فهرست کتاب


زبان خوراکیها جلد سوم

دکتر غیاث الدین جزایری

اسم من پنبه است!

فارسی من پنبه ترکی آن پنبوق است. اعراب به من قطن گویند. من دارای گونه های مختلف هستم و چندین هزار سال است که بشر مرا شناخته و به کشت من اقدام کرده است. گیاه من به ارتفاع 5/0تا 5/1 متر است، برگهای گیاه من پنجه ای و دارای سه تا پنج بریدگی نوک تیز است. سطح برگهای من پوشیده از کرک است. گلهای من دارای رنگ زرد روشن، و لکه های ارغوانی است. میوه من غوزه نامیده می شود، و دارای جدار خشک و سه تا پنج خانه است. در این خانه پس از شکفتن غوزه، الیاف پنبه نمایان می شود، و دارای دانه های فراوان است. بهترین زمین برای کشت من، زمینهای پوک است که کمی شوره داشته باشد، الیاف پنبه من سفید مایل به زرد است، ولی اخیراً دانشمندان کوشیده اند که انواعی از من را در اثر تربیت به دست آورند که به رنگهای مختلف مخصوصاً قرمز و بنفش باشد. سعی دیگر دانشمندان بر این است که بتوانند انواعی از من پرورش دهند که الیاف آنها بلندتر باشد. در سنوات اخیر محصول ایران دچار آفتی به نام کرم خاردار شده بود که خوشبختانه مبارزه با آن ثمر بخش بوده، و تا اندازه ای از بین رفته است.
دانه های من که به پنبه دانه معروف شده اند، دارای بیست تا سی درصد روغن قابل استخراج می باشند. من زرد رنگ بوده، و در زمستان در حرارت دو تا چهار درجه بالای صفر منجمد می شود، و دارای ویتامین ای می باشد. روغن من خوراکی است، مشروط بر اینکه کاملا تصفیه شده و بوی آن گرفته شده باشد. در غده های ترشحی واقع در ضخامت لپه دانه من، دو ماده رنگی و سمی وجود دارد و دانه های من موقعی به مصرف خوراکی و دارویی می رسند بایستی عاری از این غده های ترشح کننده باشند. مغز دانه های من مصارف متعدد و فواید بسیار دارد، ولی بزرگترین این خواص زیاد کردن نطفه است و کسانی که به علت کمی نطفه بچه دار نمی شوند، بایستی سه ماه مرتباً روزی پنج مثقال مغز دانه های مرا میل نمایند.
خوردن مغز مقشر دانه های من سینه و شکم را نرم می کند، و درمان سرفه است. با دارچین و شکر برای سرد مزاجان و با سکنجبین برای آنهایی که مزاجی گرم دارند برای تقویت غرایز جنسی به کار می رود. مغز دانه های من برای زنان بچه شیرده نیز نافع است، چون شیر را زیاد می کند و مقدار چربی و مواد سفیده آن را بالا می برد. شکوفه گیاه من نشاط آور است، و شربتی که با آن بسازند برای رفع خفقان و اختناق سود فراوان دارد و برای درمان وسواس و ابتدای جنون مفید است و داروسازان سنتی ایران را عقیده بر آن بود که عقل و هوش را زیاد می کند. ضماد شکوفه و برگ من همراه با پنبه سوخته ورمها را فرو می برد و خارش بدن را برطرف می کند، و از تاول زدن پس از سوختن جلوگیری می نماید، آب برگ من اسهال را بند می آورد مشروط بر اینکه با آب سیب مخلوط شده و خورده شود. پوست ریشه گیاه گیاه من قاعده آور است، و خون رحم را بند می آورد، پنبه مخصوصاً وقتی چربی آن گرفته شده و هیدروفیل، یعنی جاذب آب شود، دارای مصارف و فواید پزشکی زیاد است، و بسیاری از بانوان هنگام عادت ماهانه از آن و فراورده های آن استفاده می نمایند.
در صنعت از پنبه و روغن من زیاد استفاده می شود و پزشکان سنتی ایران، پوشیدن لباس پنبه ای را مفید می دانستند. من دارای انواعی به صورت درختچه نیز می باشم که در مشرق بنگال، نواحی مصر علیا، ایران، چین، و ژاپن می روید و انواع وحشی آن نیز به طور خودرو در ایران دیده شده است.
