فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

92 - آزادی

(1)
امام صادق (علیه السلام):
خمس خصال من لم تکن فیه خصلة منها فلیس فیه کثیر مستمتع أولها: الوفاء والثانیة التدبیر والثالثة الحیاء والرابعة حسن الخلق والخامسة وهی تجمع هذه الخصال، الحریه؛
پنج خصلت است که در هر کس یکی از آنها نباشد خیر و بهره زیادی در او نیست: اول: وفاداری دوم: تدبیر سوم: حیا چهارم: خوش اخلاقی و پنجم:- که چهار خصلت دیگر را نیز در خود دارد - آزادگی.
(2)
امام علی (علیه السلام):
لاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حراً؛
بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفرید.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
ان الحر حر علی جمیع أحواله: ان نابته نائبة صبر لها، وان تداکت علیه المصائب لم تسکره وان اسر وقهر واستبدل بالیسر عسراً، کما کان یوسف الصدیق الامین صلوات الله علیه: لم یضرر حریته أن استعبد وقهر واسر؛
آزاده در همه حال آزاده است: اگر بلا و سختی به او رسد شکیبایی ورزد و اگر مصیبت ها بر سرش فرو ریزند او را نشکنند هر چند به اسیری افتد و مقهور شود و آسایش را از دست داده و به سختی و تنگدستی افتد. چنان که یوسف صدیق امین، صلوات الله علیه، به بندگی گرفته شد و مقهور و اسیر گشت اما این همه به آزادگی او آسیب نرساند.
(4)
امام علی (علیه السلام):
الحریة منزهة من الغل والمکر؛
آزادگی از کینه توزی و مکر منزه است.
(5)
امام علی (علیه السلام):
من توفیق الحر اکتسابه المال من حله؛
از موفقیت آزاده این است که مال را از راه حلال به دست آورد.
(6)
امام علی (علیه السلام):
ابذل مالک فی الحقوق وواس به الصدیق فان السخاء بالحرأ خلق؛
دارایی خود را در آنجا که حق است ببخش و با آن دوستانت را یاری رسان که جامه بخشندگی برتن آزاد مرد زیبنده تر است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
العبد حر ما قنع، الحر عبد ما طمع؛
بنده قانع آزاد است و آزاد طمعکار، بنده.
(8)
امام علی (علیه السلام):
من قضی ما أسلف من الاحسان فهو کامل الحریة؛
هر کس به وعده نیکی ای که در گذشته داده است عمل کند آزادگی اش کامل است.
(9)
امام علی (علیه السلام):
من قام بشرائط العبودیة أهل للعتق، من قصر عن أحکام الحریة اعید الی الرق؛
هر کس شرایط بندگی خدا را به جا آورد سزاوار آزادگی می شود و هر کس در عمل به شرایط آزادگی کوتاهی کند، به بندگی (غیر خدا) مبتلا می شود.
(10)
امام حسین (علیه السلام):
ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحراراً فی دنیاکم؛
اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید لااقل در دنیای خود آزاد مرد باشید.

93 - طب

(1)
امام رضا (علیه السلام):
ان الله تبارک و تعالی لی یبح أکلا ولاشرباً الا لما فیه المنفعة والصلاح ولم یحرم الا ما فیه الضرر والتلف والفساد، فکل نافع مقوللجسم فیه قوة للبدن فهو حلال؛
خداوند تبارک و تعالی هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده است مگر آن که در آن منفعت و صلاحی بوده و هیچ خوردنی و نوشیدنی را حرام ننموده مگر آن که در آن زیان و مرگ و فسادی بوده است پس هر چیز سودمندی مقوی برای جسم، که باعث تقویت بدن است حلال شده است.
(2)
امام علی (علیه السلام):
فی وصیته لابنه الحسن (علیه السلام) یا بنی ألا اعلمک أربع خصال تستغنی بها عن الطب؟ فقال: بلی یا امیر المومنین، قال: لاتجلس علی الطعام الا وأنت جائع و لا تقم عن الطعام الا وأنت تشتهیه، وجود المضغ، واذا نمت فاعرض نفسک علی الخلاء فاذا استعملت هذا استغنیت عن الطب؛
در سفارشی به فرزند خود امام مجتبی (علیه السلام) فرمودند: فرزندم! آیا چهار نکته به تو نیاموزم که با رعایت آنها از طبیب بی نیاز شوی؟ عرض کرد: چرا، ای امیرالمومنان. حضرت فرمودند: تا گرسنه نشدی غذا نخور و تا اشتها داری از غذا دست بکش و غذا را خوب بجو و قبل از خوابیدن قضای حاجت کن. اگر این نکات را رعایت کنی. از مراجعه به طبیب بی نیاز می شوی.
(3)
امام حسین (علیه السلام):
فبادروا بصحة الاجسام فی مدة الاعمار؛
در مدت عمر، در حفظ سلامت تن بکوشید.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
لا یستغنی أهل کل بلد عن ثلاثة یفزع الیهم فی أمر دنیاهم وآخرتهم، فان عدموا ذلک کانوا همجاً: فقیه عالم ورع وأمیر خیر مطاع وطبیب بصیر ثقة؛
مردم هر شهری به سه چیز نیازمندند که در امور دنیا و آخرت خود به آنها رجوع کنند و چنانچه آن سه را نداشته باشند گرفتار جهل و نابسامانی می شوند: دین شناس دانای پرهیزکار، حاکم نیکوکاری که مردم از او اطاعت کنند و پزشک بصیر مورد اعتماد.
(5)
امام رضا (علیه السلام):
لیس من دواء الا وهو یهیج داء؛
دارویی نیست مگر این که بیماری دیگری را تحریک می کند.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
تجنب الدواء ما احتمل بدنک الداء فاذا یحتمل الداء فالدواء؛
تا هنگامی که بدنت درد را تحمل می کند از مصرف دارو بپرهیز، چنانچه درد را تحمل نکردی آنگاه از دارو استفاده کن.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ما خلق الله تعالی داء الا و خلق دواء الاالسام؛
خداوند هیچ دردی را بی درمان نیافریده مگر سام (مرگ) که هیچ درمانی ندارد.
(8)
امام رضا (علیه السلام):
اثنان علیلان أبداً: صحیح محتم وعلیل مخلط؛
دو گروه همیشه مریضند، سالمی که پرهیز می کند و مریضی که پرهیز نمی کند.
(9)
امام رضا (علیه السلام):
من أراد أن لایوذیه معدته فلا یشرب بین طعامه ماء؛
هر کس می خواهد معده اش آزارش ندهد، در بین غذا آب نخورد.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
لا تدخل الحمام الا وفی جوفک شی ء یطفی به عنک وهج المعدة وهو أقوی للبدن ولاتدخله وأنت ممتلی ء من الطعام؛
داخل حمام نشو مگر در حالی که در شکمت چیزی (غذایی) که شدت حرارت معده را خاموش کند وجود داشته باشد، که برای بدن موجب تقویت است و در حالی که شکمت از غذا پر است نیز وارد حمام مشو.

94 - عیادت

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
عائد المریض یخوض فی الرحمة؛
عیادت کننده از بیمار، در رحمت خدا غوطه ور می شود.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
عائد المریض فی مخرفة الجنة، فاذا جلس عنده غمرته الرحمة؛
عیادت کننده از بیمار، در نخلستان بهشت میوه می چیند و هر گاه نزد بیمار بنشیند، رحمت خدا او را فرا می گیرد.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
من عاد مریضاً شیعه سبعون ألف ملک یشتغفرون له حتی یرجع الی منزله؛
هر کس به عیادت بیمار برود، هفتاد هزار فرشته او را مشایعت می کنند و برایش آمرزش می طلبند تا آن گاه که به منزل خود برگردد.
(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله عزوجل یقول یوم القیامة: یابن آدم مرضت فام تعدنی! قال: یا رب کیف أعودک وأنت رب العالمین؟! قال: أما علمت أن عبدی فلاناً مرض فلم تعده؟! أما علمت أنک لو عدته لوجدتنی عنده؟؛
خدای عزوجل در روز قیامت می فرماید: ای پسر آدم! من بیمار شدم اما عیادتم نکردی؟ عرض می کند: پروردگارا چگونه تو را عیادت کنم حال آن که تو پروردگار جهانیانی؟ می فرماید: مگر ندانسته ای که فلان بنده ام مریض شد و عیادتش نکردن، مگر نمی دانستی که اگر به عیادتش روی، مرا نزد او می یابی؟
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
خیر العیادة اخفها؛
بهترین عیادت، آن است که سبک تر برگزار شود.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
عد من لایعودک وأهد من لایهدی لک؛
از کسی که به عیادت تو نمی آید عیادت کن و به کسی که به تو هدیه نمی دهد، هدیه بده.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
للمسلم علی المسلم خمس... ویعوده اذا مرض...؛
مسلمان بر مسلمان پنج حق دارد... و وقتی بیمار شد عیادتش کند.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
مولی لجعفربن محمد (علیه السلام) مرض بعض موالیه فخرجنا الیه نعوده ونحن عدة من موالی جعفر فاستقبلنا جعفر (علیه السلام) فی بعض الطریق فقال لنا أین تریدون؟ فقلنا: نرید فلاناً نعوده فقال لنا: قفوا، فوقفنا، فقال: مع أحد کم تفاحة أو سفر جلة أو اترجة أو لعقه من طیب أو قطعة من عودبخور؟ فقلنا: ما معناشی ء من هذا، فقال: أما تعلمون أن المریض یستریح الی کل ماادخل به عیله؛
یکی از وابستگان امام صادق (علیه السلام) گوید: یک نفر از یاران حضرت بیمار شد و ما عده ای از یاران امام برای عیادت او بیرون رفتیم. در راه با حضرت صادق (علیه السلام) روبرو شدیم. از ما پرسیدند: کجا می روید؟ عرض کردیم به عیادت فلانی می رویم. فرمودند: بایستید. ما ایستادیم. حضرت فرمودند: آیا سیبی، بهی، ترنجی، کمی عطر یا قطعه ای عود با یکی از شما هست؟ عرض کردیم: از این چیزها با خود نداریم. حضرت فرمودند: مگر نمی دانید که بیمار از این که چیزی برایش ببرند، آرامش می یابد.
(9)
امام علی (علیه السلام):
ان من أعظم العواد اجراً عند الله عزوجل لمن اذا عاد أخاه حفف الجلوس الا أن یکون المریض یحب ذلک ویریده ویسأله ذلک؛
از بزرگترین پاداش ها در نزد خداوند عزوجل را آن عیادت کننده دارد که هر گاه به عیادت برادرش برود، زمان کوتاهی نزد او بنشیند، مگر این که خود بیمار دوست داشته باشد و از او بخواهد که بیشتر بنشیند.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
عودوا المریض واتبعوا الجنازة یذکرکم الاخرة؛
به عیادت بیمار بروید و در تشییع جنازه شرکت کنید، که شما را به یاد آخرت می اندازد.