فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل زهد

برقرار کردن نسبت پست و نفسانی با هر امری از امور این عالم دنیای نکوهیده نامیده می شود و جز با پشت کردن به این دنیا و ترک این ارتباط پست و نفسانی، یعنی جز با زهد و پارسایی راه تعالی آدمی هموار نمی شود. به بیان امیر مومنان علی (علیه السلام):
العلم یرشدک الی ما أمرک الله به، و الزهد یسهل لک الطریق الیه.(133)
علم و دانش تو را بدانچه خداوند فرمانت داده است راه می نماید، و زهد و پارسایی راه به سوی آن را برایت هموار و آسان می سازند.
با این عنایت، هر برنامه و اقدام تربیتی متعالی، برنامه و اقدامی است که آدمی را در این راه مدد نماید و او را به سوی شکوفایی مرتبه حقیقی اش و دستیابی سعادت اخروی اش یاری سازد که امام علی (علیه السلام) فرموده است:
من لم یزهد فی الدنیا لم یکن له نصیب فی جنه المأوی.(134)
هر که در دنیا زهد نورزد برای او بهره ای در بهشت برین نیست.
بذرهای تربیت حقیقی در زمین پارسایی شکوفا می شود و هر چه این زمینه قوتی بیشتر یابد، مانع اصلی تربیت و تخلق به اخلاق الهی بیشتر رفع می گردد و توان آدمی در دستیابی به کمالات انسانی فزونی می یابد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمود:
ان من أعون الاخلاق علی الدین الزهد فی الدنیا.(135)
همانا مددکارترین اخلاق به دین پارسایی نسبت به دنیاست.

زهد حقیقی

زهد حقیقی که بستر کمال آدمی را فراهم می نماید، زهد منفی و گوشه گیری و دوری از جامعه و محرومیت گرایی نیست، بلکه زهدی زنده و پرنشاط و اجتماعی و بالنده است، چنانکه امیر مومنان علی (علیه السلام) خود جلوه تام آن بوده و در توصیف زهد حقیقی فرموده است:
أیها الناس، الزهاده قصر الأمل، و الشکر عند النعم، و التورع عند المحارم، فان عزب ذلک عنکم فلا یغلب الحرام صبرکم، و لا تنسوا عند النعم شکرکم، فقد أعذر الله الیکم بحجج مسفره ظاهره، و کتب بارزه العذر واضحه(136)
ای مردم! پارسایی، دامن آرزو در چیدن است، و شکر نعمت حاضر گزاردن، و از ناروا پارسایی ورزیدن. و اگر از عهده این کار بر نیایید، هر چند که ممکن است، خود را از حرام واپایید و شکر نعمت موجود فراموش منمایید. که راه عذر بر شما بسته است، با حجتهای روشن و پدیدار، و کتابهای آسمانی و دلیلهای آشکار.
امام (علیه السلام) سه چیز را نشانه پارسایی معرفی کرده است:
1. کوتاهی آرزوها
2. شکرگزاری نعمتها
3. دوری از حرامها
آرزوهای دنیایی و پست آدمی را از منزلت انسانی ساقط می کند و در مرتبت حیوانی قرار می دهد، بنابراین هر چه آدمی از چنین بستگیهایی باز دارنده آزاد شود، آسوده تر می گردد و توان و امکانات خود را در جهت درست به کار می بندد و می تواند نعمتهای الهی را شکر گذارد و می تواند موهبتها را به درستی دریابد و در آن راهی که باید به کار گیرد،(137) و ملتزم به اعمال صالح گردد و خود را از فرو رفتن در گرداب حرامها باز دارد،(138) و به خلوص در عمل دست یابد، که امیرمومنان علی (علیه السلام) فرموده است:
الزهد تقصیر الامال و اخلاص الأعمال(139)
زهد کوتاه کردن آرزوها و خالص نمودن کردارها است.
چنین زهدی برترین توشه آدمی در جهت سیر به سوی کمال حقیقی است و امیرمومنان (علیه السلام) آن را این گونه توصیف کرده است:
الزهد ثروة(140)
ناخواستن - دنیا - ثروت است.
زهد آدم را از پستی این جهانی و هلاکت آن جهانی حفظ می کند و از این رو گفته اند که زهد کلید در بهشت و آسودگی از آتش است(141)؛ و امیرمومنان (ع) به چنین زهدی فرا خوانده و فرموده است:
انکم ان زهدتم خلصتم من شقاء الدنیا و فزتم بدار البقاء.(142)
بی گمان اگر از دنیای نکوهیده کناره گیرید و زهد پیشه کنید، از بدبختی دنیا آسوده می شوید و به سرای باقی خواهید رسید.
زهد حقیقی راه سلوک و بندگی و زندگی توام با نشاط و بالندگی را فراهم می سازد و آدمی با معرفتی درست به سعادت دست می یابد. پیشوای زاهدان، علی (ع) فرموده است:
أصل الزهد الیقین بالله و ثمرته السعاده.(143)
اصل زهد یقین است و میوه آن نیکبختی است.
انسانی که دنیا را به درستی دریافته باشد، هرگز با عالم رابطه ای پست برقرار نمی کند و با معرفتی درست از امکانات این عالم توشه بر می گیرد و بندگی می نماید، چنانکه در سخنان نورانی امیر بیان علی (علیه السلام) آمده است:
و لا زهد کالزهد فی الحرام.(144)
و هیچ پارسایی چون پشت کردن به امر حرام نیست.
با چنین دریافتی از زهد، پارسایی برترین زمینه رشد و تعالی و اتصاف به کمالات انسانی است:
أفضل الطاعات الزهد فی الدنیا.(145)
برترین طاعات زهد در دنیا است.
بدون زهد حقیقی، انسان در اسارت دنیای نکوهیده می ماند و می پوسد. و از این روست که دینداری و تربیت فطری بدون پارسایی بی معنا می شود، چنانکه در سخنان امیرمؤمنان علی (ع) وارد شده است:
الزهد أصل الدین(146).
زهد اصل دین است.

فلسفه زهد

فلسفه زهد آزادی است؛ یعنی انسان از برقرار کردن ارتباطی نفسانی با هر امری از امور این عالم آزاد شود تا بتواند کمالات انسانی را در وجود خود جلوه گر سازد، یعنی از اندوه دلبستگی به دنیا رها گردد تا با نشاط حقیقی به سوی کمال مطلق سیر نماید، یعنی دست و دلش برای آنچه بی اعتبار است نلرزد تا از غیر خدا نترسد و جز در برابر حق کرنش نکند و به بندگی ذات اقدس الهی واصل شود. امیرمؤمنان علی (ع) در بیان فلسفه زهد و تمامیت آن فرموده است:
الزهد کله بین کلمتین من القرآن: قال الله سبحانه: (لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم)(147). و من لم یأس علی الماضی، و لم یفرح بالاتی، فقد أخذ الزهد بطرفیه.(148)
همه زهد در دو کلمه از قرآن فراهم آمده است خدای سبحان فرماید تا بر آنچه از دستتان رفته دریغ مخورید، و بدانچه به شما رسیده شادمان مباشید و آن که بر گذشته دریغ نخورد و به آینده شادمان نباشد از دو سوی زهد گرفته است.
انسان با رویکرد نادرست به زندگی این جهانی و با دلبستگی به اموری اعتباری خود را در زندآنهای گوناگون قرار می دهد و حصار بر پا می سازد و گرفتار داشتنها و خواستنهای بی اعتبار می شود؛ و زهد آزادی از اینها برای شکوفایی استعدادها در جهت کمال مطلق است.
این جهان زندان و ما زندانیان - حفره کن زندان و خود را وارهان
چیست دنیا؟ از خدا غافل بدن - نه قماش و نقده و میزان و زن
مال را کز بهر حق باشی حمول - نعم مال صالح خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است - آب اندر زیر کشتی پشتی است
چون که مال و ملک را از دل براند - زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند
کوزه سربسته اندر آب زفت - از دل پر باد، فوق آب رفت
باد درویشی چو در باطن بود - بر سر آب جهان ساکن بود
گر چه جمله این جهان ملک ویست - ملک در چشم دل او لا شیست
پس دهان دل ببند و مهر کن - پر کنش از باد کبر من لدن
جهد حقست و دوا حقست و درد - منکر اندر نفی جهدش جهد کرد.(149)
انسان در این عالم زندانی نفس خویش است و جز با تیشه زهد نمی تواند این حصار سخت را بشکافد و به آزادی حقیقی برای تعالی برسد. انسانی که فلسفه زهد را دریابد، امکانات این عالم را در جهت کمال خویش و نه زندان ساختن برای خود به کار می گیرد و در این دریای عظیم چونان کوزه ای خواهد بود تهی از آب و سر بسته، که روی آب می ماند و سیر می کند و نه چون کوزه ای درباز و پر گشته از آب که به قعر دریا می رود پارسا کسی است که بر آب دنیا گام می زند و در آن فرو نمی رود و اگر چه همه ملک و دارایی این جهان از آن او باشد آن را بی اعتبار می انگارد و بدان دل نمی بندد و زاهد دهان دل خویش را بر دنیای دون می بندد و آن را مهر می نهد و وجود خود را از باد کبریای الهی پر می کند تا در آب دنیا غرق نشود و هرگز از کار و کوشش و تلاش باز نمی ماند(150)؛ و این گونه با آزادی به سبب پارسایی به سوی منزل حقیقی سیر می کند. پیشوای پارسایان، علی (ع) فرموده است:
من زهد فی الدنیا أعتق نفسه و أرضی ربه.(151)
هر که در دنیا زهد بورزد، خود را آزاد ساخته و پروردگارش را خشنود نموده است.
برنامه ها و اقدامات تربیتی باید به گونه ای باشد که زمینه لازم برای تحقق فلسفه زهد را فراهم نماید و آدمیان را در بستر آزادی به دینداری بخواند تا دینداری حقیقی و نه زندانبانی صورت پذیرد که دین و دینداری جز در بستر پارسایی بقا نمی یابد، به بیان امام علی (علیه السلام):
من زهد فی الدنیا حصن دینه.(152)
هر که در دنیا زهد پیشه کند، دین خود را نگاه دارد.
در سایه پارسایی است که سلوک انسانی به مقصد اتصاف به اسما و صفات الهی میسر می شود و غایت تربیت جلوه می یابد. پیشوای پارسایان، علی (علیه السلام) این گونه نوید داده و فرموده است:
من زهد فی الدنیا قرت عینه بجنه الماوی(153)
هر که در دنیا زهد پیشه کند، چشمش به بهشت برین روشن گرد.