فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

45 - نصیحت

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان أعظم الناس منزلة عندالله یوم القیامة أمشاهم فی أرضیه بالنصیحة لخلقه؛
بلند مرتبه ترین مردم در روز قیامت نزد خداوند کسی است که در روی زمین بیشتر در خیرخواهی و ارشاد مردم قدم بردارد.
(2)
لقمان حکیم رحمة الله:
یا بنی ... علیک بالموعظة فاعمل بها فانها عند العاقل أحلی من العسل الشهد؛
فرزندم نصیحت را بپذیر و به آن عمل کن که نصیحت نزد عاقل از عسل ناب شیرین تر است.
(3)
امام علی (علیه السلام):
من قبل النصیحة سلم من الفضیحة؛
هر کس نصیحت را بپذیرد، از رسوایی به سلامت می ماند.
(4)
امام جواد (علیه السلام):
المومن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله وواعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه؛
مومن نیازمند سه چیز است: توفیقی از پروردگار، پند دهنده ای از درون خویش و پذیرش از نصیحت کنندگان.
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اذا أراد الله بعبد خیراً جعل له واعظاً من نفسه یامره وینهاه؛
هر گاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد، واعظی از درون او برایش قرار می دهد که او را به کار نیک وادار و از کار بد باز دارد.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یا علی اذا لم یکن العالم تقیاً تائباً زلت موعظته عن قلوب الناس کما تزل القطرة عن بیضة النعامة والصفا؛
یا علی هر گاه عالم با تقوا و توبه کار نباشد، موعظه اش از دل مردم می لغزد همچنانکه قطره آب از روی تخم شتر مرغ و سنگ صاف می لغزد.
(7)
امام علی (علیه السلام):
المسلم مرآة أخیه فاذا رأیتم من أخیکم هفوة فلاتکونوا علیه الباً وأرشدوه وانصحوا له و تزفقوا به...؛
مسلمان آینه برادر خویش است. هر گاه خطایی از برادر خود دیدید همگی او را مورد حمله قرار ندهید بلکه او را راهنمایی و نصیحت نمایید و با او مدارا کنید...
(8)
امام حسن عسکری (علیه السلام):
من وعظ أخاه سراً فقد زانه ومن وعظه علانیة فقد شانه؛
هر کس برادر (دینی) خود را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته و اگر آشکارا نصیحتش نماید ارزش او را کاسته است.
(9)
امام سجاد (علیه السلام):
وأما حق المستنصح فان حقه أن تودی الیه النصیحة علی الحق الذی تری له أنه یحمل ویخرج المخرج الذی یلین علی مسامعه وتکلمه من الکلام بما یطیقه عقله فان لکل عقل طبقة من الکلام یعرفه ویجتنبه ولیکن مذهبک الرحمة؛
حق نصیحت خواه این است که به راه صحیحی که می دانی می پذیرد، راهنمائیش کنی و سخن در حد درک و فهم و عقلش بگویی که هر عقلی ظرفیت مخصوص خود را دارد و روش تو باید همراه با مهربانی و رحمت باشد.
(10)
امام سجاد (علیه السلام):
وأما حق الناصح فأن تلین له جناحک ثم تشرئب له قلبک و تفتح له سمئک حتی تفهم عنه نصیحته ثم تنظر فیها فان کان رفق فیها للصواب حمدت الله علی ذلک وقبلت منه وعرفت له نصیحته...؛
حق نصیحت کننده این است که نسبت به او فروتنی کنی، دل را برای فهم نصیحتش آماده نمایی و به سخنانش گوش دهی و اگر گفتارش درست بود خدا را شکر گویی و بپذیری و حق شناسی کنی...

46 - تواضع

(1)
امام علی (علیه السلام):
أشرف الخلائق التواضع والحلم ولین الجانب؛
شریف ترین اخلاق، تواضع، بردباری و نرم خویی است.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله تعالی أوحی الی أن تواضعوا حتی لایفخر أحد علی أحد ولایبغی أحد علی أحد؛
خدای متعال به من وحی فرمود که متواضع باشید، تا هیچ کس بر دیگری فخر نفروشد و احدی به دیگری زورگویی و تجاوز نکند.
(3)
امام صادق (علیه السلام):
ان فی السماء ملکین موکلین بالعباد، فمن تواضع لله رفعاه و من تکبر وضعاه؛
در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر کس برای خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر کس تکبر ورزد او را پست گردانند.
(4)
امام علی (علیه السلام):
اذا تفقه الرفیع تواشع؛
انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانایی رسد، متواضع می شود.
(5)
امام علی (علیه السلام):
فی صفة المتقین -: ملبسهم الاقتصاد ومشیهم التواشع؛
در وصف پرهیزکاران -: لباسشان میانه رویست و راه رفتن و رفتارشان متواظعانه است.
(6)
امام صادق (علیه السلام):
ان من التواضع أن یرضی الرجل بالمجلس دون المجلس وأن یسلم علی من یلقی وأن یترک المراء وان کان محقاً ولایحب أن یحمد علی التقوی؛
از تواضع است که انسان به پایین مجلس رضایت دهد، به هر کس بر می خورد سلام کند، مجادله را رها کند اگر چه حق با او باشد و دوست نداشته باشد که او را به پرهیزکاری بستایند.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ثلاثة لایزید الله بهن الا خیراً: التواضع لا یزید الله به الا ارتفاعاً وذل النفس لایزید الله به الا عزاً والتعفف لا یزید الله به الاغنی؛
سه چیز است که خداوند به سبب آنها جز بر خیر و خوبی نمی افزاید: تواضع که خداوند به سبب آن جز بلند مرتبگی نمی افزاید، شکسته نفسی که خداوند به سبب آن جز عزت نمی افزاید و مناعت طبع که خداوند به سبب آن جز بی نیازی نمی افزاید.
(8)
امام کاظم (علیه السلام):
ان الزرع ینبت فی السهل ولاینبت فی الصفا فکذلک الحکمة تعمر فی قلب المتواضع و لا تعمر فی قلب المتکبر الجبار، لان الله جعل التواضع آلة العقل و جعل التکبر من آلة الجهل؛
زراعت در زمین همواره می روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.
(9)
امام رضا (علیه السلام):
التواضع درجات: منها أن یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم، لایحب أن یاتی الی أحد الا مثل مایوتی الیه، ان رأی سئیئة درأها بالحسنة، کاظم الغیظ عاف عن الناس، والله یحب المحسنین؛
تواضع درجاتی دارد: یکی از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم در گذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
(10)
امام علی (علیه السلام):
من أتی غنیاً فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دینه؛
هر کس در مقابل ثروتمند در مقابل ثروتش تواضع کند دو سوم دینش از بین برود.

47 - تکبر

(1)
امام صادق (علیه السلام):
الکبر أن تغمص الناس و تسفه الحق؛
تکبر، این است که مردم را تحقیر کنی و حق را خوار شماری.
(2)
امام علی (علیه السلام):
الحرص والکبر والحسد دواع الی التقحم فی الذنوب؛
حرص و کبر و حسادت، انگیزه های فرورفتن در گناهانند.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الا اخبرکم بأهل النار؟ کل عتل جواظ مستکبر؛
آیا شما را از اهل دوزخ آگاه نکنم؟ هر درشتخوی خشن متکبر.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
ما من أحد یتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه؛
هیچ کس نیست که تکبر ورزد، مگر بر اثر خواری و حقارتی است که در خود می بیند.
(5)
امام علی (علیه السلام):
عجبت للمتکبر الذی کان بالامس نطفة ویکون غداً جیفة؛
در شگفتم از شخص متکبر، که دیروز نطفه ای بود و فردا لاشه ای است.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
انه لیعجبنی أن یحمل الرجل الشی ء فی یده یکون مهنئاً لاهله یدفع به الکبر عن نفسه؛
براستی که خوش دارم مرد با خوشحالی و افتخار چیزی را با دست خودش برای خانواده اش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور کند.
(7)
امام علی (علیه السلام):
فی صفة المتقین -: بعده عمن تباعدعنه زهد ونزاهة ودنوه ممن دنا منه لین ورحمة لیس تباعده بکبر و عظمة و لا دنوه بمکر وخدیعة؛
در وصف پرهیزگاران، می فرماید: اگر از کسی دوری می کند، به خاطر دنیا گریزی و پاکدامنی است و اگر به کسی نزدیک می شود، از سر خوشخویی و مهربانی است، نه دوری کردنش از روی تکبر و نخوت است و نه نزدیک شدنش از روی مکر و فریب.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
من ذهب یری أن له علی الاخر فضلا فهو من المستکبرین، (قال حفص بن غیاث): فقلت له انما یری أن له علیه فضلا بالعافیة اذا رآه مرتکباً للمعاسی، فقال: هیهات هیهات! فلعله أن یکون قد غفر له ما أتی و أنت موقوف محاسب أما تلوت قصة سحرة موسی (علیه السلام)؛
هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث می گوید: عرض کردم: اگر گنهکاری را ببیند و به سبب بی گناهی و پاکدامنی خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را برای حسابرسی نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسی (علیه السلام) را نخوانده ای؟
(9)
امام علی (علیه السلام):
وعن ذلک ما حرس الله عباده المومنین بالصلوات والزکوات ومجاهدة الصیام فی الایام المفروضات تسکیناً الاطرافهم وتخشیعاً لابصارهم وتذلیلا لنفوسهم وتخفیضاً لقلوبهم واذهاباً للخیلاء عنهم... انظروا الی ما فی هذه الافعال من قمع نواجم الفخر وقدع طوالع الکبر؛
از این جاست که خداوند بندگان مومن خود را به وسیله نمازها و زکاتها و جدیت در روزه داری در روزهای واجب، نگهبانی می کند، زیرا که این امور باعث آرام شدن اعضاء و جوارح و خشوع دیدگان و فروتنی جانها و خضوع دلها و بیرون راندن کبر و نخوت از وجود آنان می شود... بنگرید، که این اعمال چگونه نمودهای فخر فروشی را در هم می شکند و آثار و نشانه های تکبر را می زداید!
(10)
امام حسن مجتبی (علیه السلام):
لما قیل له ان فیک کبراً-: کلا، الکبر لله وحده ولکن فی عزة، قال الله تعالی: (ولله العزة ولرسوله وللمومنین)؛
در پاسخ کسی که به ایشان گفت: در وجود شما تکبر است، فرمودند: هرگز، تکبر تنها از آن خداست. اما در وجود من، عزت است. خدای متعال فرموده است: و عزت از آن خدا و پیامبر او و مومن است.