فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

3 - رابطه با خدا

(1)
امام علی (علیه السلام):
ان العبد اذا اراد ان یقرأ أو یعمل عملا فیقول: بسم الله الرحمن الرحیم فانه یبارک له فیه؛
هر گاه بنده ای بخواهد چیزی بخواند و یا کاری انجام دهد و بسم الله الرحمن الرحیم بگوید در کارش برکت داده می شود.
(2)
امام صادق (علیه السلام):
المفوض أمره الی الله فی راحة الابد والعیش الدائم الرغد والمفوض حقا هو العالی عن کل همه دون الله تعالی؛
کسی که کارهای خود را به خدا بسپارد همواره از آسایش و خیر و برکت در زندگی برخوردار است و واگذارنده حقیقی کارها به خدا، کسی است که تمام همتش به سوی خدا باشد.
(3)
امام علی (علیه السلام):
من أصلح فیما بینه وبین الله أصلح الله فیما بینه وبین الناس؛
هر کس رابطه اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.
(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله لاینظر الی صورکم و لا الی أموالکم وانما ینظر الی قلوبکم و أعمالکم؛
خداوند به شکل شما و اموال شما نگاه نمی کند بلکه به دلها و اعمال شما توجه می نماید.
(5)
امام علی (علیه السلام):
طوبی لمن أخلص لله عمله وعمله وحبه وبغضه وأخذه وترکه وکلامه وصمته وفعله وقوله؛
خوشا به سعادت کسی که عمل، علم، دوستی، دشمنی، گرفتن، رهاکردن، سخن، سکوت، کردار و گفتارش را برای خدا خالص گرداند.
(6)
امام علی (علیه السلام):
من ترک لله سبحانه شیئاً عوضه الله خیراً مما ترک؛
هر کس به خاطر خدای سبحان از چیزی بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اللهم ارزقنی حبک وحب من یحبک وحب ما یقربنی الی حبک واجعل حبک أحب الی من الماء البارد؛
خدایا روزی کن مرا محبت خودت و محبت دوستدارانت را و محبت آنچه مرا به تو نزدیک می کند و محبت خودت را نزد من از آب خنک محبوب تر گردان.
(8)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
لیس من عبد یظن بالله خیراً الا کان عند ظنه به؛
بنده ای نیست که به خداوند خوش گمان باشد مگر آنکه خداوند نیز طبق همان گمان با او رفتار کند.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من أخلص لله أربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه؛
هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمه های حکمت از قلب وی بر زبانش جاری می شود.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
من استخار الله راضیاً بما صنع الله له خار الله له حتماً؛
هر کس از خدا خیر بخواهد و به آنچه خدا خواسته راضی باشد، خداوند حتماً برای او خیر خواهد خواست.

4 - قرآن

(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان البیت اذا کثر فیه تلاوة القرآن کثر خیره واتسع اهله واضاء لاهل السماء کما تضی ء نجوم السماء لاهل الدنیا؛
خانه ای که در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و برای آسمانیان بدرخشد چنان که ستارگان آسمان برای زمینیان می درخشند.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الا من تعلم القرآن وعمله وعمل بما فیه فأنا له سائق الی الجنة ودلیل الی الجنة؛
بدانید هر کس قرآن را بیاموزد و به دیگران آموزش دهد و به آنچه در قرآن است عمل کند، من جلودار و راهنمای او به سوی بهشت هستم.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یا بنی لاتغفل عن قراءة القرآن فان القرآن یحیی القلب وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی؛
فرزندم از خواندن قرآن غافل مباش، زیرا که قرآن دل را زنده می کند و از فحشاء و زشتی و ستم باز می دارد.
(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان اردتم عیش السعداء وموت الشهداء والنجاة یوم الحسرة والظل یوم الحرور والهدی یوم الضلالة فادرسوا القرآن فانه کلام الرحمان و حرز من الشیطان و رجحان فی المیزان؛
اگر زندگی سعادتمندان، مرگ شهیدان، نجات روز حسرت (قیامت)، سایه روز سوزان و هدایت در روز گمراهی را می خواهید، قرآن را یاد بگیرید که آن سخن خدای مهربان است و سپری است در مقابل شیطان و سنگینی در ترازوی اعمال.
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اصدق القول وابلغ الموعظة واحسن القصص کتاب الله؛
راست ترین سخن، رساترین پند و زیباترین حکایت، کتاب خدا (قرآن) است.
(6)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من قرأ القرآن ابتغاء وجه الله وتفقها فی الدین کان له من الثواب مثل جمیع ما اعطی الملائکة والانبیاء والمرسلون.
هر کس برای کسب رضایت خدا و آگاهی در دین قرآن بیاموزد، ثوابی مانند همه آنچه که به فرشتگان و پیامبران و رسولان داده شده، برای اوست.
(7)
امام علی (علیه السلام):
علیکم بکتاب الله... من عمل به سبق؛
بر شما باد رجوع به کتاب خدا (قرآن)... کسی که به آن عمل کند از همه پیشی می گیرد.
(8)
امام علی (علیه السلام):
الا ان فیه مایأتی والحدیث عن الماضی ودواء دائکم ونظم ما بینکم؛
آگاه باشید که دانش آینده، اخبار گذشته و درمان دردهایتان و نظم میان شما در قرآن است.
(9)
امام علی (علیه السلام):
ان القرآن ظاهره انیق وباطنه عمیق لاتفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه ولاتکشف الظلمات الا به؛
براستی که قرآن ظارهش زیباست و باطنش عمیق، عجایبش پایان ندارد، اسرار نهفته آن پایان نمی پذیرد و تاریکی های جهل جز بوسیله آن رفع نخواهد شد.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
من لم یعرف الحق من القرآن لم یتنکب الفتن؛
هر کس حقیقت را از طریق قرآن نشناسد، از فتنه ها برکنار نمی ماند.

5 - پیامبر

(1)
فی المناقب لابن شهر آشوب:
کان النبی (صلی الله علیه و اله) قبل المبعث موصوفاً بعشرین خصلة من خصال الانبیاء، لوانفرد أحد بأحدها لدل علی جلاله، فکیف من اجتمعت فیه؟! کان نبیاً أمیناً، صادقاً، حاذقاً، أصیلاً، نبیلاً، مکیناً، فصیحاً، نصیحاً، عاقلاً، فاضلاً، عابداً، زاهداً، سخیاً، کمیاً، قانعاً، متواضعاً، حلیماً، رحیماً، غیوراً، صبوراً، موافقاً، مرافقاً، لم یخالط منجماً و لا کاهناً ولاعیافاً؛
پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) پیش از آن که مبعوث شود، بیست خصلت از خصلت های پیامبران را دارا بود که اگر فردی یکی از آنها را داشته باشد، دلیل بر عظمت اوست چه رسد به کسی که همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پیامبری امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، والامقام، سخنور، خیرخواه، خردمند، بافضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود، با هیچ منجم (قائل به تأثیر ستارگان)، غیب گو و پیش گویی همنشین نبود.
(2)
امام علی (علیه السلام):
فی صفة النبی (صلی الله علیه و اله) طبیب دوار بطبه قد أحکم مراهمه وأحمی (أمضی) مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه من قلوب عمی وآذان صم وألسنة بکم، متتبع بدوائه مواضع الغفلة ومواطن الحیرة...؛
در توصیف پیامبر (صلی الله علیه و اله) می فرماید: پزشکی است که با دانش خود، همواره میان مردم می گردند، مرهمهایش را به خوبی فراهم و ابزار کارش را آماده کرده و آنها را هر جا که لازم باشد، از دلهای کور و گوشهای کر و زبانهای گنگ به کار می برد. غفلت گاه ها و جایگاه های حیرت را جستجو و با داوری خود آنها را درمان می کند.
(3)
کعب الاحبار:
انا نجد فی التوراة: محمد النبی المختار لافظ ولاغلیظ و لا صخاب فی الاسواق ولایجزی السیئة السیئة ولکن یعفو ویغفر؛
ما در تورات چنین می خوانیم: محمد پیامبر برگزیده، نه تند خوست و نه خشن و نه اهل جارو جنجال. در کوچه و بازار، بدی را با بدی جواب نمی دهد، بلکه می بخشد و گذشت می کند.
(4)
امام حسین (علیه السلام):
کان (صلی الله علیه و اله)... یعطی کل جلسائه نصیبه و لا یحسب أحد من جلسائه أن أحداً أکرم علیه منه؛
پیامبر (صلی الله علیه و اله) بهره هر یک از هم نشینان خود را عطا می فرمودند و چنان معاشرت می نمودند که کسی گمان نمی کرد شخص دیگری نزد پیامبر از او گرامی تر باشد.
(5)
امام علی (علیه السلام):
وهو خاتم النبیین، أجود الناس کفاً وارحب الناس صدراً وأصدق الناس لهجة وأوفی الناس ذمة وألینهم عریکة وأکرمهم عشرة من رآه بدیهة هابه ومن خالطه معرفة أحبه یقول ناعته: لم ارقبله و لا بعده مثله؛
او خاتم پیامبران است. بخشنده ترین مردم بود، سعه صدرش از همه بیشتر (پر حوصله ترین مردم) و راستگوترین و پایبندترین آنها به عهد و پیمان. از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هر کس بدونه سابقه قبلی او را می دید، هیبتش او را می گرفت و هر کس با او معاشرت می نمود و او را می شناخت دوستداراش می شد و هر کس می خواست او را وصف کند، می گفت: نظیر او را در گذشته و حال ندیده ام.
(6)
عایشه:
عائشة کان (صلی الله علیه و اله) ألین الناس وأکرم الناس وکان رجلا من رجالکم الا أنه کان ضحاکاً بساماً؛
عایشه: رسول خدا (صلی الله علیه و اله) نرمخوترین و بزرگوارترین مردم بود. او هم مردی چون مردان شما بود، با این تفاوت که همواره خنده و تبسم بر لب داشت.
(7)
فی المناقب لابن شهر آشوب:
کان النبی (صلی الله علیه و اله) لایقوم و لا یجلس الا علی ذکر الله؛
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است: پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) بر نمی خاست و نمی نشست مگر با ذکر خدا.
(8)داود بن الحصین:
فی صفة النبی (صلی الله علیه و اله) -: کان رجلا أفضل قومه مروءة وأحسنهم خلقاً وأکرمهم مخالطة وأحسنهم جواراً وأعظمهم حلماً وأمانة وأصدقهم حدیثاً وأبعدهم من الفحش والاذی ومارئی ملاحیاً ولامماریاً أحداً حتی سماه قومه الامین لما جمع الله له من الامور الصالحة فیه، فلقد کان الغالب علیه بمکة الامین؛
داود بن حصین - در اوصاف پیامبر (صلی الله علیه و اله) -: او مردی بود که از همه قوم خود جوانمردتر، خوش اخلاق تر، خوش برخودتر، همسایه دراتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر، و از بدزبانی و آزار رسانی به دورتر بود. هرگز دیده نشد که با کسی کشمکش و مجادله کند. خداوند اخلاق و صفات پسندیده را در آن حضرت جمع کرده بود تا جایی که قومش او را امین نامیدند و در مکه غالباً با لقب امین از ایشان یاد می شد.
(9)
عایشه:
ما کان خلق أبغض الی رسول الله (صلی الله علیه و اله) من الکذب وما اطلع منه علی شی ء عند أحد من أصحابه فیبخل له من نفسه حتی یعلم أن أحدث توبة؛
هیچ خصلتی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و اله) منفورتر از دروغ نبود و هر گاه مطلع می شدند یکی از اصحابشان دروغی گفته است، به او بی اعتنایی می کردند تا آن که می فهمیدند توبه کرده است.
(10)
فی المناقب لابن شهر آشوب:
کان النبی (صلی الله علیه و اله)... یجالس الفقراء ویواکل المساکین؛
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است: پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) با تهیدستان می نشستند و با مستمندان غذا می خوردند.