فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

33 - خشم

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الا ان خیر الرجال من کان بطی ء الغضب سریع الرضا؛
بدانید که بهترین انسان ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ما تجرع عبد جرعة افضل عند الله من جرعة غیظ کظمها ابتغاء وجه الله؛
انسان هیچ جرعه ای ننوشد که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضای خدا فرو خورد بهتر باشد.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الغضب من الشیطان وان الشیطان خلق من النار وانما تطفأ النار بالماء فاذا غضب احدکم فلیتوضا؛
خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هر گاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.
(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الصرعة کل الصرعة الذی یغضب غیشتد غضبه ویحمر وجهه ویقشر شعره فیصرع غضبه؛
کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، اما بر خشم خود چیره ردد.
(5)
امام علی (علیه السلام):
بئس القرین الغضب: یبدی المعائب ویدنی الشر ویباعد الخیر؛
خشم همنشین بسیار بدی است: عیب ها را آشکار، بدی ها را نزدیک و خوبی ها را دور می کند.
(6)
امام علی (علیه السلام):
اقدر الناس علی الصواب من لم یغضب؛
تواناترین مردم در تشخیص درست کسی است که خشمگین نشود.
(7)
امام صادق (علیه السلام):
لیس منا من لم یملک نفسه عند غضبه؛
کسی که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.
(8)
امام صادق (علیه السلام):
من غضب علیک ثلاث مرات ولم یقل فیک سوءاً فاتخذه لنفسک خلیلاً؛
هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای خود به دوستی انتخاب کن.
(9)
امام صادق (علیه السلام):
المومن اذا غضب لم یخرجه غضبه من حق واذا رضی لم یدخله رضاه فی باطل والذی اذا قدر لم یأخذ اکثر مماله؛
مومن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حق خود نگیرد.
(10)
امام هادی (علیه السلام):
الغضب علی من تملک لوم؛
بر زیردستان خشمگین شدن نشانه پستی است.

34 - مردانگی

(1)
امام علی (علیه السلام):
المروءة اسم جامع لسائر الفضائل والمحاسن؛
مردانگی، نامی است که همه بزرگواریها و خوبیها را در بر می گیرد.
(2)
امام علی (علیه السلام):
مر علی قوم یتحدثون - فیم أنتم؟ فقالوا: نتذاکر المروءة، فقال: أو ما کفاکم الله فی کتابه اذ یقول: (ان الله یأمر بالعدل والاحسان) فالعدل الانصاف والاحسان التفضل، فما بعد هذا؟!؛
امام علی (علیه السلام) بر گروهی عبور کردند که در حال گفتگو بودند. فرمودند در باره چه سخن می گویید؟ عرض کردند: درباره مردانگی گفتگو می کنیم. فرمودند: آیا خداوند در کتاب خود پاسخ شما را نداده است، آنجا که می فرماید: همانا خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد؟ عدل، انصاف است و احسان، نیکی و بخشش. غیر از اینها چیز دیگری هم هست؟
(3)
امام علی (علیه السلام):
المروءة اجتناب الرجل ما یشینه واکتسابه ما یزینه؛
مردانگی، دوری کردن احسان است از آنچه مایه ننگ اوست و به دست آوردن آنچه که باعث آراستگی اوست.
(4)
امام علی (علیه السلام):
جماع المروءة أن لا تعمل فی السر ما تستحیی منه فی العلانیة؛
اساس مردانگی، این است که در پنهان، کاری را نکنی که در آشکار از انجام آن شرم داشته باشی.
(5)
امام علی (علیه السلام):
یستدل علی مروءة الرجل ببث المعروف وبذل الاحسان وترک الامتنان؛
نشانه مردانگی انسان، به همه نیکی کردن و احسان نمودن و منت نگذاشتن است.
(6)
امام علی (علیه السلام):
اصل المروءة الحیاء و ثمرتها العفة؛
ریشه مردانگی حیا و میوه اش پاکدامنی است.
(7)
امام علی (علیه السلام):
من تمام المروءة أن تنسی الحق لک وتذکر الحق علیک؛
از کمال مردانگی است که حقی را که بر گردن دیگران داری، فراموش کنی و حقی را که دیگران بر گردن تو دارند، به یاد داشته باشی.
(8)
امام علی (علیه السلام):
بالصدق والوفاء تکمل المروءة لاهلها؛
با صداقت و وفاداری، مردانگی به کمال می رسد.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
المروءة اصلاح المال؛
مردانگی، اصلاح ثروت است.
(10)
امام علی (علیه السلام):
أقیلوا ذوی المروءآت عثراتهم، فیما یعتر منهم عاثر الا وید الله بیده یرفعه؛
از لغزش جوانمردان در گذرید، زیرا که هیچ یک از آنان نلغزد، مگر این که دست خداوند دستش را بگیرد و او را بلند کند.

35 - سخاوت

(1)
امام علی (علیه السلام):
السخاء یکسب المحبة ویزین الاخلاق؛
سخاوت، محبت آور و زینت اخلاق است.
(2)
امام صادق (علیه السلام):
السخاء من أخلاق الانبیاء، و هو عماد الایمان؛ و لا یکون مومن الا سخیاً، و لا یکون سخیاً الا ذو یقین وهمة عالیة؛ لان السخاء شعاع نور الیقین، ومن عرف ما قصد هان علیه ما بذل؛
سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است. هیچ مومنی نیست مگر آن که بخشنده است و تنها آن کس بخشنده است که از یقین و همت والا برخوردار باشد؛ زیرا که بخشندگی پرتو نور یقین است. هر کس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنة؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
السخاء ما کان ابتداء، فأما ما کان من مسألة فحیاء و تذمم؛
سخاوت آن است که بی درخواست انجام گیرد، اما سخاوتی که در مقابل درخواست باشد ناشی از شرمندگی و برای افرار از سرزنش است.
(5)
امام رضا (علیه السلام):
السخی یأکل من طعام الناس لیأکلوا من طعامه، والبخیل لا یأکل من طعام الناس لئلا یأکلوا من طعامه؛
سخاوتمند از غذای مردم می خورد، تا مردم از غذای او بخورند اما بخیل از غذای مردم نمی خورد تا آنها نیز از غذای او نخورند.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
طعام السخی دواء وطعام الشحیح داء؛
غذای سخاوتمند، دارو است و غذای بخیل، درد.
(7)
امام صادق (علیه السلام):
- لما سئل عن حد السخاء -: تخرج من مالک الحق الذی أوجبه الله علیک، فتضعه فی موضعه؛
در پاسخ به سوال از مرز سخاوت فرمودند: حقوقی را که خداوند بر اموال تو واجب کرده است، خارج کنی و آن را در جای خودش قرار هی.
(8)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
السخی بما ملک وأراد به وجه الله، وأما السخی فی معصیة الله فحمال سخط الله وغضبه وهو أبخل الناس علی نفسه فکیف لغیره!؛
سخاوتمند کسی است که از اموال خود و برای رضای خدا سخاوت داشته باشد، اما کسی که در راه معصیت خدا دست و دل باز دارد، بارکش ناخوشنودی و خشم خداست. چنین کسی بخیل ترین مردمان نسبت به خود است چه رسد به دیگران.
(9)
امام حسن عسگری (علیه السلام).
ان للسخاء مقداراً فان زاد علیه فهو سرف؛
سخاوت اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله یبغض البخیل فی حیاته، السخی عند وفاته؛
خداوند از کسی که در زندگی بخیل باشد و در هنگام مرگ سخی شود، نفرت دارد.