فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

احترام علوی ها به امام (ع)

سادات و علوی ها در احترام و بزرگداشت امام همصدا بودند و متفقاً رهبری و فضل امام را پذیرفته بودند از جمله این علویان زید بن موسی بن جعفر - معرف به زید النار - بود که عموی پدر حضرت بشمار می رفت و در آن وقت مردی معمّر و کهنسال بود. روزی زید به قصد دیدار امام بر در خانه آمد و از عمر بن فرج که نگهبان در بود خواست تا برایش از امام اجازه ورود بگیرد، امام اجازه داد و زید وارد شد و در مقابل امام که در صدر مجلس بود با ادب تمام و احترام دو زانو نشست و بدینسان به امامت حضرت اعتراف کرد.
روز دیگر که زید به حضور امام شرفیاب شد ایشان در مجلس حاضر نبودند و زید در صدر مجلس نشست اندکی بعد امام وارد مجلس شد و همینکه زید حضرت را دید به سرعت از جای خود برخاسته امام را در مکان خویش جای داد و خود مؤدّبانه در مقابل ایشان نشست. در این زمان، امام بسیار جوان و زید مردی مسنّ بود لیکن حرکت زید به عنوان اعتراف به امامت حضرت و فضیلت ایشان بود و تمامی قائلین به امامت ایشان چنین می کردند.(22)

امام و اهل کتاب

تنها مسلمانان نبودند که منتهای احترام را نسبت به امام بجا می آوردند بلکه اهل کتاب نیز در بزرگداشت امام مانند مسلمانان حقیقی عمل می کردند و تحت تأثیر نفوذ معنوی حضرت بودند و موقعیت والای ایشان را نزد خداوند درک می کردند. آنان در گرفتاری ها و دشواری ها به امام متوسل می شدند و هدایایی به حضرت تقدیم می کردند و از ایشان می خواستند تا گره کار فرو بسته آنان را بگشاید. واقعه زیر به خوبی گویای مطلب است:
هبة اللَّه بن ابی منصور موصلی چنین نقل می کند: یوسف بن یعقوب مسیحی از دوستان پدرم بود و روزی به خانه ما در بغداد به عنوان میهمان آمد. پدرم از او انگیزه آمدنش را پرسید و یوسف پاسخ داد: متوکل عباسی مرا خواسته است ولی نمی دانم چرا، من نیز خودم را به صد دینار بیمه کرده ام که آنها را با خود آورده ام تا برای علی بن محمّد بن علی الرضا - علیه السلام - هدیه ببرم، پدرم او را تشویق کرد و او چندی بعد بغداد را ترک کرده متوجه سامرّا گشت، چند روز بعد یوسف با خوشحالی فراوان وارد خانه ما شد پدرم از آنچه بر او گذشته بود پرسید و او چنین پاسخ داد:
برای اولین باری بود که سامرّا را می دیدم و قبلاً به آن شهر نرفته بودم، دوست می داشتم قبل از رفتن نزد متوکل، صد دینار هدیه را به ابن الرضا - امام هادی - برسانم لذا از خانه ایشان سؤال کردم، به من گفتند: متوکل مانع خروج حضرت از خانه است و ایشان در خانه تحت نظر می باشد، من که دیگر از رفتن نزد امام ترسیده بودم پرسش از محل اقامت ایشان را هم ترک کردم ناگهان به ذهنم خطور کرد که بر مرکب خود بنشینم و در شهر گشتی بزنم شاید بدون پرسش منزل حضرت را بیابم پس بر مرکب سوار شده کوی ها و بازارها را یکی یکی پشت سر گذاشتم تا رسیدم به در خانه ای که حس کردم منزل امام است لذا به غلام همراه خود گفتم: بپرس این خانه از کیست؟ غلام پس از سؤال برایم پاسخ آورد: خانه ابن الرضا است و بعد کوبه در را به صدا درآورد و غلامی سیاه از خانه خارج شد و متوجه من گشت گفت: یوسف بن یعقوب تو هستی؟.
گفتم: آری.
گفت: پیاده شو، من هم از مرکب خود فرود آمده و او مرا وارد راهرو خانه کرد و خود داخل شده سپس بیرون آمد و گفت: آن صد دینار کجاست؟ سکه ها را به او دادم و او آنها را به امام رساند و بعد خارج شد و به من اجازه ورود داد، داخل شدم و امام را دیدم که تنها نشسته است با مهر و محبت نگاهی به من کرد و گفت:
آیا وقت آن نرسیده است که به راه راست بیایی و هدایت شوی؟.
گفتم: آقای من به اندازه کافی براهین و دلایل روشن برای اینکه هدایت شوم دیده ام. امّا امام فرمود: هیهات! تو اسلام نخواهی آورد ولی فرزندت بزودی مسلمان شده و یکی از شیعیان ما خواهد بود. ای یوسف! اقوامی گمان دارند دوستی و ولای ما سودی به حال کسانی مانند تو ندارد به دیدار متوکل برو که مرادت برآورده خواهد شد... یوسف از معجزاتی که در این مدت کوتاه دیده بود مبهوت گشت و نزد متوکّل رفته به مقصود خود رسید.
سپس هبة اللَّه می افزاید: پس از مرگ یوسف فرزندش را که مسلمانی درست اعتقاد و شیعه ای روشن ضمیر بود ملاقات کردم به من گفت پدرش بر کیش مسیحیت مرد و او پس از مرگ پدر مسلمان شد و از دوستان حقیقی اهل بیت گشت و مرتب تکرار می کرد: من بشارت آقایم - علی الهادی - هستم. (23) اهل کتاب زندگی امام را دنباله زندگانی پیامبران و قدیسان می دیدند و به حضرتش ایمان می آوردند.

