فهرست کتاب


یک هزار حدیث در یک صد موضوع

گردآورنده هادی موحدی‏‏

1 - خداشناسی

(1)
امام علی (علیه السلام):
ما یسرنی لومت طفلا و ادخلت الجنة ولم أکبر فأعرف ربی عزوجل؛
دوست ندارم که در کودکی از دنیا می رفتم و وارد بهشت می شدم و بزرگ نمی شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أفضل الاعمال العلم بالله ان العلم ینفعک معه قلیل العمل و کثیره و ان الجهل لاینفعک معه قلیل العمل و لا کثیره؛
بهترین اعمال، خداشناسی است، زیرا با وجود علم و معرفت، علم، کم یا زیاد تو را سود می بخشد اما با وجود نادانی (نسبت به خدا) عمل، نه اندکش تو را سود می بخشد و نه بسیارش.
(3)
امام علی (علیه السلام):
ولو ضربت فی مذاهب فکرک لتبلغ غایاته ما دلتک الدلالة الا علی أن فاطر النملة هو فاطر النخلة لدقیق تفصیل کل شی ء و غامض اختلاف کل حی و ما الجلیل و اللطیف و الثقیل و الخفیف و القوی و الضعیف فی خلقه الا سواء؛
اگر راههای اندیشه ات را در نوردی تا به پایانه های آن رسی، هیچ دلیلی تو را جز به این رهنمون نشود که آفریننده مورچه همان آفریننده درخت خرما است و این به سبب دقت و ظرافتی است که جداسازی هر چیزی از چیز دیگر و پیچیدگی و تنوعی است که در هر موجود زنده ای به کار رفته است موجودات بزرگ و کوچک، سنگین و سبک و نیرومند و ناتوان، همگی در آفرینش برای خداوند یکسانند.
(4)
امام رضا (علیه السلام):
انما قلت اللطیف، للخلق اللطیف و لعلمه بالشی ء اللطیف ألاتری الی أثر صنعه فی النبات اللطیف و غیر اللطیف و فی الخلق اللطیف من أجسام الحیوان من الجرجس والبعوض و ما هو أصغر منهما مما لایکاد تستبینه العیون بل لایکاد یستبان لصغره الذکر من الانثی والمولود من القدیم فلما رأینا صغر ذلک فی لطفه... علمنا أن خالق هذا الخلق لطیف؛
گفتم لطیف است، چون هم موجودات لطیف آفریده و هم به چیزهای ظریف و ریز آگاهی دارد. آیا نشانه آفرینش او را در گیاهان ظریف و غیر ظریف و در پیکرهای ظریف و ریز جاندارانی چون کک و پشه و کوچکتر از اینها را نمی بینی که تقریباً به چشم دیده نمی شوند و از بس ریزند و نر و ماده آنها و نوزاد و کهن زادشان از یکدیگر تشخیص داده نمی شوند. پس چون ریزی و ظرافت این چیزها را دیدیم... پی بردیم که آفریننده این موجودات نیز لطیف است.
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله خلق یوم خلق السماوات و الارض مائة رحمة کل رحمة طباق ما بین السماء والارض فجعل منها فی الارض رحمة فبها تعطف الوالدة علی ولدها و الوحش و الطیر بعضها علی بعض و أخر تسعاً و تسعین فاذا کان یوم القیامة أکملها بهذه الرحمة؛
خداوند روزی که آسمان و زمین را آفرید، صد رحمت بیافرید که هر یک از آنها میان زمین و آسمان را پر می کند و یکی را در زمین قرار داد تا به وسیله آن مادر به فرزند محبت می کند و حیونات وحشی و پرندگان به یکدیگر مأنوسند و نودونه رحمت را نگه داشته و همین که روز قیامت شود این یک رحمت را نیز بر آنها می افزاید.
(6)
امام صادق (علیه السلام):
و قد سأله ابن أبی العوجاء: ولم احتجب عنهم و أرسل الیهم الرسل؟ ویلک و کیف احتجب عنک من أراک قدرته فی نفسک؟ نشأک ولم تکن و کبرک بعد صغرک و قواک بعد صعفک... وما زال یعد علی قدرته التی هی فی نفسی التی لا ادفعها حتی ظننت أنه سیظهر فیما بینی و بینه؛
در پاسخ ابن ابی العوجاء که پرسید: چرا خداوند خود را از مردم در پرده داشت و آن گاه پیامبران را سویشان فرستاد؟ فرمود: وای بر تو کسی که قدرتش را در وجود تو نشان داده چگونه خود را از تو پوشیده داشته است؟ تو را که نبودی پدید آورد، کوچک بودی بزرگت کرد، ناتوان بودی توانایت گردانید... حضرت پیوسته مظاهر قدرت خدا را که در وجود من است و نمی توانم منکرشان شوم برایم برشمرد تا جایی که خیال کردم خداوند بزودی میان من و او ظاهر خواهد شد.
(7)
امام علی (علیه السلام):
و لا یعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السماء و لا سوا فی الریح فی الهواء و لا دبیب النمل علی الصفا و لا مقیل الذر فی اللیلة الظلماء یعلم مساقط الأوراق و خفی طرف الأحداق؛
شما قطره های آبها و ستارگان آسمان و ذرات گردوغبار پراکنده در هوا و حرکت مورچه برسنگ و خوابگاه مورچگان در شب تاریک بر او پوشیده نیست و محل ریزش برگها و بر هم خوردن پلکها را می داند.
(8)
امام علی (علیه السلام):
... عالم السر من ضمائر المضمرین و نجوی المتخافتین و خواطر رجم الظنون و عقد عزیمات الیقین...؛
خدا داناست به هر رازی که مردم به دل داشته اند، و به نجوای آهسته رازگویان و به هر گمان که در خاطری نهفته است و به هر تصمیمی که از روی یقین گرفته شود.
(9)
امام علی (علیه السلام):
أعلم الناس بالله أکثرهم له مسألة؛
خداشناس ترین مردم پر درخواست ترین آنها از خداست.
(10)
امام علی (علیه السلام):
ینبغی لمن عرف الله سبحانه أن لا یخلو قلبه من رجائه و خوفه؛
کسی که خدای سبحان را می شناسد، شایسته است دلش از بیم و امید به او خالی نباشد.

2 - یاد خدا

(1)
امام علی (علیه السلام):
الذکر یونس اللب وینیر القلب و یستنزل الرحمة:
یاد خدا عقل را آرامش می دهد، دل را روشن می کند و رحمت او را فرود می آورد.
(2)
امام علی (علیه السلام):
اذکروا الله ذکراً خالصاً تحیوا به أفضل الحیاة و تسلکوا به طرق النجاة؛
خدا را خالصانه یاد کنید تا بهترین زندگی را داشته باشید و با آن راه نجات و رستگاری را بپیمایید.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من أطاع الله عزوجل فقد ذکر الله وان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن؛
هر کس خدای عزوجل را اطاعت کند خدا را یاد کرده است، هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندک باشد.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
فی قوله تعالی: (لذکر الله أکبر) -: ذکر الله عند ما أحل و حرم؛
درباره آیه یاد خدا بزرگتر است -: به یاد خدا بودن در هنگام روبه رو شدن با حلال و حرام.
(5)
امام باقر (علیه السلام):
کأن المومنین هم الفقهاء أهل فکرة و عبرة، لم یصمهم عن ذکر الله ما سمعوا بآذانهم ولم یعمهم عن ذکر الله ما رأو امن الزینة؛
گویا مومنان همان فقیهان (فرزانگان دین فهم) و اهل اندیشیدن و پندگرفتن هستند. شنیده های دنیوی، گوش آنها را از (شنیدن) یاد خدا کر نمی کند و زرق و برق دنیا چشم آنان را از یاد خدا کور نمی گرداند.
(6)
امام صادق (علیه السلام):
قال: أوحی الله عزوجل الی موسی (علیه السلام) یا موسی، لاتنسنی علی کل حال و لا تفرح بکثرة المال، فان نسیانی یقسی القلوب، ومع کثرة المال کثرة الذنوب؛
خدای عزوجل به موسی وحی کرد: ای موسی در هیچ حالی مرا فراموش نکن و به ثروت زیاد شاد نشو، زیرا از یاد بردن من دلها را سخت می کند و همراه ثروت زیاد، گناهان زیاد است.
(7)
امام سجاد (علیه السلام):
ان قسوة البطنة و فترة المیلة و سکر الشبع و عزة الملک مما یثبط و یبطی ء عن العمل و ینسی الذکر؛
پرخوری و سستی اراده و مستی سیری و غفلت حاصل از قدرت، از عوامل بازدارنده و کنترل کننده در عمل است و ذکر (خدا) را از یاد می برد.
(8)
امام سجاد (علیه السلام):
یا من ذکره شرف للذاکرین و یا من شکره فوز للشاکرین و یا من طاعته للمطیعین، صل علی محمد و آله واشغل قلوبنا بذکرک عن کل ذکر؛
ای آن که یادش مایه شرافت و بزرگی یاد کنندگان است و ای آن که سپاسگزاریش موجب دست یافتن سپاسگزاران (بر نعمتها) است و ای آن که فرمانبرداریش سبب نجات فرمانبرداران است، بر محمد و آل او درود فرست و با یاد خود دلهای ما را از هر یاد دیگری بازدار.
(9)
امام باقر (علیه السلام):
ذکر اللسان الحمد والثناء و ذکر النفس الجهد والعناء و ذکر الروح الخوف والرجاء و ذکر القلب الصدق و الصفاء و ذکر العقل التعظیم والحیاء و ذکر المعرفة التسلیم والرضا و ذکر السر الرویة واللقاء؛
ذکر زبان حمد و ثناء، ذکر نفس سختکوشی و تحمل رنج، ذکر روح بیم و امید، ذکر دل صدق و صفا، ذکر عقل تعظیم و شرم، ذکر معرفت تسلیم و رضا و ذکر باطن مشاهده و لقا است.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یقول الله عزوجل اذ کان الغالب علی العبد الاشتغال بی، جعلت بغیته ولذته فی ذکری فاذا جعلت بغیته ولذته فی ذکری عشقنی و عشقته فاذا عشقنی و عشقته رفعت الحجاب فیما بینی و بینه و صیرت ذلک تغالبا علیه لایسهو اذا سها الناس اولئک کلامهم کلام الانبیاء اولئک الابطال حقا؛
خدای عزوجل می فرماید: هر گاه یاد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم عاشق من شود و من نیز عاشق او گردم و چون عاشق یکدیگر شدیم حجاب میان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چیره گردانم، چندان که مانند مردم دچار سهو و غفلت نمی شود، سخن اینان سخن پیامبران است، اینان براستی قهرمانند.

3 - رابطه با خدا

(1)
امام علی (علیه السلام):
ان العبد اذا اراد ان یقرأ أو یعمل عملا فیقول: بسم الله الرحمن الرحیم فانه یبارک له فیه؛
هر گاه بنده ای بخواهد چیزی بخواند و یا کاری انجام دهد و بسم الله الرحمن الرحیم بگوید در کارش برکت داده می شود.
(2)
امام صادق (علیه السلام):
المفوض أمره الی الله فی راحة الابد والعیش الدائم الرغد والمفوض حقا هو العالی عن کل همه دون الله تعالی؛
کسی که کارهای خود را به خدا بسپارد همواره از آسایش و خیر و برکت در زندگی برخوردار است و واگذارنده حقیقی کارها به خدا، کسی است که تمام همتش به سوی خدا باشد.
(3)
امام علی (علیه السلام):
من أصلح فیما بینه وبین الله أصلح الله فیما بینه وبین الناس؛
هر کس رابطه اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.
(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله لاینظر الی صورکم و لا الی أموالکم وانما ینظر الی قلوبکم و أعمالکم؛
خداوند به شکل شما و اموال شما نگاه نمی کند بلکه به دلها و اعمال شما توجه می نماید.
(5)
امام علی (علیه السلام):
طوبی لمن أخلص لله عمله وعمله وحبه وبغضه وأخذه وترکه وکلامه وصمته وفعله وقوله؛
خوشا به سعادت کسی که عمل، علم، دوستی، دشمنی، گرفتن، رهاکردن، سخن، سکوت، کردار و گفتارش را برای خدا خالص گرداند.
(6)
امام علی (علیه السلام):
من ترک لله سبحانه شیئاً عوضه الله خیراً مما ترک؛
هر کس به خاطر خدای سبحان از چیزی بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد.
(7)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
اللهم ارزقنی حبک وحب من یحبک وحب ما یقربنی الی حبک واجعل حبک أحب الی من الماء البارد؛
خدایا روزی کن مرا محبت خودت و محبت دوستدارانت را و محبت آنچه مرا به تو نزدیک می کند و محبت خودت را نزد من از آب خنک محبوب تر گردان.
(8)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
لیس من عبد یظن بالله خیراً الا کان عند ظنه به؛
بنده ای نیست که به خداوند خوش گمان باشد مگر آنکه خداوند نیز طبق همان گمان با او رفتار کند.
(9)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من أخلص لله أربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه؛
هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمه های حکمت از قلب وی بر زبانش جاری می شود.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
من استخار الله راضیاً بما صنع الله له خار الله له حتماً؛
هر کس از خدا خیر بخواهد و به آنچه خدا خواسته راضی باشد، خداوند حتماً برای او خیر خواهد خواست.