فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

55 - روانشناسی

(1)
امام علی (علیه السلام):
الناس کالشجر شرابه واحد وثمره مختلف؛
مردم همانند درختانند که آبشان یکی است و میوه هایشان گوناگون.
(2)
امام علی (علیه السلام):
الناس الی أشکالهم أمیل؛
مردم به همانند خود، بیشتر تمایل دارند.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
النوم راحة للجسد والنطق راحة للروح و السکوت راحة للعقل؛
خواب، آرام بخش جسم است، سخن گفتن آسایش روح است و سکوت، سبب راحتی عقل است.
(4)
امام علی (علیه السلام):
ان للقلوب شهوة و کراهة واقبالا وادبار فاتوها من اقبالها وشهوتا، فان القلب اذا اکره عمی؛
دلها را حالت خواستن و ناخواستن و روی آوردن و پشت کردن است. از راه خواسته ها و تمایلات سراغ قلبها بروید، چرا که اگر دل را به کار مجبور نکنید کور می شود.
(5)
امام علی (علیه السلام):
من لم یحسن ظنه استوحش من کل أحد؛
آن کس که گمان خود را نیکو نسازد (و بدبین باشد) از هر کسی وحشت می کند.
(6)
امام علی (علیه السلام):
الناس أعداء ماجهلوا؛
مردم، با آنچه نمی دانند دشمن اند.
(7)
امام علی (علیه السلام):
خوافی الاخلاق تکشفها المعاشرة؛
خصلت ها و اخلاق پنهان را، معاشرت آشکار می سازد.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
رجلا یسأل ابا عبد الله (علیه السلام) فقال: الرجل یقول أودک، فکیف أعلم أنه یودنی؟ فقال: امتحن قلبک، فان کنت توده فانه یودک؛
شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: گاهی به من گفته می شود: دوستت دارم. از کجا بدانم که (راست می گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: قلب خودت را بیازمای، پس اگر تو او را دوست داری، بدان که او نیز تو را دوست دارد.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
بموت النفس تکون حیاة القلب و بحیاة القلب البلوغ الی الاستقامة؛
زیر پا گذاشتن هوا و هوس، دل را زنده می کند و زنده دلی، سبب استقامت است.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
من ساء خلقه عذب نفسه؛
هر کس بد اخلاق باشد، خودش را شکنجه و آزار می دهد.

56 - زبان

(1)
امام علی (علیه السلام):
ان فی الانسان عشر خصال یظهرها لسانه: شاهد یخبر عن الضمیر و حاکم یفصل بین الخطاب وناطق یردبه الجواب وشافع یدرک به الحاجة وواصف یعرف به الاشیاء و أمیر یأمر بالحسن وواعظ ینهی عن القبیح ومعز تسکن به الاحزان و حاضر تجلی به الضغائن ومونق تلتذ به الاسماع؛
در انسان ده خصلت وجود دارد که زبان او آنها را آشکار می سازد، زبان گواهی است که از درون خبر می دهد. گویایی است که بوسیله آن به پرسش ها پاسخ داده می شود. واسطه ای است که با آن مشکل برطرف می شود. وصف کننده ای است که با آن اشیاء شناخته می شود. فرماندهی است که به نیکی فرمان می دهد. اندرزگویی است که از زشتی باز می دارد. تسلیت دهنده ای است که غمها به آن تسکین می یابد. حاضری است که به وسیله آن کینه ها برطرف می شود و دلربایی است که گوشها بوسیله آن لذت می برند.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من کان یومن بالله والیوم الاخر فلیقل خیراً أو لیسکت؛
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
جمال الرجل فصاحة لسانه؛
زیبایی مرد به شیوایی زبان اوست.
(4)
امام باقر (علیه السلام):
ان هذا اللسان مفتاح کل خیر وشر فینبغی للمومن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه وفضته؛
براستی که این زبان کلید همه خوبیها و بدیهاست پس سزاوار است که مومن بر زبان خود مهر زند، همان گونه که بر (کیسه) طلا و نقره خود مهر می زند.
(5)
امام علی (علیه السلام):
ما أضمر أحد شیئاً الا ظهر فی فلتات لسانه وصفحات وجهه؛
هیچ کس چیزی را در دل پنهان نداشت، جز این که در لغزش های زبان و خطوط چهره او آشکار شد.
(6)
امام سجاد (علیه السلام):
حق اللسان اکرامه عن الخنی وتعویده الخیر وترک الفضول التی لا فائدة لها والبر بالناس و حسن القول فیهم؛
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویی، عادت دادنش به خیر و خوبی، ترک گفتار بی فایده و نیکی به مردم و خوشگویی درباره آنان است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
اللسان سبع ان خلی عنه عقر؛
زبان، درنده ای است که اگر رها شود، گاز می گیرد.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
اذا أراد الله بعبد خزیا أجری فضیحته علی لسانه؛
هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا می کند.
(9)
امام سجاد (علیه السلام):
ان لسان ابن آدم یشرف کل یوم علی جوارحه فیقول: کیف أصبحتم؟ فیقولون: بخیر ان ترکتنا! ویقولون: الله الله فینا! ویناشدونه ویقولون: انما نثاب بک ونعاقب بک؛
زبان آدمیزاد، هر روز به اعضای او نزدیک می شود و می گوید: چگونه اید؟ آنها می گویند: اگر تو ما را به خودمان واگذاری، خوب هستیم و می گویند: از خدا بترس و کاری به ما نداشته باش: و او را سوگند می دهند و می گویند: ما فقط به واسطه تو پاداش می یابیم و به واسطه تو، مجازات می شویم.
(10)
امام علی (علیه السلام):
احبس لسانک قبل أن یطیل حبسک ویردی نفسک فلا شی ء أولی بطول سجن من لسان یعدل عن الصواب و یتسرع الی الجواب؛
پیش از آنکه زبانت تو را به زندان طولانی و هلاکت در افکند، او را زندانی کن، زیرا هیچ چیز به اندازه زبانی که از جاده ثواب منحرف می شود و به جواب دادن می شتابد، سزاوار زندانی شدن دراز مدت نیست.

