فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

54 - همت

(1)
امام علی (علیه السلام):
الشرف بالهمم العالیة لا بالرمم البالیة؛
شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده.
(2)
امام علی (علیه السلام):
الفعل الجمیل ینبی عن علو الهمة؛
کردار زیبا از بلندی همت خبر می دهد.
(3)
امام علی (علیه السلام):
الطاعة همة الاکیاس، المعصیة همة الارجاس؛
فرمانبری از خداوند همت زیرکانه است. نافرمانی از خدا همت پلیدانه است.
(4)
امام علی (علیه السلام):
أشرف الهمم رعایة الذمام؛
شریف ترین همت ها نگهداری حق و حرمت ها و رعایت عهد و پیمان هاست.
(5)
امام علی (علیه السلام):
الکف عما فی أیدی الناس عفة و کبر همة؛
طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتی است.
(6)
امام علی (علیه السلام):
من شرف الهمة لزوم القناعة؛
پایبندی به قناعت، از والایی همت است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
اقصر همتک علی ما یلزمک و لا تخض فیما لا یعنیک؛
همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار تو نمی آید پی گیری مکن.
(8)
امام علی (علیه السلام):
نعوذ بالله من المطامع الدنیة والهمم الغیر المرضیة؛
به خدا پناه می برم از مطامع پست و همت ها و خواسته های ناپسند.
(9)
امام علی (علیه السلام):
ان سمت همتک لاصلاح الناس فابدأ بنفسک، فان تعاطیک صلاح غیرک و أنت فاسد أکبر العیب؛
اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.
(10)
امام علی (علیه السلام):
ما أبعد الخیر ممن همته بطنه وفرجه؛
چه دور است خیر و خوبی از کسی که هم و غمش شمک و شرمگاه اوست.

55 - روانشناسی

(1)
امام علی (علیه السلام):
الناس کالشجر شرابه واحد وثمره مختلف؛
مردم همانند درختانند که آبشان یکی است و میوه هایشان گوناگون.
(2)
امام علی (علیه السلام):
الناس الی أشکالهم أمیل؛
مردم به همانند خود، بیشتر تمایل دارند.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
النوم راحة للجسد والنطق راحة للروح و السکوت راحة للعقل؛
خواب، آرام بخش جسم است، سخن گفتن آسایش روح است و سکوت، سبب راحتی عقل است.
(4)
امام علی (علیه السلام):
ان للقلوب شهوة و کراهة واقبالا وادبار فاتوها من اقبالها وشهوتا، فان القلب اذا اکره عمی؛
دلها را حالت خواستن و ناخواستن و روی آوردن و پشت کردن است. از راه خواسته ها و تمایلات سراغ قلبها بروید، چرا که اگر دل را به کار مجبور نکنید کور می شود.
(5)
امام علی (علیه السلام):
من لم یحسن ظنه استوحش من کل أحد؛
آن کس که گمان خود را نیکو نسازد (و بدبین باشد) از هر کسی وحشت می کند.
(6)
امام علی (علیه السلام):
الناس أعداء ماجهلوا؛
مردم، با آنچه نمی دانند دشمن اند.
(7)
امام علی (علیه السلام):
خوافی الاخلاق تکشفها المعاشرة؛
خصلت ها و اخلاق پنهان را، معاشرت آشکار می سازد.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
رجلا یسأل ابا عبد الله (علیه السلام) فقال: الرجل یقول أودک، فکیف أعلم أنه یودنی؟ فقال: امتحن قلبک، فان کنت توده فانه یودک؛
شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: گاهی به من گفته می شود: دوستت دارم. از کجا بدانم که (راست می گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: قلب خودت را بیازمای، پس اگر تو او را دوست داری، بدان که او نیز تو را دوست دارد.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
بموت النفس تکون حیاة القلب و بحیاة القلب البلوغ الی الاستقامة؛
زیر پا گذاشتن هوا و هوس، دل را زنده می کند و زنده دلی، سبب استقامت است.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
من ساء خلقه عذب نفسه؛
هر کس بد اخلاق باشد، خودش را شکنجه و آزار می دهد.

56 - زبان

(1)
امام علی (علیه السلام):
ان فی الانسان عشر خصال یظهرها لسانه: شاهد یخبر عن الضمیر و حاکم یفصل بین الخطاب وناطق یردبه الجواب وشافع یدرک به الحاجة وواصف یعرف به الاشیاء و أمیر یأمر بالحسن وواعظ ینهی عن القبیح ومعز تسکن به الاحزان و حاضر تجلی به الضغائن ومونق تلتذ به الاسماع؛
در انسان ده خصلت وجود دارد که زبان او آنها را آشکار می سازد، زبان گواهی است که از درون خبر می دهد. گویایی است که بوسیله آن به پرسش ها پاسخ داده می شود. واسطه ای است که با آن مشکل برطرف می شود. وصف کننده ای است که با آن اشیاء شناخته می شود. فرماندهی است که به نیکی فرمان می دهد. اندرزگویی است که از زشتی باز می دارد. تسلیت دهنده ای است که غمها به آن تسکین می یابد. حاضری است که به وسیله آن کینه ها برطرف می شود و دلربایی است که گوشها بوسیله آن لذت می برند.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من کان یومن بالله والیوم الاخر فلیقل خیراً أو لیسکت؛
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
جمال الرجل فصاحة لسانه؛
زیبایی مرد به شیوایی زبان اوست.
(4)
امام باقر (علیه السلام):
ان هذا اللسان مفتاح کل خیر وشر فینبغی للمومن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه وفضته؛
براستی که این زبان کلید همه خوبیها و بدیهاست پس سزاوار است که مومن بر زبان خود مهر زند، همان گونه که بر (کیسه) طلا و نقره خود مهر می زند.
(5)
امام علی (علیه السلام):
ما أضمر أحد شیئاً الا ظهر فی فلتات لسانه وصفحات وجهه؛
هیچ کس چیزی را در دل پنهان نداشت، جز این که در لغزش های زبان و خطوط چهره او آشکار شد.
(6)
امام سجاد (علیه السلام):
حق اللسان اکرامه عن الخنی وتعویده الخیر وترک الفضول التی لا فائدة لها والبر بالناس و حسن القول فیهم؛
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویی، عادت دادنش به خیر و خوبی، ترک گفتار بی فایده و نیکی به مردم و خوشگویی درباره آنان است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
اللسان سبع ان خلی عنه عقر؛
زبان، درنده ای است که اگر رها شود، گاز می گیرد.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
اذا أراد الله بعبد خزیا أجری فضیحته علی لسانه؛
هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا می کند.
(9)
امام سجاد (علیه السلام):
ان لسان ابن آدم یشرف کل یوم علی جوارحه فیقول: کیف أصبحتم؟ فیقولون: بخیر ان ترکتنا! ویقولون: الله الله فینا! ویناشدونه ویقولون: انما نثاب بک ونعاقب بک؛
زبان آدمیزاد، هر روز به اعضای او نزدیک می شود و می گوید: چگونه اید؟ آنها می گویند: اگر تو ما را به خودمان واگذاری، خوب هستیم و می گویند: از خدا بترس و کاری به ما نداشته باش: و او را سوگند می دهند و می گویند: ما فقط به واسطه تو پاداش می یابیم و به واسطه تو، مجازات می شویم.
(10)
امام علی (علیه السلام):
احبس لسانک قبل أن یطیل حبسک ویردی نفسک فلا شی ء أولی بطول سجن من لسان یعدل عن الصواب و یتسرع الی الجواب؛
پیش از آنکه زبانت تو را به زندان طولانی و هلاکت در افکند، او را زندانی کن، زیرا هیچ چیز به اندازه زبانی که از جاده ثواب منحرف می شود و به جواب دادن می شتابد، سزاوار زندانی شدن دراز مدت نیست.