فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

القاب حضرت

القاب شایسته امام گوشه هایی از صفات و گرایش های والای ایشان را به خوبی تصویر می کنند و ما برخی را نقل می کنیم:
1 - الناصح: این لقب از آن رو به ایشان داده شد که بیش از همه مردم، امت جدش را راهنمایی می کرد و مصالح آنان را گوشزد می کرد.
2 - المتوکل: حضرت از این لقب نفرت داشت و به یاران خود فرموده بود وی را بدین لقب نخوانند.
به نظر ما امام از آن رو این لقب را ناخوش داشت که لقب جعفر متوکل، خلیفه عباسی نیز بود که از سرسخت ترین دشمنان اهل بیت - علیهم السلام - بشمار می رفت.
3 - التقی: زیرا حضرت تقوای الهی را پیشه ساخته و خدا را همیشه مرکز توجه خود قرار داده بود. طاغوت زمان؛ متوکل عباسی تمام تلاش جهنمی خود را به کار گرفته بود تا امام را به محافل لهو و لعب، و فسق و فجور بکشاند، لیکن در کار خود سخت شکست خورد و اطرافیان خود را از این مطلب با خبر ساخت و از ناتوانی خود پرده برداشت.
4 - المرتضی: که مشهورترین لقب ایشان است.
5 - الفقیه: ایشان فقیه ترین فرد عصر و زمان خویش بودند و عالی ترین مرجع علما و فقها بشمار می رفتند.
6 - العالم: حضرت، داناترین شخص زمان خود نه تنها در مسائل و امور دینی، بلکه در تمام معارف و علوم بشری بودند.
7 - الامین: ایشان در تمام امور دینی و دنیوی بودند.
8 - الطیب: هیچ کس در زمان حضرت از ایشان پاکیزه تر و آراسته تر نبود.
9 - العسکری: محل اقامت ایشان در سامرّا عسکر نام داشت لذا به ایشان لقب عسکری داده شد.(16)
10 - الموضح: روشن کننده احکام کتاب و سنت.
11 - الرشید: حضرت از همه بهتر راه رشد و هدایت را یافته و بر صراط مستقیم بودند.
12 - الشهید: زیرا ایشان توفیق شهادت را یافتند و به دست دشمنان خدا شهید گشتند.
13 - الوفی: ایشان با وفاترین مردم بودند و وفا از ویژگی های ایشان بشمار می رفت.
14 - الخالص: زیرا ایشان از هر عیب و زشتی پاک و منزّه بودند.

سیمای حضرت

امام هادی شباهت تامّی به پدر و جدّشان امام جواد و امام رضا داشتند. مورخان حضرت را چنین توصیف کرده اند: گندمگون، سیاه چشم، با دستانی ورزیده و سخت، چهارشانه، با بینی عقابی و دندان های فاصله دار، خوش صورت و بدنی عطرآمیز.
حضرت مانند جدشان امام باقر - علیه السلام - تنومند بودند و از اندامی متناسب و میانه بالا برخوردار بودند و بدنی عضلانی و شانه هایی با فاصله خوب داشتند، و در مجموع ترکیب خصوصیات بدنی، ایشان را متمایز از دیگران ساخته و نظر دیگران را جلب می کرد.

حافظ حقیقی خداست

امام جواد فرزند گرامی خود را بسیار دوست می داشت و برای حفظ ایشان از گزندهای زمانه به خداوند متعال متوسّل می شد، حضرت دعایی را همراه فرزند ساخته بود تا او را از آسیب ها حفظ کند. دیدن فرازهایی از این دعا، اعتماد و توکّل مطلق حضرت را به سبب ساز عالم به خوبی نشان می دهد. ما در اینجا قسمت هایی از این دعا را نقل می کنیم:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم، اللهم رب الملائکة و الروح، و النبیین و المرسلین، و قاهر من فی السموات و الأرضین، و خالق کل شی ء و مالکه کف عنی بأس أعدائنا، و من أراد بنا سوء من الجن و الانس، فأعم أبصارهم و قلوبهم، و اجعل بیننا و بینهم حجاباً و حرساً و مدفعاً، انک ربنا و لا حول و لا قوة الا باللَّه علیه توکلنا و الیه أنبنا، و هو العزیز الحکیم.
ربنا و عافنا من شرّ کل سوء، و من شرّ کل دابة أنت آخذ بناصیتها، و من شرّ ما سکن فی اللیل و النهار، و من شرّ کل سوء، و من شرّ کل ذی شرّ یا رب العالمین، و اله المرسلین، صل علی محمّد و آله أجمعین، و خص محمداً و آله بأتم ذلک، و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم، بسم اللَّه و باللَّه أومن و باللَّه أعوذ، و باللَّه اعتصم، و باللَّه أستجیر، و بعزة اللَّه و منعته أمتنع من شیاطین الانس و الجن، و من رجلهم و خیلهم و رکضهم، و عطفهم و کیدهم و سرّه و شرّ ما یأتون به تحت اللیل و تحت النهار من البعد و القرب، و من شرّ الحاضر و الغائب، و الشاهد و الزائر أحیاءاً و أمواتاً... و من شرّ العامة و الخاصة، و من شرّ نفسی و وسوستها، و من شرّ الدناهش و الحس و اللمس، و اللبس، و من عین الجن و الإنس.
و بالاسم الذی اهتزّ له عرش بلقیس أعیذ دینی و نفسی، و جمیع ما تحوط به عنایتی من شرّ کل صورة و خیال أو بیاض أو سواد، أو تمثال أو معاهد أو غیر معاهد ممن سکن الهواء و السحاب و الظلمات و النور و الظل و الحرور و البرد، و البحور و السهل و الوعور و الخراب، و العمران و الآکام و الآجام و المفاوض، و الکنایس و النواویس و الفلوات و الجبانات، من الصادرین ممن یبدو باللیل و ینتشر بالنهار، و بالعشی و الأبکار، و الغدو و الآصال، و المریبین و الأسامرة و الأفاترة و الفراعنة، و الأبالسة، و من جنودهم و أزواجهم و عشائرهم، و قبائلهم، و من همزهم و لمزهم و احتیالهم و من شرّ کل ذی شرّ داخل و خارج، و عارض و متعرّض، و ساکن و متحرک، و ضربان عرق، و صداع شقیقة و ام ملدم و الحمی، و المثلثة و الربع و الغب، و النافضة و الصالبة و الداخلة و الخارجة، و من شرّ کلّ دابة أنت آخذ بناصیتها، انک علی صراط مستقیم، اللهم صل علی محمّد و آل محمّد و سلم کثیراً....
بارالها! ای خدای ملائکه و روح و پیامبران و ای مقهور کننده زمینیان و اهل آسمان ها و ای خالق و مالک هر پدیده، مرا از گزند دشمنان ما و بدخواهان جنی و انسی ما مصون بدار.
پروردگارا! چشم و دل آنها را کور کن و میان ما و ایشان حجاب و حفاظی استوار قرار ده که تو پروردگار ما هستی و توان و قدرتی جز از تو سرچشمه نمی گیرد.
ما به خدایمان توکّل می کنیم و به او رو می آوریم، اوست حکیم و توانای مطلق.
پروردگارا! ما را از هر گزندی و از شرّ هر جنبنده ای حفظ بفرما که اختیار همه موجودات به دست تو می باشد.
ای پروردگار عالمیان و ای خدای رسولان، بر محمّد و خاندانش درود فرست و این خاندان را با درودهای ویژه معزّز بدار که تمام قدرت ها از خدای والا و عظیم است.
به نام خدا، به خدا ایمان دارم و به او پناه می برم و قدرت الهی، خود را از شرّ شیاطین جن و انس حفظ می کنم.
به نیروی خدا چنگ می زنم و خود را از شرّ پیادگان و سواران جن و انس در شب و روز حفظ می کنم. به خدا توکّل کرده خود را از شرّ نفس امّاره و وساوس آن و انواع موجودات شرور جنسی و انسی چه زنده و چه مرده در امان می دارم.
خودم و دینم را در کنف حمایت اسمی قرار می دهم که تخت بلقیس بخاطر آن به لرزه درآمد.
اسم اعظم الهی را حافظ خود از شر تمامی ساکنان بیشه ها، جنگل ها، دشت ها، دریاها و... می دانم.
نام خدا را دوای تمامی دردهای جسمی و رنج های داخلی و خارجی خود می دانم.
از هر بیماری از تب گرفته تا دردهای جانکاه به خدا پناه می برم. از کیدهای شیطانی و هر نوع فتنه انگیزی شیاطین در تمامی اوقات به مالک حقیقی هستی پناه می برم.
بارالها! تو بر صراط مستقیم هستی. پروردگارا بر محمّد و آل محمّد درود بفرست....
در فرازهای مختلف این دعا اعتقاد و اعتماد مطلق به توحید افعالی کاملاً مشهود است و حضرت جواد با این گونه دعاها فرزند بزرگوار خویش را تغذیه می کرد و با چنین سلاحی او را به استقبال آینده پر تلاطم می فرستاد. آری امام با چنین مفاهیمی از اوان کودکی آشنا بود و تسلیم کامل در برابر قدرت مطلقه الهی با جان و دل می آموخت:
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند - چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور