فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل تعقل

تربیت فطری تربیتی است که با به کار گرفتن عقل و شکوفا نمودن آن یعنی تعقل(171)، سامان می یابد و همه برنامه ها و اقدامات تربیتی بر این است که انسان، عقلانی شود و به مرتبه کمال عقلی دست یابد(172)، زیرا عقل موهبتی است الهی و نوری رحمانی که پیامبر درونی انسان شمرده می شود(173)، چنانکه امیر مومنان علی (علیه السلام) از آن چنین تعبیر کرده است:
العقل رسول الحق(174).
عقل سفیر حق است.
و نیز فرموده است:
العقل مصلح کل أمر(175).
عقل به سامان آوردنده هر امری است.
العقل ینبوع الخیر(176).
عقل چشمه خیر و خوبی است.
خیر المواهب العقل.(177)
بهترین موهبتها عقل است.
عقل برترین موهبتها و به حسب ذات مایل به خیرات و کمالات و خواستار عدل و احسان است. این عقل ملاک تکلیف و ثواب و عقاب است؛ و بدان حق از باطل، و خیر از شر، و راه از بیراهه تمیز داده می شود؛ و به وسیله آن زشت و زیبا، و کمال و پستی، و راستی و نادرستی تشخیص داده می شود.(178) در دیوان منسوب به امام علی (علیه السلام) درباره این موهبت نورانی که والاترین بهره آدمی است چنین وارد شده است:
و أفضل قسم الله للمرء عقله - فلیس من الخیرات شی ء یقاربه
اذا أکمل الرحمن للمرء عقله - فقد کملت أخلاقه و مآربه
یعیش الفتی فی الناس بالعقل انه - علی العقل یجری علمه و تجاربه(179)
بهترین بهری که خدا به آدمی بخشیده است خرد است، که هیچ نیکی به پایه اش نرسد. خدا اگر خرد انسان را درست دهد، خویها و نیازهای وی همگی درست بود.
با خرد است که انسان در میان گروه زید. چه، دانش و آزمون انسان بر خردش استوار است.
رسالت پیام آوران الهی در این جهت بوده است که زمینه شکوفایی استعدادهای آدمیان را فراهم سازند و آنان را تربیت عقلانی کنند و عقلها را بالنده نمایند و انسانها را به حکمت نظری و حکمت عملی رهنمون شوند.
امیر مومنان (علیه السلام) درباره رسالت تربیتی انبیای الهی فرموده است:
فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم أنبیاءه، لیستادوهم میثاق فطرته، و یذکروهم منسی نعمته، و یحتجوا علیهم بالتبلیغ، و یثیروا لهم دفائن العقول، و یروهم آیات المقدره.(180)
پس هر چند گاه پیامبرانی فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق فطرت بگزارند، و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند. با حجت و تبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیتهای خدا چشم دوزند.

تربیت عقلانی

در تربیت عقلانی، انسان هم در عقل نظری و هم در عقل عملی به سوی کمال عقلی سیر می کند که مدرکات انسان دو گونه است، یک بخش مدرکات عقل نظری و بخش دیگر مدرکات عقل عملی، یعنی هستها و نیستها، و بایدها و نبایدها، یا حکمت نظری و حکمت عملی که سعادت حقیقی انسان در چنین تربیتی است، زیرا کمال نفس این است که به حکمت نظری و حکمت عملی برسد؛ و در این تربیت عقل معاش و خرد حسابگر در خدمت عقل معاد و خرد هدایتگر قرار می گیرد.(181) بستر سلوک حقیقی به سوی کمالات انسانی، تربیت عقلانی است، چنانکه پیشوای موحدان، علی (علیه السلام) در توصیف سالک به سوی خدا فرموده است:
قد أحیا عقله، و أمات نفسه(182)
همانا خرد خود را زنده گردانده و نفس خویش را میرانده است.
در تربیت عقلانی، قوای آدمی تسلیم خرد نورانی می شود و انسان به عقل اداره می گردد، و هنر تربیت در این است که این زمینه را فراهم نماید.
از امیر مومنان روایت شده است که فرمود:
العقل صاحب جیش الرحمن، و الهوی قائد جیش الهوی، و النفس متجاذبه بینهما فأیهما غلب کانت فی حیزه.(183)
عقل سپهسالار لشکر خدای رحمان است و هوا راهبر لشکر شیطان، و نفس کشیده شونده میانه ایشان؛ پس هر یک از ایشان چیره شود، نفس در جایگاه آن خواهد بود.
قوه عاقله، قوه روحانیه ای است که به حسب ذات، مجرد و به حسب فطرت مایل به خیرات و کمالات و داعی به عدل و احسان است، و در مقابل آن، قوه واهمه است که فطرتا تا در تحت نظام عقلی نیامده و مسخر در ظل کبریای نفس مجرد نشده، مایل به دنیا - که شجره خبیثه و اصل اصول شرور است - می باشد(184).
عقل و هوا در تقابل با یکدیگرند و در تربیت عقلانی این زمینه فراهم می شود که عقل محور امور قرار گیرد و قوه واهمه تسلیم آن شود. در سخنان امیر مومنان علی (علیه السلام) توجهی اساسی به تربیت عقلانی شده است، چنانکه فرموده است:
لا یجتمع العقل و الهوی(185).
عقل و هوا جمع نمی شوند.
العقل حسام قاطع... و قاتل هواک بعقلک.(186)
عقل شمشیری است بران... و با عقل خویش هوایت را بمیران.
ضادوا الهوی بالعقل(187).
با عقل هوا را مخالفت کنید.
حفظ العقل بمخالفه الهوی و العزف عن الدنیا.(188)
نگاهداری عقل در مخالفت کردن با هوا و روی گردانیدن از دنیاست.
رأس العقل مجاهده الهوی.(189)
سر عقل مجاهدت با هوا است.
استرشد العقل و خالف الهوی تنجح.(190)
راه راست را از عقل بخواه و با هوا مخالفت نما تا کامیاب شوی.
اگر میدان عمل آدمی از حکومت قوه واهمه بیرون آید و قوای وجودی تحت حکومت عقل قرار گیرد، انسان راه به سوی کمال مطلق را بر خود هموار ساخته است و این عین رشد و تعالی است.
کفاک من عقلک ما أوضح لک سبل غیک من رشدک.(191)
از خرد تو را این باید که راه گمراهی ات را از راه رستگاری ات نماید.
در تربیت عقلانی این زمینه فراهم می شود که عقل در قدرت غربال کنندگی شکوفا گردد و بتواند حق را از باطل، و خیر را از بیراهه تمیز دهد و قدرت جدا کردن سخن راست از سخن دروغ و سخن منطقی از سخن غیر منطقی را بیابد، و به صفت تمیز و ویژگی جداکنندگی صحیح از سقیم متصف شود. بعضی ها که تربیت عقلانی در آنها تحقق نیافته است، خاصیت ضبط صوت را دارند و از آنچه دیگران می گویند پر می شوند و در جای دیگر تحویل می دهند، بدون آنکه تشخیص دهند که آنچه می شنوند صحیح است یا غلط(192).
تربیت عقلانی به انسان قدرت نقادی و تشخیص می بخشد و بدون این امر تربیت راه به جایی نمی برد. تاکید امیرمومنان علی (علیه السلام) در این جهت است، چنانکه فرموده است:
اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعایه، لا عقل روایه، فان رواه العلم کثیر، و رعاته قلیل.(193)
چون سخنی و حدیثی را شنیدید آن را فهم و رعایت کنید، نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و به کار بندان آن اندک در شمار.
علم و دانش زمانی سودمند و کارا می شود که نقادی شود و عقل باید به گونه ای تربیت شود که قدرت غربان کنندگی اطلاعات را داشته باشد. امام علی (علیه السلام) آنجا که درباره برترین نمونه های تربیت یعنی خاندان ختمی مرتبت و اوصیای آن حضرت سخن می راند، درباره آنان چنین می گوید:
عقلوا الدین عقل وعایه و رعایه، لا عقل سماع و روایه. فان رواه العلم کثیر و رعاته قلیل.(194)
دین را چنان که باید، دانستند و فرا گرفتند و به کار بستند، نه که تنها آن را شنفتند و به دیگران گفتند که راویان دانش بسیارند، لیکن پاسداران آن اندک به شمار.
در تربیت عقلانی باید بدین سمت حرکت کرد که انسان اهل تعقل بار آید و در رویارویی با همه امور عقلانی رفتار نماید و به تجزیه و تحلیل نشیند و خوب و بد امور را تشخیص دهد و امور گوناگون را بسنجد و بهترین را پیروی کند.
انسانی که فاقد تربیت عقلانی باشد، از گوهر انسانیت بی بهره است، زیرا جوهر و مغز انسانیت انسان و ملاک و مقوم انسانیت مردمان به تعقل است. معنی انسان، همان عقل انسان است و تربیت عقلانی در این جهت است که عقل انسان بالاستقلال حاکم باشد، عقل مستقل باشد و دارای قدرت نقد و انتقاد باشد و بتواند مسائل را تجزیه و تحلیل کند. آدمی که از این موهبت بی بهره است، هیچ است، صورتی از انسان دارد ولی معنی انسان در او نیست(195).
امیر مومنان علی (علیه السلام) فرموده است:
الانسان بعقله(196) .
انسان به عقلش است.
و نیز فرموده است:
الانسان عقل و صوره، فمن أخطأه العقل و لزمته الصوره لم یکن کاملا، و کان بمنزله من لا روح فیه.(197)
انسان، عقل است و صورت؛ پس هر که عقل از او رویگردان شود و صورت آدمی با او بماند، کامل نیست، و همچون کسی است که روح ندارد.
بنابراین باید بر همه امور و وجوه زندگی فرد و جامعه عقل و خرد و فرزانگی حاکم باشد تا آن فرد و جامعه از حیات انسانی و متعالی برخوردار شوند، و نه تحجر و جمود و عوامزدگی.
تربیت مطلوب تربیتی است که بر همه امور آن فرزانگی سایه گسترد و همه کار و همه چیز، نمودار خرد و عقل و دانایی باشد(198).
چنین تربیتی، گرانقدرترین سرمایه آدمی است که هیچ هدیه ای با عقل برابری نمی کند و هیچ گوهری چون آن تابنده و راهگشا و رساننده به مقصد و سعادتبخش نیست. امیر مومنان (علیه السلام) درباره این موهبت نورانی چنین تعبیر کرده است:
ان أغنی الغنی العقل(199).
همانا گرانمایه ترین بی نیازی عقل است.
لا غنی کالعقل(200).
هیچ بی نیازی چون عقل نیست.
تربیت کمالی جلوه تربیت عقلی است که خود عین سعادت حقیقی است.
الأدب صوره العقل(201).
ادب صورت عقل است.
بالاترین مقام انسانی نیز این است که انسان موجودی عقلی شود و به کمال عقلانی برسد.
غایه المرء حسن عقله(202).
غایت انسان نیکویی عقل اوست.

ثمرات تربیت عقلانی

هر چه تربیت عقلانی بیشتر به بار بنشیند، ثمرات گوناگون بیشتر جلوه می کند و در عرصه های مختلف ظهور می نماید. آزادگی و رهایی از دنیای نکوهیده از اساسی ترین ثمرات تربیت عقلانی است؛ به بیان امام علی (علیه السلام):
ثمره العقل مقت الدنیا و قمع الهوی(203).
میوه عقل دشمنی دنیا (ی نکوهیده) و سرکوبی هوای نفس است.
در این بستر است که آدمی به دین مداری و سلوک انسانی می رسد و راه به سوی حق را به درستی بر خود هموار می کند.
الدین و الادب نتیجه العقل(204).
دینداری و رعایت ادب نتیجه عقل است.
انسانی که تربیت عقلانی می یابد، اهل عمل به حق و پایبندی بدان می شود و این خود، بهترین زمینه نجات و رستگاری آدمی است.
ثمره العقل لزوم الحق(205).
میوه عقل ملازمت با حق است.
ثمره العقل العمل للنجاه(206).
میوه عقل عمل کردن برای رستگاری است.
جلوه های اجتماعی و سیاسی و مدیریتی تربیت عقلانی، نرمی و مدارا در مناسبات و روابط، و تدبیر نیکو، و بهره مندی از انعطافهای اصولی، و دوری از تنگ نظری و سخت دلی و خشک مغزی است. در بیانات نورانی امیرمومنان علی (علیه السلام) درباره این گونه ثمرات تربیت عقلانی چنین وارد شده است:
ثمره العقل مداراه الناس(207).