چنانچه زخمهای گود شده را از پنبه سوخته پر کنید، چرک آنها را کشیده و آنها را خشک می کند. اگر مرا گرم کرده و بر روی ورمهای دردناک ببندید، درد آنها را تسکین خواهم داد، و برای اینکه نتیجه بهتر بدهد بهتر آن است که قبلا روی آن زنجبیل و زرنباد نرم کرده بمالید، و بعد روی آن پنبه گرم کرده گذاشته و ببندید و همینکه پنبه سرد شد، دوباره آن را گرم کنند و مدتی بگذارند. برای فروکش ورم بیضه و تسکین درد آن دستور داده اند که دانه پنبه را از غوزه جدا کرده، و بکوبند و پس از گرم کردن برروی برگ بیدانجیر پهن کنند و بر روی ورم بیضه بگذارند و همچنین دستور داده اند که اگر تخم پنبه را کوبیده، با کمی زنجبیل مخلوط کرده و پنبه را با آن آغشته کرده، فتیله سازند و بعد یک سر آن را برزگیل میخی بسته و سر دیگر آن را آتش بزنند به طوری که گرمی و حرارتش به زگیل برسد، ولی نسوزاند، و این عمل را سه روز متوالی روزی یک بار تکرار کنند، زگیل افتاده و از بین می رود.
کنف که در گیلان و مازندران می روید و با آن گونه می بافند، از خانواده پیبه بوده و گیاه آن خواصی نظیر پنبه دارد، و همچنین نوع دیگر از آن در بلوچستان می روید که تاکنون در اطراف آن مطالعه و تحقیق نشده است. ممکن است این گیاه سینبل باشد که داروسازان سنتی به آن اشاره کرده و آن را چنین تعریف کرده اند: درختی است هندی بسیار بزرگ، چوب آن شبیه انجیر سفید و سبک برگ آن شبیه برگ گردو و از آن درازتر و گل آن سرخ تیره و بزرگ شبیه لاله و ریشه درخت کوچک و آن شبیه کوکب و شقاقل و مغز آن سفید و پوست آن نباتی رنگ و میوه آن شبیه غوزه پنبه و در چوب آن پنبه بسیار نرمی وجود دارد و درخت آن دو نوع است. خاردار و بی خار، و خاردار آن بهتر از بی خار است، و قسمت مورد استفاده این گیاه بیخ آن است که قبل از آنکه گیاه گل کند، باید آن را در آورده و با کارد چوبی ورق ورق کرده، و در سایه خشک نمایند و بعد کوبیده با هم وزن آن نبات سفید دوباره کوبیده و به صورت قاووت در آورند. خوردن آن قاووت روزی یک تا سه گرم به مدت چهل روز برای تقویت جسمانی و غریزی نتیجه بسیار عالی دارد، و همچنین اسهال خونی و بلغمی را بند می آورد و برای معالجه دمل و زخمهای جلدی، جذام، فساد خون و صفرا سودمند است، و همچنین شهرت دارد که اگر پنبه این گیاه را در گوش نمایند آن را کر می کند

پنبه نسوز

فارسی من پنبه نسوز است، به من پنبه کوهی و آذرشست هم می گویند. عربی من حجر الفتیله است. من نوعی سنگ آتشفشانی هستم که از ترکیب سیلیکات کلسیم و سیلیکات منیزی به صورت الیاف در آمده ام، الیاف من مانند پنبه نرم و قابل انعطاف و تابیدن است و از این رو در نساجی می توان از من استفاده کرد و پارچه های نسوز بافت، در گذشته از من برای خانه های اعیان و اماکن مذهبی فتیله درست می کردند و در چراغهای روغن نسوز می گذاشتند، امروز در صنایع برای تهیه الیاف نسوز بیشتر از من استفاده می شود، داروسازان سنتی ایران عقیده داشتند که پنبه نسوز برای التیام جراحات مخصوصاً جراحات حیوانی نظیر ندارد. معادن پنبه نسوز در کرمان فراوان است، و خارج از ایران در چین و چند کشور دیگر دیده می شود. در طب جدید هیچگونه مصرف دارویی برای آن قایل نیستند.