فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

56 - زبان

(1)
امام علی (علیه السلام):
ان فی الانسان عشر خصال یظهرها لسانه: شاهد یخبر عن الضمیر و حاکم یفصل بین الخطاب وناطق یردبه الجواب وشافع یدرک به الحاجة وواصف یعرف به الاشیاء و أمیر یأمر بالحسن وواعظ ینهی عن القبیح ومعز تسکن به الاحزان و حاضر تجلی به الضغائن ومونق تلتذ به الاسماع؛
در انسان ده خصلت وجود دارد که زبان او آنها را آشکار می سازد، زبان گواهی است که از درون خبر می دهد. گویایی است که بوسیله آن به پرسش ها پاسخ داده می شود. واسطه ای است که با آن مشکل برطرف می شود. وصف کننده ای است که با آن اشیاء شناخته می شود. فرماندهی است که به نیکی فرمان می دهد. اندرزگویی است که از زشتی باز می دارد. تسلیت دهنده ای است که غمها به آن تسکین می یابد. حاضری است که به وسیله آن کینه ها برطرف می شود و دلربایی است که گوشها بوسیله آن لذت می برند.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من کان یومن بالله والیوم الاخر فلیقل خیراً أو لیسکت؛
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
جمال الرجل فصاحة لسانه؛
زیبایی مرد به شیوایی زبان اوست.
(4)
امام باقر (علیه السلام):
ان هذا اللسان مفتاح کل خیر وشر فینبغی للمومن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه وفضته؛
براستی که این زبان کلید همه خوبیها و بدیهاست پس سزاوار است که مومن بر زبان خود مهر زند، همان گونه که بر (کیسه) طلا و نقره خود مهر می زند.
(5)
امام علی (علیه السلام):
ما أضمر أحد شیئاً الا ظهر فی فلتات لسانه وصفحات وجهه؛
هیچ کس چیزی را در دل پنهان نداشت، جز این که در لغزش های زبان و خطوط چهره او آشکار شد.
(6)
امام سجاد (علیه السلام):
حق اللسان اکرامه عن الخنی وتعویده الخیر وترک الفضول التی لا فائدة لها والبر بالناس و حسن القول فیهم؛
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویی، عادت دادنش به خیر و خوبی، ترک گفتار بی فایده و نیکی به مردم و خوشگویی درباره آنان است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
اللسان سبع ان خلی عنه عقر؛
زبان، درنده ای است که اگر رها شود، گاز می گیرد.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
اذا أراد الله بعبد خزیا أجری فضیحته علی لسانه؛
هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا می کند.
(9)
امام سجاد (علیه السلام):
ان لسان ابن آدم یشرف کل یوم علی جوارحه فیقول: کیف أصبحتم؟ فیقولون: بخیر ان ترکتنا! ویقولون: الله الله فینا! ویناشدونه ویقولون: انما نثاب بک ونعاقب بک؛
زبان آدمیزاد، هر روز به اعضای او نزدیک می شود و می گوید: چگونه اید؟ آنها می گویند: اگر تو ما را به خودمان واگذاری، خوب هستیم و می گویند: از خدا بترس و کاری به ما نداشته باش: و او را سوگند می دهند و می گویند: ما فقط به واسطه تو پاداش می یابیم و به واسطه تو، مجازات می شویم.
(10)
امام علی (علیه السلام):
احبس لسانک قبل أن یطیل حبسک ویردی نفسک فلا شی ء أولی بطول سجن من لسان یعدل عن الصواب و یتسرع الی الجواب؛
پیش از آنکه زبانت تو را به زندان طولانی و هلاکت در افکند، او را زندانی کن، زیرا هیچ چیز به اندازه زبانی که از جاده ثواب منحرف می شود و به جواب دادن می شتابد، سزاوار زندانی شدن دراز مدت نیست.