اظهارات نویسندگان درباره شخصیت امام (ع)

تمام کسانی که سیره امام را نگاشته اند امام را نمونه علم، شرافت و تقوا دیده اند و بر این باورند که تمام ارزش های عالی انسانی در وجود امام است که جلوه حقیقی یافته است لذا هر یک به شیوه خود حیرت و ناباوری خود را بیان کرده است و از سرگشتگی خود پرده برداشته است. ما در اینجا پاره ای از اقوال را نقل می کنیم:
1 - ابوالفلاح حنبلی:
عبدالحیّ ابوالفلاح حنبلی چنین می گوید: ابوالحسن بن علی الجواد فرزند علی بن موسی الرضا فرزند جعفر الصادق علوی حسینی معروف به الهادی امامی بود فقیه و متعبد به احکام او یکی از امامانی است که غلات شیعه به عصمت آنان مانند انبیاء معتقدند....(24)
2 - یافعی:
یافعی می گوید: امام علی هادی، امامی بود فقیه و متعبّد....(25)
3 - ابوالفداء:
علی النقی به اعتقاد امامیه یکی از ائمه دوازدهگانه است و نام مبارکش علی الزکی بن محمّد الجواد می باشد....(26)
4 - ابن صباغ مالکی:
ابن صباغ مالکی نقل می کند که: یکی از بزرگان علم می گوید: فضیلت ابوالحسن علی بن محمّد هادی زبانزد خاص و عام است و آوازه فضلش سراسر گیتی را درنوردیده است؛ فضیلتی ذکر نمی شود مگر آنکه نام امام قرین آن است و کرامتی به اجمال گفته نمی شود جز آنکه تفصیل آن را امام هادی داراست. (آنچه خوبان همه دارند ایشان یک جا دارند) حضرتش مستجمع مکارم و معالی اخلاق است و دردانه انسانیت بشمار می روند. آنچنان به حفظ سجایای انسانی خود پایبند بود که چوپانی برای حفظ گله اش، روح و اخلاق حضرت نرم و شیرین بود، سیرت وی عادلانه و دوستی هایش خیرخواهانه بود. در وقار، آرامش، عفت، پاک رفتاری، زیرکی، شجاعت، شرف، و همت عالی بر سنت نبوی و سیرت علوی بود، در موقعیت والای ایشان کسی را اندیشه نزدیک شدن هم نبود و شاهباز خرد مردم به شرف ایشان نمی توانست رسید. در زندگی روش سخت، دشوار و عارفانه ای پیش گرفته بود که کسی را در آن طمع و شراکتی نبود.(27)
5 - ابن شهر آشوب:
ابن شهر آشوب درباره حضرت می گوید: از همه خوش سیماتر و راستگوتر بود. زیبایی ایشان از نزدیک دل ها را می ربود و کمالشان از دور، خردها را سرگشته می کرد. هنگامی که لب می گشود زیبایی کلامش دیگران را شیفته می کرد و هنگامی که لب فرو می بست هیبت و وقارش فضا را سنگین می کرد. او از خاندان نبوت و امامت بود و جایگاه وصایت و خلافت. او شاخه ای از بهترین شاخه های درخت نبوت و بهترین ثمره امامت بشمار می رفت....(28)
6 - قطب راوندی:
قطب راوندی درباره حضرت هادی چنین می گوید: صفات امامت و شرایط آن در علی بن هادی جمع شده بود و فضل، علم و صفات نیک ایشان به اوج کمال رسیده بود، اخلاق او مانند نیاکانش خارق العاده و شگرف بود، ایشان با جبّه ای پشمین در شبانگاه بر سجاده ای رو به قبله می نشست و تمام شب را به تهجّد مشغول بود، و اگر ما بخواهیم یکایک خصوصیات اخلاقی والای ایشان را برشماریم تمام کتاب را بای بدان اختصاص دهیم....(29)
7 - ذهبی:
ذهبی می گوید: علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن زین العابدین بن السید الشریف العلوی الحسینی، یکی از فقهای دوازدهگانه است و امامیه او را به مناری راهنما ملقب ساخته اند....(30)
8 - ابن حجر:
ابن حجر می گوید: علی هادی دانش و بخشش را از پدر به ارث برده بود.(31)
9 - ابن عنبسه:
ابن عنبسه نسب شناس معروف می گوید: علی هادی در محله ای از شهر سامرّا که عسکر نامیده می شد. اقامت داشت لذا به عسکری ملقب گشت، مادرش امّ ولد بود و ایشان در نهایت فضیلت و نجابت بودند....(32)
10 - محمّد بن طلحه:
محمّد بن طلحه شافعی درباره شخصیت امام می گوید: اوصاف و مناقب علی هادی بر گوش های شنوندگان چون آویزه هایی زمردین می درخشد و گهرهایی است در درج اندیشه های انسانی، وی، بی نظیرترین خصال نیک را در خود جمع آورده بود و آنها را از درجه نبوت و رسالت و بطون اصیل عرب به میراث برده بود....(33)
11 - شیخ آقا بزرگ تهرانی:
محقق برجسته شیخ آقا بزرگ تهرانی می گوید: امام هادی جلیل القدرترین برادران خویش و وارث دانش و بخشش پدران خود بود. منصب امامت از آن جهت به ایشان اختصاص یافت که دارای تمامی شرایط آن یعنی علم، عدالت، کارآیی، سلامت اعضا و حواس - آن مقدار که در اندیشه و کردار مؤثر است - و نسب قرشی عربی بود، از همه گذشته ایشان از بنی هاشم بودند....(34)
12 - خیر الدین زرکلی:
خیر الدین زرکلی می گوید: علی ملقب به الهادی فرزند محمّد الجواد بن علی الرضی بن موسی بن جعفر حسینی طالبی؛ دهمین امام از ائمه اثنی عشر و یکی از پرهیزگاران و صالحین بشمار می رفت....(35)
اینها خلاصه ای بود از نظرات بزرگان که در خلال آن شگفتی و اعجاب خود را نسبت به امام هادی و خصوصیات او نشان داده اند. در میان این خصوصیات دو ویژگی از اهمیت بیشتری برخوردار است:
1 - تخصّص در علوم اسلامی، ایشان عالی ترین مرجع دینی عصر خود بودند.
2 - تقوا و عبادت، هیچ کس از مردم در عصر امام مانند ایشان را در عبادت، تقوا و تعهد دینی سراغ نداشته است.
جلوه هایی از شخصیت امام (ع)
ویژگی های امام هادی همانند صفات پدران و اجداد گرامی خویش بود و صفات والایی، آنان را از همگان متمایز می ساخت. حضرت تمامی عناصر شرف و کرامت را در خود جمع داشت و از همان خاندانی به شمار می رفت که خدایشان را از هر گونه رجس و پلیدی پاک و منزّه ساخته بود لیکن ما در این بخش به پاره ای از صفات آن حضرت اشاره ای می کنیم: