فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

غیبت کبری یا بلند مدت

آغاز غیبت کبری با رحلت چهارمین سفیر

غیبت کوتاه حضرت مهدی علیه السلام با رحلت چهارمین سفیر ویژه اش، به پایان رسید. دوران غمبار غیبت طولانی او آغاز گردید، بدین سبب راههای ارتباط و دسترسی و پیوند با آن حضرت قطع شد و آن حادثه بزرگ و مصیبت عظیم رخ داد. رهبری مذهبی و دینی که در کف با کفایت آن گرامی بود و مردم بوسیله سفیران خاص او، پرسشها و مشکلات خویش را از سوی او دریافت می داشتند، دگرگون شد و به اسلام شناسان، مجتهدان و فقیهان برخودار از شرایط فتوا و دارای ویژگیهای برجسته ای که در روایات آمده است، انتقال یافت.
حضرت مهدی علیه السلام در نامه مبارکی به یکی از چهره های مورد اعتماد شیعه، بنام اسحاق بن یعقوب که بوسیله دومین نائب خاص به او رسید، مرقوم داشت:
... و اما الحوادث الواقعة، فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیکم... . (321)
یعنی: و اما در مورد رویدادها و جریاناتی که در آینده رخ خواهد داد، به راویان حدیث ما رجوع نمایید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان می باشم.
در آن زمان، شمار بسیاری از محدثان شیعه که از یاران دو امام گرانقدر، حضرت هادی و عسکری علیهماالسلام بشمار می رفتند، موجود بودند و برخی از آنان کتابهای متعددی نوشته و در آنها روایات متنوع و مقررات دینی را گرد آورده بودند و خانه های شیعیان از این کتابهای ارزشمند پر بود که به هنگام نیاز، بدان روایات مراجعه می کردند.
علاوه بر این، انبوهی از یاران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نیز، پیش از این محدثان و مؤلفان، کتابهای بسیاری را که شمار آنها از 400 عدد فراتر و اصول ((چهارصدگانه یا أربعاة نامیده می شد، به رشته تحریر درآورده بودند که اگر چه تمامی آنها موجود نبود، اما بسیاری از آنها در صورت لزوم در دسترس علاقمندان و مورد بهره برداری قرار می گرفت.
در مورد مسایل و رویدادهای جدیدی که روایت خاصی در مورد آنان نبود تا آن را تبیین کنند، حضرت مهدی علیه السلام به مردم دستور داد به محدثان و فقیهانی رجوع نمایند که دارای قدرت استخراج مقررات اسلامی و دارای توانایی استنباط احکام شرعی از قواعد و اصول عامه هستند، همان قواعد و اصول ادله ای که از قرآن و روایات صحیح و استوار، دریافت می گردد.
و بدین وسیله، آن حضرت، خط جدیدی در پاسخگویی به مسایل فقهی و حقوقی را برای شیعیانش از راه رهبری و مرجعیت دینی که در چهره اسلام شناسان و فقیهان و راویان احادیث اهل بیت تجسم می یافت، گشود.
مفهوم این سخن، هرگز عقب نشینی و کناره گیری حضرت مهدی علیه السلام از مرکز رهبری امت و تصرف در جهان با بریدن او از رخدادهای مربوط به جامعه ها و کشورها و یا انقراض نظام امامت نیست؛ بلکه بدان مفهوم است که نظام مترقی و عادلانه امامت معصوم تا فرجام تاریخ و پایان جهان، امتداد خواهد یافت، چرا که نظام امامت یک نظام زوال ناپذیر خدایی است، خواه در جامعه حاکم باشد و رهبری و هدایت جامعه را به کف داشته باشد و در امور و شئون آن دخالت نماید، خواه از رهبری و اداره جامعه ممنوع گشته و از سوی حکومتهای غاصب و ستمکار، مورد فشار و سرکوب قرار گیرد.
در اینجا سؤالی در ذهن انسان پایدار می گردد و آن اینکه: با غیبت امام معصوم و سپردن رهبری و مرجعیت دینی به فقهای واجد شرایط مرجعیت، دیگر چه ثمره و نتیجه ای از وجود امام غایب به جامعه می رسد؟ و مردم چگونه می توانند از وجود گرانمایه او بهره ور گردند؟
پاسخ این سؤال، به خواست خدا، در ادامه بحث خواهد آمد.

چگونگی بهره وری از امام غائب

روایات متعددی در مورد ترسیم ثمرات و فواید وجود گرانمایه امام غائب علیه السلام رسیده است که در اینها چگونگی بهره وری از وجود مبارک آن حضرت نیز بیان شده است. برخی از آن روایات را به تناسب بحث، می آوریم:
1 - از جابر بن عبدالله انصاری است که از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله پرسید:
هل ینتفع الشیعة بالقائم علیه السلام فی غیبته؟
یعنی: آیا شیعیان در زمان غیبت قائم از وجود مبارک او بهره ور می گردند؟
پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ داد:
ای والذی بعثنی بالنبوة! انهم لینتفعون به ویستضیئون بنور ولایته فی غیبته، کانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.(322)
یعنی: آری! سوگند به خدایی که مرا به رسالت برانگیخت، آنان در غیبت او، از وجودش بهره مند می گردند و از نور ولایت و امامت او، نور و روشنایی برای زندگی خویش می گیرند، درست همچون بهره ور شدن از خورشید، اگر چه ابرها چهره آن را بپوشانند.
2 - سلیمان بن اعمش از امام صادق علیه السلام آورده است که فرمود:
لم تخل الارض منذ خلق الله آدم من حجة الله آدم من حجةلله فیها، ظاهر مشهور، أو غائب مستور، و لا تخلوا الی أن تقوم الساعة من حجة لله فیها، ولو لا ذلک، لم یعبدالله.
یعنی: زمین را آفرینش آدم تاکنون و تا همیشه تاریخ، از حجت خدا تهی نخواهد بود، خواه حجت حق ظاهر و آشکار و شناخته شده باشد، بنا به مصالحی، نهان و پوشیده. و تا رستاخیز نیز چنین خواهد بود، که اگر جز این باشد خدای یگانه پرستیده نمی شود.
سلیمان می گوید، گفتم: سرورم! مردم چگونه از امام غائب از نظر، بهره ور می گردند؟
حضرت فرمودند:
کما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب.(323)
یعنی: همانگونه که جهان و جهانیان از خورشید بهره ور می گردند گر چه ابر، چهره آن را پوشانده باشد.
3 - و درست نظیر همین روایت، از چهارمین امام نور، حضرت سجاد علیه السلام نیز آمده است. (324)
4 - و نیز در توقع مبارکی که از سوی حضرت مهدی علیه السلام صادر شده است، که در این مورد به اسحاق بن یعقوب که یکی از خوبان است، مرقوم داشته است که:
... و اما وجه الانتفاع فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب...(325)
یعنی: اما چگونگی بهره وری جامعه و مردم از من در عصر غیبت، درست همانند بهره وری زمین و پدیده های آن، از خورشید است، به هنگامی که ابر آن را از چشمها بپوشاند.
زیباترین تعبیر
راستی که این تشبیه، چقدر عمیق و این تعبیر، چقدر زیبا و کامل است.
اگر مردم در روزگاران گذشته از این کره آتشین، تنها همین را می شناختند که یکی از اجرام بزرگ کیهانی است و فایده اش این است که بر زمین می تابد و با تابش انوار طلائی خویش، روز را آغاز و با غروب خود، روز را به پایان می برد و اجسام تر و مرطوب را خشک و آنها را تبدیل به بخار و جو را لبریز از حرارت و گرما می سازد، اینک تابش روز دریافته است که این گوی غلطان در فضا، علاوه بر آنچه آمد، فواید عظیم و منافع سرنوشت ساز دیگری دارد که توضیح آن فرصت دیگری می طلبد.
در روایاتی که از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سه تن از پیشوایان نور علیهم السلام ترسیم گردید روشن شد همه آنها به یک واقعیت پافشاری می کنند، به گونه ای که گویی هر چهار روایت از یک منبع سرچشمه گرفته است. و نیز روشن شد که هم پیامبر صلی الله علیه و آله و هم امامان گرانقدر علیهم السلام حضرت مهدی علیه السلام را در دوران غیبت، به خورشید رخ برکشیده در پس ابرها تشبیه نمودند.
پرسش: اینک، جای سؤال است که: چرا آنان، آن حضرت را به ماه رخ کشیده در پس ابرها تشبیه نکردند؛ با اینکه می دانیم ماه نیز اثرات سازنده و بسیاری، همچون روشنگری، و ایجاد جزر و مد دریاها و... در کره زمین می گذارد؟
پاسخ: خورشید، در مقایسه با ماه، دارای امتیازات متعددی است که از آن جمله:
1 - نور و روشنایی خورشید از خودش سرچشمه می گیرد، در حالی که ماه، نور خویش را از نور خورشید می گیرد.
2 - پرتو خورشید، دارای فواید بسیاری است در حالی که پرتو ماه، فوایدش به این پایه نمی رسد.
3 - نقش خورشید در منظومه شمسی، نقش رهبری برجسته است، اما ماه آن گونه نیست، چرا که ماه، خود یکی از سیاره هایی است که در منظومه شمسی شناور است.
و امتیازات دیگری دارد که در اینجا مورد نظر نیست.
پرسشی دیگر: چرا پیشوایان نور، وجود گرانمایه امام غایب را، به خورشید تشبیه کرده اند؟
پاسخ: پاسخ این پرسش در گرو این مطلب است که مقداری درباره خورشید و نقش سازنده و اثرات حیاتی آن بر کره زمین و پدیده های موجود در آن تا آنجایی که دانش بشر بدان رسیده است، بحث شود. اما از آنجایی که بحث عمیق و گسترده در این مورد با موضوع کتاب سازگار نیست، بحث فشرده ای را ترسیم می کنیم تا نخست موارد شباهت میان آن حضرت در دوران غیبت و خورشید جهان افروز، به هنگامی که ابرها، چهره اش را بپوشانند.
خورشید
در این فضای گسترده و بی کران، میلیونها منظومه شمسی شناورند که هر کدام از آنها دارای مرکز و سیاره هایی هستند.
این سیاره ها هر کدام در مدار خویش و در فاصله ای مشخص با سرعتی که نظام بخش توانای هستی، تدبیر و اندازه گیری کرده است، بر گرد مرکز خویش می چرخند.
منظومه شمسی ما نیز یکی از آن میلیونها منظومه شمسی در این فضای بی کران است که دارای مرکزی است به نام خورشید و سیاره هایی که بر گرد آن می گردند.
در مراکز علمی، مشهور است که سیاره هایی که بر گرد این مرکز آتشین و این منبع نور و حرارت می گردند، نه سیاره اند: زمین، زهره، عطارد، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون، و پلوتون.
نیروی شگرف جاذبه و گریز از مرکز
در این منظومه های شمسی که در این فضای بی کران شناورند، نظام شگرف و بدیعی قرار داده شده است. و نیرویی که بقا و حیات آنها را تضمین می کند، همان نیروی شگفت انگیزی است که خدای حکیم و مدبر که بر هر کاری تواناست آن نیرو را در آن به ودیعت نهاده است و ما از آن به نیروی جاذبه و گریز از مرکز تعبیر می کنیم.
این نیرو، در مرکز این مجموعه عظیم، قرار داده شده است که آنچه بر گرد آن می چرخد همه را به سوی خود جذب می کند. از آن طرف سیاره هایی که در حال گردشند، بر آن هستند که با تمام قدرت از مرکز خویش بگریزند و دور شوند و اینجاست که به برکت این نیروی جاذبه و گریز، توازن و تعادل مورد نظر تدبیرگر توانای این نظام شگرف، تأمین و حیات و بقای میلیونها منظومه شناور، در فضا تضمین می گردد.
با این بیان، عامل بقای این مجموعه و منظومه، نظم شگرف حاکم بر آنها و گردش شگفت انگیزشان، تنها نیروی جاذبه است. نیروی بهت آوری که آفریدگار توانای هستی آن را در مرکز این منظومه های شناور در فضا قرار داده است. نیرویی که اگر لحظه ای نباشد این نظام شگرف از هم می پاشد و این منظومه ها به هم می ریزند و تمامی سیاره ها پراکنده گشته و با خروج از مدار خود به یکدیگر برخورد می نمایند و همه چیز در این فضای بی کرانه ای که جز خدا هیچکس از مرزهای آن آگاه نیست، منهدم می گردد و هستی، جای خویش را به نابودی و نیستی می سپارد.
راستی که منزه است آن آفریدگار توانایی که آسمان و زمین را از زوال و نابودی نگاه داشته است.
اوست که نیروی شگرف جاذبه را در خورشید قرار داد و نیروی گریز از مرکز را در سیاره ها، به همین جهت است که هر سیاره ای بر آن است که با قدرتی وصف ناپذیر از مرکز خویش که خورشید است دور گردد، اما نیروی جاذبه خورشید از گریز آن، مانع می گردد. اگر نیروی گریز از مرکز نبود، سیاره ها به خورشید نزدیک می شدند و شعله ور می گشتند، از آن سو، اگر نیروی جاذبه خورشید از گریز آن، مانع می گردد. اگر نیروی گریز از مرکز نبود، سیاره ها به خورشید نزدیک می شدند و شعله ور می گشتند، از آن سو، اگر نیروی جاذبه را نظام بخش هستی، در خورشید قرار نداده بود، سیاره ها پخش و پراکنده گشته و از مدار خویش خارج می شدند، نظام به هم می ریخت و زندگی برای همیشه نابود می شد.
بنابراین، خورشید در منظومه شمسی، پناهگاه و مایه حیات و عامل امنیت است. عامل امنیت و حیات نظام منظومه شمسی از انهدام و نابودی.
این نگرشی گذرا و شرحی کوتاه در نقش حیاتی و اثرگذاری خورشید بر سیاره هایی است که بر گرد آن می چرخند. سیاره هایی که زمین با پدیده های موجود در درون و برون آن، یکی از آنهاست.
با این بیان به نقش حیاتی و اهمیت بسیار این توده شعله ور و تابنده ای که با فرستادن پرتو مفید و سازنده خویش به زمین، بصورت گوناگونی در زندگی انسان، حیوان، گیاه، هوا، آب، خاک، و دیگر پدیده ها... اثر گوناگونی می گذارد، بنگر!
روشن است که ابرها، چیزی از آن اثرگذاری را تغییر نمی دهد و تنها مانع رویت چهره آن می گردند، آن هم نه همه جا و همیشه، بلکه در آن محدوده ای که ابرهای غلیظ بطور موقت سایه افکنده اند.
و می دانیم که ابرها نیز تنها در پرتو تابش خورشید می توانند پدید آیند و باران هم از ابرها فرو می ریزد. بنابراین، اگر خورشید نباشد، نه ابری خواهد بود، نه بارانی. نه گیاهی و نه حیوانی، نه جانداری و نه بی جانی و آنگاه دیگر سرنوشت حیات و زندگی روشن است.
آن خورشید جهان افروز
امام مهدی علیه السلام که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و دو امام گرانقدر، حضرت سجاد و حضرت صادق علیهماالسلام در روایاتی که گذشت او را به خورشید فروزان رخ برکشیده در پس ابرها تشبیه نموده اند، همان پیشوای گرانقدری است که انسانیت به برکت وجود گرانمایه او متنغم است و زندگی اش سامان می یابد.
اوست که تمامی خوبیها و برکات و الطاف نهانی خدا و بهره های معنوی او به مردم، همه از وجود او سرچشمه می گیرد.
اوست که به اذن خدا، پس پرده غیبت بر جهان هستی حاکم و ناظر است. همواره در کران تا کران جهان و همه موجودات تصرف و دخالت می کند و همه اختیارات و صلاحیتهایی را که خداوند به او و آنها داده است، همه را در کف با کفایت خویش دارد.
زندگی آن گرامی، زندگی انسان ناتوانی نیست که فاقد قدرت، امکانات، نیرو و توان باشد، تنها به نماز و روزه بسنده کند و وقت گرانمایه خویش را در دشتها و بیابانها و بریده و بیگانه از مردم و بی خبر از سرنوشت بندگان و شهرها بگذراند، هرگز!...
حضرت مهدی علیه السلام با وجود غیبت خدا و خواسته هایش از نظرها، به قدرت خدا از توان و نیرویی بهره ور است که آن گرامی را به انجام هر کاری که اراده فرماید، قادر می سازد و همه وسایل و امکانات لازم را برای او، فراهم می آورد.
چیزی که هیچ تردیدی در آن روا نیست، این واقعیت است که همه کارها و تصرفات آن حضرت و ره آورد عملکرد او بر اساس حکمت و مصلحت است، نه مطابق با هوای دل و تمایلات نفسانی.
بر این اساس است که به یکی می بخشد و دیگری را باز می دارد.
یکی را یاری می کند و دیگری را وا می گذارد.
کاری یکی را درست می کند و کار دیگری را رها می کند.
یکی را دعا می کند و خواسته او را از خدا می خواهد و یکی را دعا نمی کند.
گمشده ای را راه می نماید و بیماری را شفا می بخشد و آن گنگ بیچاره را گویا می سازد...
خود را به این انسان وارسته نشان می دهد و آن انسان شایسته را به دیدار خویش مفتخر می سازد.
گاه در عراق یا ایران است و گاه در مراسم حج، گاه در مکه است و گاه در منی و عرفات.
در برخی اوقات خود را در بحرین به برخی شایستگان می نمایاند و برخی اوقات در قفقاز یا دیگر نقاط گیتی.
و تمامی این کارهای بزرگ و برخاسته از اعجاز به قدرت خدا و به اذن او صورت می گیرد.
آری! خواننده گرامی! اینکه با تعمق در آنچه آمد، پرتوی از معنا و مفهوم روایاتی که آن خورشید جهان افروز رخ برکشیده در پس ابرها را، به خورشید آسمان یا خورشید پوشیده شده رخ برکشیده در پس ابرها تشبیه می نماید، برایت روشن می گردد.
آری! این است آن امام گرانقدری که خدای بزرگ برگزیده است، نه آنکه مردم برمی گزینند!
این است آن امام والا مقامی که از سوی خدا نصب شده است نه هر آنکه به نام امام نامیده شده است!
و نه هر کسی که حکومت و زعامت و رهبری را به کف گیرد... نه! هرگز!... .
بلکه او امام راستین و والایی است که تمامی ویژگیهای امامت و رهبری به مفهوم واقعی کلمه برای او فراهم است. و هر آنچه بشریت بدانها نیازمند است، در وجود گرانمایه اش گرد آمده و فراتر از آن، تمامی آنچه زندگی شایسته و در خور شأن انسان، بدان احتیاج دارد و جهان هستی بدان نیازمند است، همه و همه، در وجود گرامی او جمع است.
آری! امام علیه السلام با این اوصاف و ویژگیها، براستی برای زمینیان مایه امنیت و آرامش و پناهگاه است و وجود گرانمایه اش سبب بقا و حیات و زمین و زمانیان.
به برکت وجود او، همه موجودات، روزی می خورند و زمین و آسمان استوار می گردد و به حیات و جریان طبیعی خویش ادامه می دهد.
پرتوی از روایات
شاید برخی این سخن را در مورد امامان راستین علیهم السلام نوعی مبالغه و غلو یا زیاده روی پندارند، اما چنین پنداری در مورد سخن ما با نگرش بر دهها روایت صحیح و تردید ناپذیری که در کتابهای شیعه و اهل سنت موجود است، از میان می رود و صحت دیدگاه ما در مورد امام عصر علیه السلام روشنتر جلوه می کند؛ چرا که روایات بیانگر این حقیقت است. برای نمونه:
1 - از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آورده اند که فرمود:
النجوم أمان لاهل السماء و أهل بیتی أمان لامتی. (326)
یعنی: ستارگان، پناهگاه و مایه امنیت اهل آسمانها هستند و خاندان من، مایه امنیت برای امت من.
2 - و نیز جابر بن عبدالله انصاری آورده است که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:
النجوم أمان الاهل السماء فاذا ذهبت أتاهم مایدعون و أهل بیتی أمان لامتی فاذا ذهب أهل بیتی أتاهم ما یدعون (327)
یعنی: ستارگان، مایه امنیت برای آسمانیان هستند. هنگامی که ستارگان نابود گردند رستاخیز به سوی او فرا می رسد. و خاندان من نیز مایه امنیت برای امتم می باشند هنگامی که آنان از میان امت برداشته شوند رستاخیز آنان نیز برپا می گردد.
3 - و فرمود:
أهل بیتی أمان الارض فاذا هلک أهل بیتی جاء أهل الارض من الایات ما کانوا یدعون.(328)
یعنی: خاندان من، مایه امن و امان برای مردم روی زمین هستند. به همین جهت با از میان رفتن، آنان رستاخیز فرا می رسد.
4 - امیرمؤمنان علیه السلام از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آورده است که فرمود:
النجوم أمان الاهل السماء فاذا ذهبت أهل السماء و أهل بیتی أمان لاهل الارض، فاذا ذهبت أهل بیتی ذهب أهل الارض.(329)
یعنی: ستارگان، مایه امنیت برای آسمانیان هستند و خاندان من، مایه امن و امان برای زمینیان، با نابودی ستارگان آسمان، اهل آن نابود می گردند و با رفتن خاندان من، زمینیان.
5 - و نیز فرمود:
ان الله جعل النجوم أماناً لاهل السماء و جعل أهل بیتی أماناً لاهل الارض(330)
یعنی: خداوند، ستارگان را مایه امن و امان برای اهل آسمان قرار داد و خاندان مرا مایه امنیت برای اهل زمین.
علاوه بر روایاتی که از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در این مورد رسیده است، انبوه روایات از امامان نور علیهم السلام در این مورد آمده است که همه آنها این حقیقت را تفسیر و روشن می سازند که برای نمونه برخی ترسیم می گردد:
1 - در نامه مبارک امام مهدی علیه السلام به اسحاق بن یعقوب آمده است که:
... و انی أمان لاهل الارض کما، أن النجوم أمان لاهل السماء.(331)
یعنی: و من مایه آرامش و امنیت زمینیان هستم، همانگونه که ستارگان آسمان باعث امنیت آسمانیان هستند.
2 - چهارمین امام نور حضرت سجاد علیه السلام در این مورد می فرماید:
نحن أئمة المسلمین و حجج الله علی العالمین و سادة المؤمنین... و نحن أمان لاهل الارض کما أن النجوم أمان لاهل السماء و نحن الذین بنا یمسک الله السماء أن تقع علی الارض الا باذنه و بنا یمسک الارض ان تمید بأهلها و بنا ینزل الغیث و تنشر الرحمة و تخرج برکات الارض و لو لا ما فی الارض منا لساخت بأهلها.(332)
یعنی: ما پیشوایان مسلمین و حجتهای خدا برای جهان و جهانیان و سروران اهل ایمان هستیم. ما مایه امنیت برای زمینیان هستیم، همانگونه که ستارگان، مایه امنیت برای آسمانیان هستند و ما کسانی هستیم که خداوند به برکت و احترام ما، آسمان را، از فرو افتادن بر زمین، جز به اذن خویش حفظ می کند و توازن و تعادل زمین را، تضمین می نماید. به برکت ما باران رحمت خدا، همه جا گسترش می یابد و برکات زمین سر بر می آورد و اگر از ما کسی در روی زمین نباشد، زمین اهل خویش را فرو می برد.
3 - پنجمین امام نور حضرت باقر علیه السلام می فرماید:
و نحن أئمة الهدی و نحن الذین بنا ینزل الله الرحمة و بنا تسقون الغیث و نحن الذین بنا یصرف عنکم العذاب، فمن عرفنا حقنا و أخذ بأمرنا، فهو منا والینا(333)
یعنی: مردم! ما پیشوایان هدایت هستیم و کسانی هستیم که به برکت وجود ما، خداوند رحمت خویش را بر مردم فرو می فرستد و به احترام ما آنان را از باران رحمت خویش سیراب می سازد. ما کسانی هستیم که خداوند به خاطر ما عذاب را از زمین و زمان برمی گرداند، از این رو هرکس ما را شناخت و حقوق ما را شناخت و به دستورات آسمانی ما عمل کرد، او از ماست و راهش به سوی ما.
4 - محمد بن ابراهیم نامه ای به حضرت صادق علیه السلام نوشت و از آن گرامی درخواست کرد که فضایل و امتیازات اهل بیت علیهم السلام را ترسیم نماید. آن حضرت در پاسخ نوشت:
ان الکواکب جعلت فی السماء أماناً لأهل السماء فاذا ذهبت نجوم السماء جاء أهل السماء ما کانوا یدعون. و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: جعل أهل بیتی أماناً لامتی، فاذا ذهب أهل بیتی جاء أمتی ما کانوا یدعون(334)
یعنی سیاره ها در آسمان، مایه امنیت آسمان قرار داده شده اند و هنگامی که آنان راه زوال در پیش گیرند و از بین بروند، پایان عمر و رستاخیز آسمانیان فرا می رسد.
و آنگاه مرقوم داشت که: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند خاندان مرا، مایه امنیت و آرامش برای امتم قرار داد، از این رو با رفتن آنان، رستاخیز فرا می رسد.
5 - هشتمین امام نور حضرت رضا علیه السلام در این مورد می فرماید:
نحن حجج الله فی خلقه... بنا یمسک الله السماوات و الارض أن تزولا و بنا ینزل الغیث و ینشر الرحمة و لا تخلوا الارض من قائم منا ظاهر أو خاف و لو خلت یوماً بغیر حجة لماجت بأهلها کما یموج البحر بأهله.(335)
یعنی: ما حجتهای خدا در میان بندگانش هستیم... به برکت ما، خداوند، آسمانها و زمین را از نابودی حفظ می کند و بخاطر ما باران رحمت خویش را نازل می کند و بخشایش و مهر خویش را می گستراند. زمین، هیچگاه از قائم و پیشوایی از اهل بیت، خالی نمی ماند، خواه آشکار و یا پنهان و ناشناخته باشد، چرا که اگر روزی زمین از حجت خدا تهی باشد قرار و آرام خویش را از دست می دهد و ساکنان خویش را بسان امواج توفنده دریا به این سو و آن سو می کوبد.
6 - سلیمان جعفری آورده است که از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم: آیا زمین خالی از حجت می ماند؟
حضرت در جواب فرمودند:
لو خلت طرفة عین، لساخت بأهلها(336)
یعنی: اگر یک لحظه و به اندازه یک چشم به هم زدن، زمین خالی از حجت باشد تمامی اهل خویش را فرو می بلعد.
7 - امام باقر علیه السلام فرمود:
لو بقیت الارض - یوماً - بلا امام منا لساخت بأهلها و لعذبهم الله بأشد عذابه، ان الله (تبارک و تعالی) جعلنا حجة فی أرضه و أماناً فی الارض لأهل الأرض، لم یزالوا فی أمان من أن تسیخ بهم الارض ما دمنا بین أظهرهم، فاذا اراد الله أن یهلکم ثم لا یمهلهم و لا ینظرهم... ذهب بنا من بینهم و رفعنا الیه، ثم یفعل الله ما یشاء و یحب. (337)
یعنی: اگر زمین روزی بدون امام و پیشوایی از ما خاندان وحی و رسالت باشد، اهل خویش را فرو می برد و خداوند آنان را به سخت ترین عذابها کیفر می نماید.
خدا ما را در روی زمین حجت خویش و مایه امن و امان ساکنان زمین قرار داد تا هنگامی که ما در میان آنها باشیم، زمین آنها را فرو نمی برد و آنگاه بخواهد همه را نابود کند و به آنها مهلت ندهد، ما را از میان آنها به سوی خویش بالا می برد، آنگاه هر آنچه را دوست بدارد انجام می دهد.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود:
لو لا من الارض من حجج الله لنفضت الارض ما فیها و ألقت ما علیها ان الأرض لا تخلوا ساعة من الحجة. (338)
یعنی: اگر از حجتهای خدای بر روی زمین نبود، بی تردید زمین آنچه را در درون و برون خویش داشت بیرون می افکند و پرتاب می نمود. آری! زمین لحظه ای از حجت حق تهی نمی گردد.
9 - امام باقر علیه السلام فرمود:
لو أن الامام رفع من الارض ساعة... لماجت الارض بأهلها کما یموج البحر بأهله.(339)
یعنی: اگر امام معصوم، ساعتی از روی زمین برداشته شود، زمین قرار خویش را از کف داده و بسان امواج توفنده دریا، ساکنان خویش را به هر سو می کوبد و پرتاب می کند.
10 - از پنجمین امام نور علیه السلام پرسیدند که: ما به چه دلیل نیازمند پیامبر و امام معصوم هستیم؟
آن حضرت فرمود:
لبقاء العالم علی صلاحه و ذلک: أن الله (عزوجل) یرفع العذاب عن أهل الارض اذا کان فیهم نبی أو امام، قال الله (عزوجل): و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم...(340)
و قال النبی صلی الله علیه و آله: النجوم أمان الاهل الارض، فاذا ذهبت النجوم أتی أهل السماء ما یکرهون. و اذا اذهب أهل بیتی أتی أهل الارض ما یکرهون.
یعنی بأهل بیته، الائم ء الذین قرن الله طاعتهم بطاعته فقال: یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الامر منکم. (341) و هم المعصومون المطهرون، الذین لا یذنبون و لا یعصون و هم المؤیدون الموفقون المسدودون، بهم یرزق الله عباده و بهم یعمر بلاده و بهم ینزل القطر من السماء و بهم تخرج برکات الارض و بهم یمهل أهل المعاصی و لا یجعل علیهم بالعقوبة و العذاب، لا یفارقهم روح القدس و لا یفارقونه و لا یفارقهم القرآن و لا یفارقونه، صلوات الله علیهم.(342)
یعنی: بخاطر بقا و دوام هستی و آبادانی و اصلاح آن به وجود آن نیازمندیم. چرا که اگر امام و پیامبر در روی زمین باشند، خداوند، عذاب را از اهل زمین بر می دارد. خداوند در قرآن خویش، می فرماید:
و خداوند تا هنگامی که تو در میان آنان هستی، آنان را عذاب نخواهد کرد.
و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ستارگان، مایه امن و امان اهل آسمان هستند و خاندان من، مایه امنیت اهل زمین. هنگامی که ستارگان نابود گردند، آنچه را اهل آسمان، خویش ندارند به آنان روی می آورد و هنگامی که اهل بیت من از میان مردم بروند، فرا می رسد بر مردم، آنچه را که بیم دارند.
روشن است که پیامبر صلی الله علیه و آله اهل بیت خویش را همان کسانی می داند که خداوند اطاعت و فرمانبرداری از آنان را با فرمانبرداری از خویش، کنار هم قرار داده است و می فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را فرمان برید و پیامبر را اطاعت کنید و صاحبان امر را، که امامان نور هستند.
و اینان همان خداوند عصمت و طهارت و همان پیشوایان پاک و پاکیزه اند، همان کسانی که نه در زندگی خویش گناه می کنند و نه معصیت، همانان، که همواره تأیید شده از جانب خدا و موفق در کارهای شایسته و در دنیا و آخرت رستکار و کامیابند.
به برکت آنان است که خداوند بندگانش را روزی می دهد و شهرها را آباد می سازد و باران از آسمان فرو می ریزد و برکات زمین را خارج می سازد.
به احترام آنان است که به گناهکاران برای توبه و جبران معاصی، مهلت می دهد و در کیفر و عذاب آنان شتاب نمی ورزد.
آنان کسانی هستند که نه از روح القدس جدایی دارند و نه روح القدس از آنان جدا می گردد، نه قرآن از آنان جداپذیر است و نه آنان از قرآن.
درود خدای رحمت و مهرش نثار آنان باد!