فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

حکومت مهدی

چگونه قدرتها در برابر او سر فرود می آورند؟

این سؤال در صدر سلسله پرسشهایی است که پیرامون ظهور امام عصر علیه السلام مطرح می گردد.
بسیاری می پرسند که: چگونه حکومتها در برابر امام مهدی علیه السلام خاضع می گردند؟
چگونه آن اصلاحگران بزرگ جهانی بر حکومت و دولتها پیروز می شود؟
و موضع حکومتها و قدرتهای بزرگ جهانی در برابر آن حضرت چگونه خواهد بود؟
این موضوع، براستی موضوع حساسی است و پاسخ آن نیاز به اندکی شرح و تحلیل دارد بدین صورت:
1 - حقیقت این است که حکومتها و دولتها، همواره از افراد تشکیل می گردند و همان افراد هستند که در کنار هم، دست در دست هم، هیأتهای حاکمه را می سازند و روشن است که هر انسانی از این هیأتهای حاکمه، به گونه ای امور و رخدادها را ارزیابی نموده و حوادث را می فهمد.
2 - حکومتها در حیات خویش به سلاح و مهمات تکیه دارند و سلاح نیز در دست ارتشهاست، در دست بزرگترین فرمانده تا کوچکترین فرد ارتش و یا نیروهای مسلح.
3 - و نیز حکومتها بر نیروهای مسلحی چون: پلیس، نیروهای انتظامی، دستگاههای اطلاعاتی، ارتش خلقی و پاسداران رنگارنگ تکیه دارند و اینها همه، دستگاههایی هستند که حکومتها و دولتها بدانها تکیه می کنند و بوسیله آنها قدرت و نیرو می یابند و با دست آنها با مخالفان خویش می جنگند و آنان را سرکوب می کنند.
اینک جای سؤال است که اگر نیروهای مسلح و دستگاههای عریض و طویل که حکومتها بدانها تکیه می کنند با حکومت موافق نبودند یا فرمانبرداری نکردند، دیگر از دولتها چه کاری ساخته است؟
بعبارت دیگر: هیأت حاکمه یا سران نظامی که نیروهای نظامی آن را از نظر فکری و عقیدتی با آنان موافق نباشند، چه می کنند؟
حکومتها همواره از ارتش و نیروی نظامی خویش بیشتر از نیروی بیگانه می هراسند چرا که بر نیروی خارجی ممکن است بوسیله نیروی موجود در داخل پیروز شد و آن را نابود ساخت، اما بر ارتش خودی، هنگامی که همه ستون و بدنه و رأس یا بیشتر آن، سر به طغیان و شورش برداشت، چه می توان کرد؟
دولتها در برابر نیروهای مسلح خویش هنگامی که از آنان جدا شوند یا از نظر فکری و عقیدتی با دولت خویش مخالف باشند، قدرتی ندارند.
آری! تنها وسیله رویارویی با چنین ارتش نظامی، کمک گرفتن از ملت و یاری جستن از توده های مردم است و این تلاش نیز هنگامی که مردم به ارتش بپیوندند و یک صدا، بر ضد هیأت حاکمه بشورند با شکست روبرو می گردد و حکومت سقوط می کند.
در بحثهای گذشته، خاطر نشان ساختیم که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله به هنگامه خبر دادن از ظهور امام مهدی علیه السلام فرمود: انه یخرج بالسیف.
یعنی او با شمشیر عدالت قیام خواهد کرد.
و این سخن را برخی به تمسخر گرفته و وسیله تاخت و تاز قرار داده و می گویند: از شمشیر، در برابر سلاحهای مرگبار که اگر بکار افتد، همه چیز را به خاک و خاکستر تبدیل می کند، چه کاری ساخته است؟
از سلاحهای ویرانگر و مخربی چون: انواع بمبها، اقسام مسلسلها، انواع و اقسام تفنگها، تانکها، زره پوشها، نفربرها، هواپیماها و دیگر وسایل جنگی زمینی، هوایی، دریایی که اگر به کار افتد، نسل بشر را از صفحه روزگار بر می دارند، آخر در برابر اینها شمشیر چه ارزشی دارد؟ و اثر آن در برابر این سلاحهای ویرانگر و نابود کننده و سریع چیست؟
برای پاسخ به این سؤال مقدمه ای ترسیم می گردد، امید که مفید افتد.
مقدمه:
از انبوه روایاتی که گذشت به این واقعیت تصریح دارد که حضرت عیسی علیه السلام به هنگام قیام امام مهدی علیه السلام، از آسمان فرود می آید و ضمن اقرار و تصدیق وجود گرانمایه آن اصلاحگر بزرگ جهانی به او اقتدا می کند. و این مطلب ثابت شده است که خداوند، عیسی علیه السلام را به آسمانها برده است، چرا که کشته شدن او را به دست دشمنان رد می کند و می فرماید:
و قولهم انا قتلنا المسیح عیسی بن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم و ان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه، مالهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله الیه... . (649)
یعنی: و نیز بدان سبب که گفتند: ما مسیح، پسر مریم، پیامبر خدا را کشتیم در حالی که آنان مسیح را نکشتند و بر دار نکشیدند بلکه کار بر آنان مشتبه شد و بی تردید آنانکه در مورد او اختلاف می کردند خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند و تنها پیرو پندار خود بودند و عیسی را به یقین نکشته بودند.
علاوه بر قرآن شریف و نیز روایات پیرامون صعود حضرت عیسی به آسمان، بسیار است و بیانگر این واقعیت که او در آسمانها زنده و روزی می خورد و اینک از صعود او بیشتر از 1900 سال می گذرد.
و نیز این روایات به صراحت بیانگر این واقعیت است که عیسی علیه السلام به هنگامه قیام امام مهدی علیه السلام از آسمان فرود می آید و به آن گرامی اقتدا می کند و به امامت او نماز می گذارد.
راستی که حکمت بالغه خدا و تدبیر عظیم او را نظاره کنید که چگونه حضرت عیسی علیه السلام را به آسمانها صعود می دهد تا او را برای روزی بسیار شکوهبار و هدفی شکوهمند و مقصدی والا، ذخیره سازد
راستی چه ثمره، چه فایده و چه حکمتی در فرود آمدن عیسی علیه السلام به زمین در قیام جهانی امام مهدی علیه السلام است؟ و چه رابطه ای میان این فرود و آن ظهور هست؟
که از یک سو امام گرانقدر و پرشکوهی که برای اصلاح زمین و زمان ذخیره شده است بپا می خیزد و خورشید جهان افروزش از پس ابرهای غمبار غیبت طلوع می کند و از دگر سو پیامبر بزرگی که در آسمانها ذخیره شده است فرود می آید و ضمن تصدیق قیام جهانی مهدی علیه السلام به او اقتدا می کند؟ راستی چه رابطه ای میان این دو رخداد شکوهمند است؟
و چه مناسبتی میان این دو حادثه بی نظیر می باشد؟
پیش از هر چیز شایسته است فراموش نکنیم که شمار مسیحیان جهان اکنون از هزار میلیون نفر می گذرد، به عنوان مثال:
زمامداران و دولتها و ملتهای اروپا همه یا بیشترشان مسیحی اند، بیشتر زمامداران و حکومتها و مردم قاره سیاه، مسیحی هستند، همینطور دولتهای آمریکای شمالی و جنوبی و عقیده مسیحیان نیز در مورد عیسی علیه السلام مشهور است که قرآن ضمن انتقاد، آن را ترسیم و تصحیح می کند. بدین صورت:
1 - و قالت النصاری المسیح ابن الله. (650)
و نصاری گفتند که عیسی پسر خداست.
2 - و اذ قال الله: یا عیسی بن مریم أنت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله؟ قال: سبحانک ما یکون لی أن اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد عملته تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک أنت علام الغیوب. (651)
یعنی: و یادآور آنگاه را که خدا به عیسی بن مریم گفت: آیا تو به مردم گفتی که مرا و مادرم را جز خدا به خدایی گیرند؟
گفت: تو را به پاکی یاد می کنم، مرا نسزد چیزی بگویم که شایسته آن نباشم اگر من چنین گفته بودم تو خود می دانستی تو به آنچه در ضمیر من می گذرد دانایی و من از آنچه در ذات تو است بی خبرم، چرا که تو خود، دانای رازهای نهانی.
3 - لقد کفر الذین قالوا ان الله هو المسیح بن مریم. (652)
یعنی: آنان که گفتند: خدا، همان مسیح پسر مریم است. کافر شدند.
شاعر در مورد عقیده آنان به مسیح علیه السلام می گوید:
عجباً للمسیح بین النصاری - حیث قالوا: ان الا له أبوه
ثم قالوا: ابن الاله اله - ثم قاموا بجهلهم عبدوه
یعنی: در مورد مسیح، میان پیروانش در شگفتم هنگامی که می گویند: خدا، مسیح است.
آنگاه می گویند: فرزند خدا، همان خداست. و سپس ناآگاهانه و متعصبانه به پرستش او قیام می کنند.
ما در روزگار خویش به نشریات گمراه کننده ای که مبشران و مبلغان مسیحی آنها را چاپ و توزیع می کنند، بر می خوریم که در عصر فرهنگ و دانش نیز همین خرافه و دروغ به صراحت آمده است. و آنان تصریح می کنند که: عیسی، خداست. و خدا، همان عیسی است و او خدای نجات دهنده است. و سخنانی از این قماش بافته های کفر آلود که براستی خدا برتر و بالاتر از بافته های آنانست. و او بلند مرتبه و بزرگ از هر آنچه شرک گرایان می پندارند، پاک و منزه است.
به هر حال بحث در این است که: مسیحیان با این عقیده و اندیشه در مورد عیسی علیه السلام هنگامی که در سراسر جهان بشنوند که حضرت مهدی علیه السلام آن اصلاحگر بزرگ عصرها و نسلها ظهور نمود و عیسی علیه السلام نیز از آسمان فرود آمده و ضمن تصدیق آن حضرت و اقرار به امامت او و کمک به قیام جهانیش، به او اقتدا نموده و به امامت او نماز می خواند، در این صورت آیا در سراسر گیتی حکومت و دولت و ملتی پیدا می شود که مسیحی باشند و باز هم با قیام جهانی امام مهدی علیه السلام مخالفت ورزند؟ و با او سر ستیز درآیند؟
روشن است که هرگز! بلکه همه مسیحیان به پیروی از عیسی علیه السلام و به دستور او زیر پرچم امام عصر علیه السلام وارد می گردند و اسلام واقعی را خواهند پذیرفت و از طرفداران امام عصر علیه السلام خواهند شد.
اینک روایاتی را در این مورد می آوریم:
1 - از امام باقر علیه السلام آورده اند که ضمن حدیث مفصلی فرمود:
...فاذا اجتمع عنده عشرة آلاف رجل، فلا یبقی یهودی و لا نصرانی الا آمن به و صدقه... . (653)
یعنی: هنگامی که ده هزار نفر پیکارگر و آگاه بر گرد آن حضرت گرد آمدند دیگر یهودی و مسیحی یافت نمی شود جز اینکه به او و قیام جهانی اش ایمان می آورند و او را تصدیق می کنند.
2 - این روایت بصورت دیگری نیز آمده است که می فرماید:
... فاذا اجتمع عنده العقد - عشرة آلاف رجل - فلا یبقی یهودی و لا نصرانی و لا أحد ممن یعبد غیر الله تعالی الا آمن به و صدقه و تکون الملة واحدة. ملة الاسلام و کل ما کان فی الأرض - من معبود سوی الله تعالی - تنزل علیه نار من السماء فتحرقه. (654)
یعنی: هنگامی که برگرد امام مهدی علیه السلام پس از ظهورش ده هزار نفر انسان ساخته شده و فداکار، گرد آمدند، همه یهودیان و مسیحیان و کسانی که جز خدای یگانه را می پرستند، به امامت و راه و رسم او ایمان می آورند و قیام جهانی و دگرگونسازش را تصدیق و تأیید می کنند. آنگاه است که همه ملتها یک ملت می شوند، ملت اسلام و پیروان همه ادیان به دین آسمانی اسلام می گروند و همه معبودهای دروغین مورد غضب خدا قرار می گیرند و آتشی از آسمان فرود آمده و آنها را طعمه خویش می سازد و همه را به خاکستر تبدیل می کند.
3 - از امیرمؤمنان علیه السلام آورده اند که فرمود:
اذا بعث السفیانی الی المهدی جیشاً فخسف به بالبیداء و بلغ ذلک أهل الشام قالوا لخلیفتهم: قد خرج المهدی فبایعه و ادخل فی طاعته، و الا قتلناک.
فیرسل الیه بالبیعة و یسیر المهدی علیه السلام حتی ینزل بیت المقدس و تنقل الیه الخزائن و تدخل العرب و العجم و أهل الحرب و الروم و غیرهم فی طاعته، من غیر قتال، حتی تبنی المساجد بالقسطنطنیة و مادونها. (655)
یعنی هنگامی که سفیانی سپاهی را بسوی مهدی علیه السلام گسیل می دارد و آن سپاه در بیابانی در میان مکه و مدینه به زمین فرو می رود و خبر این حادثه دهشتناک به شام و مردم آن رسد، آنان به زمامدار خویش می گویند: مهدی نجات بخش، ظهور کرده است، با او بیعت کن و اطاعت او را گردن گذار! در غیر این صورت تو را نابود خواهیم ساخت.
و او نیز به ناچار برای بیعت با امام مهدی علیه السلام گروهی را می فرستد و آن حضرت همه جا را در مسیر خودش فتح می کند تا در بیت المقدس فرود می آید. همه گنجینه ها بسوی او انتقال می یابد و عرب و عجم، اهل حرب و روم و دیگران، حکومت عادلانه و راه و رسم انسانساز و رهایی بخش او را بی آنکه با او پیکار کنند می پذیرند. آنگاه حرکت جهانی او تا جایی پیش می رود که همه جا، ندای توحید و عدالت، طنین افکن می شود و در قسطنطنیه و فراتر از آن و... مساجد را بنیاد می کند.
و با این بیان، استفاده از سلاح، ضرورت پیدا نمی کند و انواع اسلحه ها بی آنکه به وجود آنها احساس نیاز شود، کنار گذاشته می شود.
اما یهود هم، بر گرد آن خورشید جهان افروز حلقه می زنند و او الواح تورات را که در نقاط خاصی مدفون است، برای آنان خارج می سازد و آنان در میان آن نوشته های آسمانی، ویژگیها و نشانه های امام مهدی علیه السلام را می یابند و همگی اسلام را پذیرفته و در خط امامت او گام می سپارند.
از امام باقر علیه السلام در این مورد آورده اند که فرمود
و انما سمی المهدی، لانه یهدی الی أمر خفی و یستخرج التوارة و الانجیل من أرض یقال لها انطاکیة. (656)
یعنی : تنها بر این جهت نام مبارک حضرت قائم علیه السلام، مهدی نامیده شد که از جانب خدا، به هر کار نهان و سری هدایت می شود و تورات و انجیل را از نقطه ای از زمین که انطاکیه نام دارد، خارج می سازد.
و در برخی از روایات آمده است، که: مهدی علیه السلام، مهدی نامیده شد، چرا که به اسفار تورات راهنمایی می گردد و آن را از کوههای شام خارج می سازد و یهود را بدان فرا می خواند و آنان بر آن کتابها بصورت دسته جمعی و سی هزار نفری تسلیم می گردند. (657)
در کتاب اسعاف الراغبین است که:
حضرت مهدی علیه السلام تابوت سکینه بنی اسرائیل را از غار انطاکیه و اسفار تورات را از کوهی در شام خارج می سازد و با آن با یهود بحث و گفتگو می کند و بسیاری از آنان تسلیم می گردند. (658)
به هر حال، ظاهر مطلب این است که در مرحله نخست، سی هزار نفر از یهود، حق و عدالت را پذیرفته و به اسلام ایمان می آورند. آنگاه این گرایش به حق و پذیرش اسلام بی وقفه ادامه می یابد تا همه یهودیان مسلمان شده و به امامت مهدی علیه السلام و راه و رسم زندگی ساز و قیام نجات بخش او ایمان می آورند.
آنچه آمد مربوط به یهود و نصاری و ایمان آنان به اسلام و قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام و امامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی بود. اما اینک جای آن است که بنگریم و بدانیم که پیروان دیگر ادیان و مرامها چه خواهند کرد؟
روشن است که این دگرگونی عظیم و ناگهانی که - با قیام حضرت مهدی علیه السلام و فرود آمدن علیه السلام از آسمان و اقتدای به آن حضرت و تصدیق او - در دولتها و ملتها در سراسر جهان پدیدار می گردد، بزودی اثر عمیق خویش را در نظامهای لائیک همانند چین و شوروی و بیشتر کشورهای خاور دور می گذارد؛ چرا که آنان می توانند خویشتن را در برابر حقیقت بزرگ و دگرگونسازی که مسیر تاریخ و زندگی جهانیان را تغییر می دهد به نادانی و ناآگاهی زنند. بویژه که امام مهدی علیه السلام متفکران و اندیشمندانی را به عنوان پیام رسان و مبلغ اسلام، بسوی ملتها و دولتها گسیل می دارد تا اسلام را آن گونه که هست، بی هیچ کم و کاست و افراط و تفریط و افزودن چیزی بر آن، به بشریت بشناسانند. اینجاست که دولتهای لائیک نیز جز پذیرش حق و سر فرود آوردن در برابر نظم عادلانه و پیشوای عدالت پیشه و پر اقتدار آن، راهی برای خود نخواهند یافت.
در روایتی که از نظرتان گذشت خواندید که:
پس از گرایش مسیحیان و یهودیان به اسلام و ایمان به حضرت مهدی علیه السلام تمامی کسانی که جز خدا را می پرستند نیز، به راه و رسم عادلانه و آسمانی او ایمان می آورند و او را تصدیق می نمایند.

پیشگامان امتها

اما شیعیان که شمارشان در سراسر جهان نیمی از مسلمانان را تشکیل می دهد، روشن است که اینان از پیشتازان و پیشگامان ملتها و امتهایی هستند که بر گرد آن خورشید جهان افروز حلقه می زنند، و زیر پرچم او - که براستی پرچم عزت، استقلال، آزادگی، عدالت، پاکی، سعادت، نیکبختی، قدرت، قوت و رفاه، و معنویت است - قرار می گیرند.
و اینگونه اسلام و صلح و آزادی بر سراسر جهان سایه آرامش بخش و سعادت آفرین خویش را می افکند و تدبیر امور جامعه بشری را به کف می گیرد و ملتها و دولتها، همه و همه، فوج فوج به دین خدا وارد می گردند.
آنچه آمد در صورتی خواهد بود که ظهور و قیام امام عصر علیه السلام پیش از سومین جنگ جهانی که چون کابوسی سایه افکنده است رخ دهد، اما اگر جنگ سوم جهانی اتفاق افتد و ظهور آن اصلاحگر بزرگ جهانی پس از آن باشد، دیگر می توان پیش بینی کرد که چه شمار از انسانها با بکار گرفته شدن بمبهای هسته ای و هیدروژنی و دیگر سلاحهای مرگ آور و ویران کننده، نابود می گردند و چه شمار باقی می مانند.
مفهوم این سخن این است که: امام مهدی علیه السلام پس از نابود شدن 60 درصد از انسانها در روی زمین، ظهور می کند آن هم در شرایطی که باقیمانده از خانواده بشری را نیز ترور، ارعاب و هیولای مرگ و نابودی به سختی در هم نوردیده و زندگی به دوزخ طاقت فرسایی تبدیل شده است.
در آن شرایط است که بشریت از همه تمدنهای پوشالی و تمامی دیدگاهها و بافته ها و تئوریهای شکست خورده اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... سرخورده و مأیوس و خسته شده و از آن زندگی سیاه نکبت باری که مرگ به مراتب بهتر و شریفتر از آن است متنفر می گردد و درست در همان حال
پایان تصحیح از صفحه 650 تا 700 احسان امیرزاده
و هوای نومیدی و واماندگی و فشار است که بشریت انتظار فرشته نجات و اصلاحگری بزرگ و راستین را می کشد که سر رسد، و او را - از آن فجایع غمبار و مصائب هستی سوز و از آن نظامها و قوانین ساخته ذهن و بافته اندیشه نارسا و مغز علیل و ناتوان جاه طلبان که جز بر زیان و رنج او نیافزوده است - نجات بخشد.
آنگاه انتظار فرج اصلاحگر بزرگی را می کشند که تباهی زندگی جامعه انسانی را از بین ببرد، بافته ها و نظامها و مقرراتی را که تراوش یافته از مغزهای جباران و طغیانگران است، نابود سازد. و بیدادگران سنگدلی را که شب و روز همواره بر این می اندیشند که چگونه راه تنفس توده های دربند را تنگتر ساخته و چگونه بندهای عبودیت و بردگی را، بر دست و پای آنان سخت تر کشند و چگونه آزادی، این نعمت گرانبها و پرارجی را که خدا به انسانها ارزانی داشته است پایمال سازند؛ آری! این دیوانگان قدرت و انحصارگران امکانات توده ها را، از سر راه بردارد.
آری! بشریت هنگامی که دریافت، بخاطر فشار و سرکوبی و استبدادی که در همه میدانهای زندگی بر او حاکم است، دیگر نه کرامتی برایش مانده است و نه شرافت و عزت و آزادگی، دیگر در آن وضعیت است که با همه وجود انتظار می کشد تا نجات بخشی برای رهایی اش بپاخیزد و بشریت را از آن شرایط نکبت بار نجات بخشد.
در این موارد روایتی از امام باقر (ع) آمده است که:
دولتنا آخر الدول و لم یبق أهل بیت - لهم و دولة - الا ملکوا قبلنا، لئلا یقولوا - اذا رأوا سیرتنا -: و هو قول الله عزوجل: و العاقبة للمتقین. (659)
یعنی: دولت و حکومت ما خاندان وحی و رسالت، آخرین دولت خواهد بود. هیچ خاندان و گروهی نخواهند بود جز اینکه پیش از ما، زمام امور جامعه بدست آنان می افتد تا هنگامی که راه و رسم عادلانه و بشر دوستانه و حیات بخش ما را دیدند، ادعا نکنند که اگر آنان نیز مدیریت و زمام امور جامعه را به کف می گرفتند همچون حکومت عادلانه و انسانساز و افتخارآفرین خاندان وحی و رسالت عمل می کردند.
آری! این همان سخن خداست که می فرماید:
والعاقبة للمتقین. (660)
و فرجام شکوهمند تاریخ و آینده بشریت در پرتو حکومت ماست.
بنابراین، از روایات، این واقعیت دریافت می گردد که: با ظهور امام مهدی (ع) شرایط جهانی به گونه ای است که همگان از اوضاع غمبار و پریشان بشریت و شکست تئوریها و مکاتب و مرامها و سیستمهای بشری خسته و نومید گشته و همگان در انتظار اصلاحگری نجاتبخش، هستند.
به همین جهت، در برابر امام مهدی (ع) سر خضوع فرود می آورند و زمام امور خویش را به دست توانمند و کارگشای او می سپارند، بدان امید که نجات و نیکبختی بشریت را، او تضمین نماید.
ممکن است مهدی نجات بخش از راه دیگری زمام امور جامعه ها و تمدنها و رهبری کره زمین را بدست گیرد و در برابر بیدادگران جهانی که حاضر نشوند حق و عدالت را گردن نهند، از سلاح بسیار پیشرفته تر و مخربتر از سلاحهای تجاوزکاران، بهره جوید.
چه مانعی دارد که آن اصلاحگر بزرگ آسمانی، در پرتو قدرت و دانش و آموزش الهی، سلاحی وصف ناپذیر در برابر سلاحهای تجاوزکاران بسازد، به گونه ای که از همه سلاحهای موجود در دست زورمندان حق ستیز، پرتوانتر و عملکرد آن سریعتر و با شدت بیشتری زرادخانه های آنان را در هم بکوبد و نابود سازد؟
ما در امکان وقوع این دیدگاهها، می توانیم بحثهای گسترده ای را طرح کنیم امام به منظور پرهیز از گستردگی بحث و رعایت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.
از دیدگاه عقیدتی و اسلامی
آنچه از نظرتان گذشت چگونگی سرفرود آوردن قدرتها و ملتها در برابر امام مهدی (ع) و چگونگی درهم کوبیده شدن قدرتهای بیدادگر و حق ستیز روزگار از نظر مادی و طبیعی بود، اما هنگامی که بخواهیم از دیدگاه دینی و عقیدتی و ماورای طبیعی موضوع را طرح کنیم در این صورت پیشاروی ما افقهای باز و گسترده تری برای احتمالات و تصورات به منظور به کف گرفتن زمام امور جامعه هاست که برای نمونه به برخی اشاره می رود:
1- سلاح ترش و دلهره
ممکن است علاوه بر تدابیر اساس فرهنگی و عقیدتی و اجتماعی، امام مهدی علیه السلام برای نجات بشریت و برانداختن استبداد و استعمار و تباهی، خدای جهان آفرین در قیام جهانی آن حضرت، ترس و دلهره را بر قلب کافران و شرک گرایان و تجاوزکاران حق ستیز بیافکند و آنان قدرت تصمیم گیری و مخالفت را بکلی از دست بدهند و خود را ببازند.
قرآن شریف به این واقعیت تصریح می کند و آن را از عوامل پیروزی پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله بر دولتها و ملتهای معاصرش، عنوان می سازد.
1- در این مورد می فرماید:
سنلقی فی قلوب الذین کفروا الرعب. (661)
یعنی: ما در دلهای کسانی که کفر ورزیدند بیم و (هراس) خواهیم افکند.
2- و می فرماید:
سألقی فی قلوب الذین کفروا الرعب. (662)
یعنی: من در دلهای کافران هراس خواهم افکند.
3- و می فرماید:
و قذف فی قلوبهم الرعب فریقاً تقتلون و تأسرون فریقاً. (663)
یعنی: و در دلهایشان بیم افکند، گروهی را کشتید و گروهی را به اسارت گرفتید
4- و می فرماید:
فأتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب. (664)
یعنی :
خدا از سویی که آنان گمانش را نمی کردند بدانان تاخت آورد و در دلهایشان وحشت افکند.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در این مورد فرمود:
نصرت بالرعب، مسیرة شهر. (665)
یعنی: با ایجاد رعب در دل دشمن به اندازه یک ماه پیش رفتم.
و نیز فرمود:
اعطیت خمساً....و نصرت بالرعب. (666)
یعنی :
به من پنج چیز اعطاء گردید.... از آن جمله این است که: بوسیله سلاح ترس و رعب که خدا در دل دشمنان می افکند، یاری و پیروزی می شوم.
برای باور هیچ مانعی ندارد که امام مهدی علیه السلام در قیام اصلاحی خویش با سلاح رعب از جانب خدا یاری گردد و خداوند رعب و ترس را در دل صاحبان قدرت و امکانات و زورمندان بیافکند. همانگونه که روایات بسیاری بدین واقعیت تصریح می کند:
امام صادق علیه السلام در این مورد می فرماید:
ان القائم منا منصور بالرعب مؤید بالنصر، تطوی له الارض و تظهر له الکنوز کلها و یظهر الله به دینه علی الدین کله ول کره المشرکون. (667)
یعنی: قائم ما، با سلاح ترس و هراسی که خدا بر دل دشمنان می افکند، یاری می گردد و بوسیله یاری خدا پیروز می شود، زمین برای او درهم پیچیده شده و گنجهای زمین برای او آشکار می گردد و خداوند بدست او دین خود را بر تمامی ادیان، اقتدار و غلبه می بخشد، گرچه شرک گرایان را خوش نیاید.
بوسیله فرشتگان
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: أتی أمر الله فلا تستعجلوه... (668) فرمود: هوأمرنا، أمر الله عزوجل أن لانستعجل به حتی یؤیده الله بثلاثة أجناد: الملائکة و المؤمنین و الرعب. (669)
یعنی: آن امر، اشاره به امر ما می باشد. خداوند دستور می دهد که در مورد آن شتاب نورزیم، خداوند به هنگامه قیام امام مهدی بوسیله سه لشکر: فرشتگان، مؤمنان و سلاح ترس و رعب، او را در برابر موانع و دشمنان یاری می کند وبر همگان پیروزیش می بخشد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
لو خرج قائم آل محمد صلی الله علیه و آله لنصره الله بالملائکة المسومین و المردفین و المنزلین و الکروبیین یکون جبرائیل أمامه و میکائیل عن یمینه و اسرافیل عن یساره و الرعب یسیر مسیرة شهر أمامه و خلفه وعن یمینه و عن شماله و الملائکة المقربون حذاه... (670)
یعنی: هنگامی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ظهور نماید، خداوند او را بوسیله گروههای فرشتگان نشاندار،پیاپی، فرود آورده شده و مقرب یاری خواهد کرد.(671)
جبرئیل، فرشته امین وحی پیشاپیش آن حضرت و میکائیل سمت راست و اسرافیل سمت چپ او، خواهد بود و ترس و رعب به مسافت یک ماه پیشاپیش و سمت راست و طرف چپش حرکت خواهد کرد و فرشتگان مقرب در کناراو.
امام صادق علیه السلام فرمود:
اذا قام القائم علیه السلام نزلت ملائکة بدر و هم خمسة آلاف. (672)
یعنی: هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، فرشتگانی که بصورت گروه پنچ هزار نفری در بدر به یاری پیامبر آمدند، فرود خواهند آمد.(673)
با نیروهای طبیعت
ممکن است خدای جهان آفرین امام مهدی علیه السلام را بوسیله همان نیروها و امکاناتی مجهز ساخته و پیروزی بخشد که پیام آورانش را مجهز و برخوردار می ساخت؛ بوسیله نیروهایی چون باد و دیگر نیروهای طبیعت که آنها را، مسخر سلیمان نموده بود. به همین جهت باد هر کاری را به امر خدا انجام می داد و تندبادهایی که در زمین و هوا و دریا سخت اثر می گذارند که نمی توان از آنها غفلت کرد و نیز صاعقه ها که اثرگذاری شگرف و مهم آنها فراتر از پندار و تصور است، همه و همه به دستور خدا، مسخر سلیمان بودند و به خواست او عمل می کردند.
آری! با این بیان ممکن است امام مهدی علیه السلام به اذن خدا و خواست او، پس از قیام، بر تمام نیروهای طبیعت مسلط گردد و در آنها به اذن خدا و اراده او تصرف نماید.
پس از احتمالات و تصورات چندگانه عقیدتی که هم دور از حقیقت به نظر نمی رسد و همه از روایات دریافت می گردد، دیگر هیچ مشکلی پیرامون استقرار حکومت عادلانه امام مهدی علیه السلام در سراسر گیتی و رویارویی پیروزمندانه او با قدرتهای تبهکار و بی اثر ساختن تلاشهای ارتجاعی و مذبوحانه دشمنان به نظر نمی رسد.
یک پرسش و دو پاسخ
در اینجا یک پرسش دیگری است و آن اینکه: اگر براستی امام مهدی علیه السلام از این نیروها و امکانات و وسایل کمک می گیرد، پس فایده شمشیر چیست؟ و منظور از روایاتی که می گوید: آن حضرت با شمشیر عدالت قیام می کند، چه می باشد؟
پاسخ
در این مورد، دو دیدگاه قابل طرح است:
1- برخی از دانشمندان بر این اندیشه اند که: منظور از شمشیر در این روایات، قدرت و نیروست، چرا که شمشیر، رمز قوت و اقتدار است.
بعبارت دیگر: این جمله، بیانگر این واقعیت است که امام مهدی علیه السلام در برخورد با دشمنان حق ستیز، مأمور به مدارا و نرمش و ملایمت و شکیبائی در برابر شرارت و اذیت و آزار آنان نیست، آن گرامی در این مورد، برنامه و مأموریت اصلاحی اش بعکس پیامبر گرانقدر اسلام صلی الله علیه و آله است که در برابر اذیت و آزار دشمنان، مأمور به شکیبایی بود و در پرتو وحی پیاپی بدان حضرت، فرمان شکیبایی و بردباری می یافت، دستوراتی اینگونه:
فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (674)
یعنی: پس، همچون پیامبران اولوالعزم شکیبایی پیشه ساز.
و:
اصبر علی ما یقولون... (675)
یعنی: بر آنچه می گیند، شکیبایی پیشه ساز.
اما امام مهدی علیه السلام هنگامی که ظهور نماید، مأمور به صبر و شکیبایی نیست و نیازی هم بدان ندارد، او تنها اسلام درست و راستین را می آورد و آنگونه که شایسته و بایسته است در سراسر جهان پیاده می کند و جهان را سرشار از عدل و داد و سعادت و نیک بختی می سازد، در این صورت فرجام کار کسانی که با عدل و قوانین عادلانه خدا دشمنی ورزند و یا مانعی سر راه تطبیق و تحقق آن بوجود آورند، روشن است.
2- ممکن است بگوییم منظور از شمشیر در روایات مورد بحث، همان معنای حقیقی و عبارت از: آلات و ادوات جنگی و دفاعی باشد و مفهوم روایات این باشد که امام مهدی علیه السلام در تطبیق قانون و تحقق بخشیدن به آرمان پیامبران و سرشار ساختن زمین و زمان از عدل و داد و شکوفا ساختن ارزشها و والاییها، از شمشیر حق و عدالت و کیفر عادلانه نیز کمک می گیرد.
بدین ترتیب، کسی که درخور کشته شدن است به شمشیر کشته می شود نه با مسلسل و آویخته شدن به دار و یا سم و وسایل برقی و یا زیر شکنجه های گوناگونی که شیوه استبدادگران دیروز و امروز دنیاست.
آن گرامی، در کنار انواع تدابیر: فرهنگی، عقیدتی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، سیاسی، اقتصادی، روانی، قضایی و.... از قوانین عادلانه کیفری نیز برای تحقق صلح و رفاه و آزادی و عدالت بهره می جوید و جنایتکارانی را که در خور قتل باشند با شمشیر گردن می زند... همانگونه که پیامبر گرانقدر اسلام نیز چنین بود.
با این بیان، دیگر در مورد این جمله از روایات هیچ بحث و گفتگویی نمی ماند.