میوه عقل مدارا کردن با مردم است.
من عقل سمح(208)
هر که عاقل باشد سماحت ورزد.
أدل شی ء علی غزاره العقل حسن التدبیر.(209)
دلالت کننده ترین چیز بر بسیاری عقل آدمی نیکویی تدبیر اوست.
از دیگر ثمرات عقلانی راستی و صداقت و پایداری و استقامت در همه امور است:
ثمره العقل الصدق(210).
میوه عقل راستی و صداقت است.
ثمره العقل الاستقامه(211).
میوه عقل پایداری و استقامت است.
و نیز عقل است که آدمی را به فهم صحیح امور و دریافت درست از هستی راه می برد.
العقل داعی الفهم(212).
عقل دعوت کننده فهم است.
من عقل فهم(213).
هر که تعقل نماید می فهمد.
فهم درست از عالم و آدم و هستی بخش عالمیان، راه حقیقت را به روی انسان می گشاید و آدمی را به تدبیری درست در زندگی این جهانی و اهتمامی نیکو برای زندگی آن جهانی رهنمود می گردد، چنانکه امیر بیان، علی (علیه السلام) بدین حقیقت اشارت کرده است:
أفضل الناس عقلا أحسنهم تقدیرا لمعاشه، و أشدهم اهتماما باصلاح معاده.(214)
برترین مردمان از نظر عقل نیکوترین ایشان است در برنامه ریزی و اداره معاشش، و با همت ترین ایشان است در به اصطلاح آوردن معادش.
تربیت عقلانی خود، بهترین زمینه فراهم نمودن پاکی و پاکدامنی، و راستی و راست روی است، زیرا عقل از عقال گرفته شده است و در اصل به معنای بستن و نگه داشتن و بند کردن و باز ایستادن و جلوگیری کردن است، چنانکه گویند: عقل البعیر بالعقال یعنی بستن شتر با پایبند؛ و عقل لسانه یعنی زبانش را نگه داشت و از سخن گفتن خودداری کرد(215)، و بر این اساس ادراکی را که انسان به آن دل می بندد و چیزی را که با آن ادراک می کند عقل نامیده اند(216)؛ و همچنین عقل را از آن جهت بدین نام خوانده اند که انسان را از زشتیها و کجیها و ناراستیها باز می دارد و به راه راست می خواند و بر درستی استوار نگه می دارد(217).
در حکمتهای موالای علوی چنین آمده است:
من عقل تیقظ من غفلته، و تاهب لرحلته، و عمر دار اقامته.(218)
هر که تعقل نماید از غفلت خود بیدار گردد، برای رحلت خود آماده شود، و سرای اقامت خود را آباد سازد.
من عقل عف(219).
هر که عاقل باشد پروا نماید و پاکی ورزد.
شیمه العقلاء قله الشهوه و قله الغفله.(220)
خوی خردمندان کمی خواهش نفس و اندکی غفلت است.
من عقل استقال(221).
هر که عاقل باشد (همواره) طلب در گذشتن (از گناهان و تقصیرات خود را) نماید.
از دیگر ثمرات گرانبهای تربیت عقلانی، تجربه اندوزی و عبرت گیری و در نتیجه راهیابی درست در زندگی است. امیر مومنان علی (علیه السلام) در سفارشهای تربیتی خود به فرزندش حسن (علیه السلام) فرموده است:
و العقل حفظ التجارب(222).
خردمندی نگهداری تجربه ها است.
أفضل العقل الاعتبار(223).
افزونترین عقل یافتن قوت کسب عبرت است.
أفضل العقل الرشاد(224).
افزونترین عقل راه یافتن است.
آنچه ذکر شد و بخشهایی از ثمرات ارزنده تربیت عقلانی است که موجب سعادت دو جهانی است و بدبخت آن کسی است که از تربیت عقلانی بهره مند نگردد. امیر مومنان علی (علیه السلام) در ضمن نامه ای به ابوموسی اشعری بدین حقیقت اشارت کرده و فرموده است:
فان الشقی من حرم نفع ما أوتی من العقل و التجربه.(225)
همانا بدبخت کسی است که از سود عقل و تجربتی که او را داده اند محروم ماند.