57 - غیبت

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أتدرون ما الغیبة؟ قالوا: الله و رسوله أعلم، قال: ذکرک أخاک بما یکره قیل: أرأیت ان کان فی أخی ما أقول؟ قال: ان کان فیه ما تقول فقد اغتبته وان لم یکن فیه ما تقول فقد بهته؛
آیا می دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر می داند فرمودند: این که از برادرت چیزی بگویی که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه می گویم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه می گویی در او باشد، غیبتش کرده ای و اگر آنچه می گویی در او نباشد، به او ت همت زنده ای.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من اغتاب مسلماً أو مسلمة لم یقبل الله صلاته ولاصیامه أربعین یوماً ولیلة الا أن یغفر له صاحبه؛
هر کس از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذیرد مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
الغیبة أن تقول فی أخیک ما ستره الله علیه وأما الامر الظاهر فیه مثل الحدة والعجلة فلا؛
غیبت آن است که درباره برادرت چیزی بگویی که خداوند آن را پوشیده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهای آشکاری چون تندخویی و شتابزدگی غیبت نیست.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
اذا جاهر الفاسق بفسقه فلا حرمة له و لا غیبة؛
هر گاه شخص فاسق و گنهکار آشکارا گناه کند، نه حرمتی دارد و نه غیبتی.
(5)
امام علی (علیه السلام):
السامع للغیبة کالمغتاب؛
شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
کفارة الاغتیاب أن تستغفر لمن اغتبته؛
کفاره غیبت این است که برای شخصی که از او غیبت کرده ای آمرزش بطلبی.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اذا وقع فی الرجل و أنت فی ملا، فکن للرجل ناصراً وللقوم زاجراً وقم عنهم؛
اگر در میان جمعی بودی و از کسی غیبت شد، او را یاری کن و آن جمع را از غیبت کردن بازدار و از میانشان برخیز و برو.
(8)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الغیبة اسرع فی دین الرجل المسلم من الاکلة فی جوفه؛
غیبت کردن در (نابودی) دین مسلمان موثرتر از خوره در درون اوست.
(9)
امام باقر (علیه السلام):
من اغتیب عنده أخوه المومن فنصره وأعانه نصره الله فی الدنیا والاخرة و من اغتیب عنده أخوه المومن فلم ینصر (و لم یعنه) ولم یدفع عنه وهو یقدر علی نصرته وعونه الاخفضه الله فی الدنیا و الاخرة؛
کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت شود و او به یاریش برخیزد، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری دهد و کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت شود و او - با آن که می تواند یاریش کند - به یاری او برنخیزد و از وی دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت پست گرداند.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یوتی بأحد یوم القیامة یوقف بین یدی الله ویدفع الیه کتابه فلایری حسناته فیقول: الهی، لیس هذا کتابی فانی لاأری فیها طاعتی؟! فیقال له: ان ربک لایضل ولاینسی ذهب عملک باغتیاب الناس ثم یوتی بآخر ویدفع الیه کتابه فیری فیه طاعات کثیرة فیقول: الهی ما هذا کتابی فانی ما عملت هذه الطاعات فیقال: لان فلانا اغتابک فدفعت حسناته الیک؛
روز قیامت فردی را می آوردند و در پیشگاه خداوند نگه می دارند و کارنامه اش را به او می دهند، اما حسنات خود را در آن نمی بیند، عرض می کند: الهی! این کارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمی بینم به او گفته می شود: پروردگار تو نه خطا می کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگری را می آورند و کارنامه اش را به او می دهند. در آن طاعت بسیاری را مشاهده می کند. عرض می کند: الهی! این کارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را به جا نیاورده ام! گفته می شود: فلانی از تو غیبت کرد و من حسنات او را به تو دادم.

58 - سلام

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان أولی الناس بالله و برسوله من بدا بالسلام؛
نزدیکترین مردم به خدا و رسول او کسی است که آغازگر سلام باشد.
(2)
امام علی (علیه السلام):
السلام سبعون حسنة تسعة وستون للمبتدی وواحدة للراد؛
سلام هفتاد ثواب دارد که شصت و نه تای آن برای سلام کننده است و یکی برای جواب دهنده.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یسلم الصغیر علی الکبیر، ویسلم الواحد علی الاثنین، ویسلم القلیل علی الکثیر، ویسلم الراکب علی الماشی، ویسلم المار علی القائم، ویسلم القائم علی القاعد؛
کوچک به بزرگ سلام کند و یک نفر به دو نفر و عده کمتر به عده بیشتر و سواره به پیاده و رهگذر به ایستاده و ایستاده به نشسته.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
اسلام قبل الکلام؛
نخست سلام، سپس کلام.
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
البادی بالسلام بری ء من الکبر؛
سلام کننده، از تکبر به دور است.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
خمس لا ادعهن حتی الممات... والتسلیم علی الصبیان لتکون سنة من بعدی؛
پنچ چیز است که تا زنده ام رهایش نمی کنم... و سلام کردن به کودکان تا بعد از من سنت شود.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أفش السلام یکثر خیر بیتک؛
سلام را رواج ده تا خیر و برکت خانه ات زیاد شود.
(8)
امام باقر (علیه السلام):
ان الله یحب اطعام الطعام وافشاء السلام؛
خداوند غذا دادن و به همه سلام کردن را دوست دارد.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان من موجبات المغفرة بذل السلام وحسن الکلام؛
یکی از موجبات مغفرت، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.
(10)
امام باقر (علیه السلام):
فی قول الله عزوجل: (فاذا دخلتم بیوتاً فسلموا علی أنفسکم) هو تسلیم الرجل علی اهل البیت حین یدخل، ثم یردون علیه، فهو سلامکم علی أنفسکم؛
درباره آیه هر گاه وارد خانه هایی شدید به خودتان سلام کنید فرمود: منظور سلام کردن مرد به اهل خانه است در هنگام وارد شدن به آن و جواب دادن اهل خانه به او. پس، این سلام شماست به خود شما.