57 - غیبت

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أتدرون ما الغیبة؟ قالوا: الله و رسوله أعلم، قال: ذکرک أخاک بما یکره قیل: أرأیت ان کان فی أخی ما أقول؟ قال: ان کان فیه ما تقول فقد اغتبته وان لم یکن فیه ما تقول فقد بهته؛
آیا می دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر می داند فرمودند: این که از برادرت چیزی بگویی که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه می گویم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه می گویی در او باشد، غیبتش کرده ای و اگر آنچه می گویی در او نباشد، به او ت همت زنده ای.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من اغتاب مسلماً أو مسلمة لم یقبل الله صلاته ولاصیامه أربعین یوماً ولیلة الا أن یغفر له صاحبه؛
هر کس از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذیرد مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
الغیبة أن تقول فی أخیک ما ستره الله علیه وأما الامر الظاهر فیه مثل الحدة والعجلة فلا؛
غیبت آن است که درباره برادرت چیزی بگویی که خداوند آن را پوشیده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهای آشکاری چون تندخویی و شتابزدگی غیبت نیست.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
اذا جاهر الفاسق بفسقه فلا حرمة له و لا غیبة؛
هر گاه شخص فاسق و گنهکار آشکارا گناه کند، نه حرمتی دارد و نه غیبتی.
(5)
امام علی (علیه السلام):
السامع للغیبة کالمغتاب؛
شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
کفارة الاغتیاب أن تستغفر لمن اغتبته؛
کفاره غیبت این است که برای شخصی که از او غیبت کرده ای آمرزش بطلبی.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اذا وقع فی الرجل و أنت فی ملا، فکن للرجل ناصراً وللقوم زاجراً وقم عنهم؛
اگر در میان جمعی بودی و از کسی غیبت شد، او را یاری کن و آن جمع را از غیبت کردن بازدار و از میانشان برخیز و برو.
(8)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الغیبة اسرع فی دین الرجل المسلم من الاکلة فی جوفه؛
غیبت کردن در (نابودی) دین مسلمان موثرتر از خوره در درون اوست.
(9)
امام باقر (علیه السلام):
من اغتیب عنده أخوه المومن فنصره وأعانه نصره الله فی الدنیا والاخرة و من اغتیب عنده أخوه المومن فلم ینصر (و لم یعنه) ولم یدفع عنه وهو یقدر علی نصرته وعونه الاخفضه الله فی الدنیا و الاخرة؛
کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت شود و او به یاریش برخیزد، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری دهد و کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت شود و او - با آن که می تواند یاریش کند - به یاری او برنخیزد و از وی دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت پست گرداند.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یوتی بأحد یوم القیامة یوقف بین یدی الله ویدفع الیه کتابه فلایری حسناته فیقول: الهی، لیس هذا کتابی فانی لاأری فیها طاعتی؟! فیقال له: ان ربک لایضل ولاینسی ذهب عملک باغتیاب الناس ثم یوتی بآخر ویدفع الیه کتابه فیری فیه طاعات کثیرة فیقول: الهی ما هذا کتابی فانی ما عملت هذه الطاعات فیقال: لان فلانا اغتابک فدفعت حسناته الیک؛
روز قیامت فردی را می آوردند و در پیشگاه خداوند نگه می دارند و کارنامه اش را به او می دهند، اما حسنات خود را در آن نمی بیند، عرض می کند: الهی! این کارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمی بینم به او گفته می شود: پروردگار تو نه خطا می کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگری را می آورند و کارنامه اش را به او می دهند. در آن طاعت بسیاری را مشاهده می کند. عرض می کند: الهی! این کارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را به جا نیاورده ام! گفته می شود: فلانی از تو غیبت کرد و من حسنات او را به تو دادم.