حفظ می کند و این ائمه بوده اند که تلاش عمده شان مصروف تعمیق آن در میان مردم بوده است، امامان بودند که پرچم ایمان را در بلندای آسمان به اهتزاز درآوردند و برای اعلای کلمه توحید تن به دشواری های جنگ، زندان، خانه نشینی و... دادند و آثار درخشانی در این زمینه از خود به یادگار گذاشتند.
این نهج البلاغه است که عمیق ترین مفاهیم اعتقادی را برای ما شرح می دهد و ما را دعوت می کند تا در آفریده های خداوندی اندیشمندانه بنگریم و زیبایی های فضائل را چنان به رخ ما می کشد که شیفته اخلاق اولیاء اللَّه می شویم و آرزو می کنیم که خود، در این سلک درآییم و حقیقت گرایش های حیوانی را چنان دقیق به تصویر می کشد که ما را از مفاسد و رذائل اخلاقی متنفر می سازد.
صحیفه سجادیه یا انجیل آل محمّد - صلوات اللَّه علیهم - نیز نقش مهمی در لطیف کردن روح ها دارد و مرغزار سرسبز ایمان است و سرچشمه زلال تشنگان معارف و اخلاق، تمامی ادعیه مأثوره از ائمه در این نکته مشترک بوده و تزکیه نفس و پالایش روان را مد نظر قرار می دهند و در صدد نجات آدمیان از وادی جهل و غرور می باشند. در کتب احتجاجی و کلامی دلایل استواری از ائمه در دفع شبهات معاندین حق و منکرین خدا روایت شده است.
امام هادی در زیارت خود موسوم به جامعه به بخش هایی از کوشش و تلاش اجداد خود برای تحکیم ایمان اشاره می کند در اینجا به فرازهایی از این زیارتنامه اشاره می کنیم:
السلام علی الدعاة الی اللَّه، الادلاء علی مرضاة اللَّه، و المستقرّین فی امر اللَّه، و التامین فی محبّة اللَّه، و المخلصین فی توحید اللَّه، و المظهرین لأمر اللَّه....
سلام بر دعوت کنندگان به سوی حق و راهنمایان به خشنودی خداوند، درود بر استواران در اجرای امر الهی و مستغرقان در محبت الهی، سلام بر موحدان مخلص و آشکار کنندگان امر خدایی....
امام سپس خطاب به اجداد خویش می گوید: شما شأن، جلال و مجد خداوندی را بزرگ داشتید و نام او را برقرار نمودید و میثاق او را استوار کردید و پیمان اطاعت او را محکم نمودید. برای خدا در نهان و آشکار به نصیحت پرداختید و با حکمت و پند نیکو به راه خدا دعوت کردید و جانهایتان را در راه خشنودی حضرت باریتعالی فدا نموده و دشواری های ناشی از دعوت به سوی خدا را تحمل کردید و صبر نمودید. نماز را بپای داشتید، زکات دادید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و در راه حق به بهترین وجه به جهاد برخاستید تا آنکه دعوت حق را آشکار کرده واجباتش را بیان نمودید و حدود الهی را برپا کردید. شرایع و احکامش را گستردید و سنت های خدای را تعیین کردید و خشنودی حق را به دست آوردید تسلیم قضای حق بودید و رسولان پیشین را تصدیق کردید....
در فرازهای بالا نقش پیکارگرانه ائمه را برای به اهتزاز درآوردن پرچم توحید و دفاع از ارزش های دینی و اسلامی به خوبی مشاهده می کنیم. آنان مخلصانه جان و مال خود را فدای حق و راه حق کردند و در این راه چشمداشتی جز از ذات مقدس خداوندی نداشتند.