فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

نشاط تربیتی

فطرت آدمی برای رشد و تعالی به بستر نشاط و شادابی نیاز دارد و هیچ چیز مانند کسالت و سستی، و ناخواهی و بی میلی آدمی را متوقف نمی سازد و از سیر به سوی کمال باز نمی دارد و تربیتی که بر تسهیل و تیسیر استوار نباشد نمی تواند نشاط لازم برای همراهی و همگامی در حرکت کمالی را فراهم نماید. بهترین چیزها در تربیت اگر با ناخواهی و بی میلی همراه باشد، بی تاثیر می گردد و نتایج منفی و تباه به بار می آورد. و امیر مومنان علی (علیه السلام) در حکمتی نورانی سفارش فرموده است:
ان للقلوب اقبالا و ادبارا؛ فاذا أقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا أدبرت فاقتصروا بها علی الفرائض.(128)
دلها را روی آوردن و روی برگرداندنی است؛ پس اگر دل روی آرد، آن را به مستحبات وادارید، و اگر روی برگرداند، بر انجام دادن واجبهایش بسنده دارید.
گنجایش تربیتی به روی آوردن دل آدمی بسته است و اگر تربیت بر ناخواهی قرار گیرد، دریچه وجود آدمی بر روی آن بسته می شود و گنجایش تربیتی به زوال می رود. بهترین بستر تمایل و علاقه است که با تسهیل و تیسیر فراهم می شود و در این صورت است که قوای وجودی نشاط تربیتی می یابد. واداشتن نفوس بر هر کاری با نفرت و بی میلی زمینه های تربیت را کور می سازد. وادار کردن شخص به امری که تمایلی بدان ندارد یا توانایی آن در وی حاصل نشده است، مانعی جدی در شخص ایجاد می کند، حتی وادار کردن نفس به اندیشه درباره چیزی که - به دلیل خستگی یا ناتوانی و مانند اینها - از آن نفرت دارد، سبب افزونی بی میلی و ناراحت و نفرت می شود و حجاب و مانعی سخت در ذهن و خیال و اندیشه آدمی به وجود می آید و نمی گذارد آنچه را که اندیشیده است، ادراک کند و به درستی دریابد(129)، بدین ترتیب انسان در برابر ساده ترین امور مقاومت نشان می دهد، و روشن ترین مطالب را در نمی یابد، و به بهترین کارها تن نمی سپارد. امیر مومنان (علیه السلام) فرموده است:
ان القلوب شهوه و اقبالا و ادبارا، فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا أکره عمی.(130)
دلها را هوایی است و روی آوردنی و پشت کردنی؛ پس دلها را آنگاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
رعایت این امر در تربیت چنان مهم است که امیر مومنان علی (علیه السلام) سفارش فرموده است:
اذا أضرت النوافل بالفرائض فارفضوها.(131)
اگر مستحبها و واجبها زیان رساند، مستحبها را واگذارید.
همچنین آن حضرت در سفارشی تربیتی به حارث همدانی در این باره فرموده است:
و خادع نفسک فی العباده، و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضه، فانه لا بد من قضائها و تعاهدها عند محلها.(132)
نفس خود را برای عبادت و بندگی برانگیز و با آن مدارا کن و مقهورش مدار، و بر آن آسان گیر و به هنگامی که نشاط و فراغتش بود، روی به عبادت آر، جز در آنچه بر تو واجب است که باید آن را به جای آری و در وقت آن بگزاری.

اصل زهد

برقرار کردن نسبت پست و نفسانی با هر امری از امور این عالم دنیای نکوهیده نامیده می شود و جز با پشت کردن به این دنیا و ترک این ارتباط پست و نفسانی، یعنی جز با زهد و پارسایی راه تعالی آدمی هموار نمی شود. به بیان امیر مومنان علی (علیه السلام):
العلم یرشدک الی ما أمرک الله به، و الزهد یسهل لک الطریق الیه.(133)
علم و دانش تو را بدانچه خداوند فرمانت داده است راه می نماید، و زهد و پارسایی راه به سوی آن را برایت هموار و آسان می سازند.
با این عنایت، هر برنامه و اقدام تربیتی متعالی، برنامه و اقدامی است که آدمی را در این راه مدد نماید و او را به سوی شکوفایی مرتبه حقیقی اش و دستیابی سعادت اخروی اش یاری سازد که امام علی (علیه السلام) فرموده است:
من لم یزهد فی الدنیا لم یکن له نصیب فی جنه المأوی.(134)
هر که در دنیا زهد نورزد برای او بهره ای در بهشت برین نیست.
بذرهای تربیت حقیقی در زمین پارسایی شکوفا می شود و هر چه این زمینه قوتی بیشتر یابد، مانع اصلی تربیت و تخلق به اخلاق الهی بیشتر رفع می گردد و توان آدمی در دستیابی به کمالات انسانی فزونی می یابد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمود:
ان من أعون الاخلاق علی الدین الزهد فی الدنیا.(135)
همانا مددکارترین اخلاق به دین پارسایی نسبت به دنیاست.

زهد حقیقی

زهد حقیقی که بستر کمال آدمی را فراهم می نماید، زهد منفی و گوشه گیری و دوری از جامعه و محرومیت گرایی نیست، بلکه زهدی زنده و پرنشاط و اجتماعی و بالنده است، چنانکه امیر مومنان علی (علیه السلام) خود جلوه تام آن بوده و در توصیف زهد حقیقی فرموده است:
أیها الناس، الزهاده قصر الأمل، و الشکر عند النعم، و التورع عند المحارم، فان عزب ذلک عنکم فلا یغلب الحرام صبرکم، و لا تنسوا عند النعم شکرکم، فقد أعذر الله الیکم بحجج مسفره ظاهره، و کتب بارزه العذر واضحه(136)
ای مردم! پارسایی، دامن آرزو در چیدن است، و شکر نعمت حاضر گزاردن، و از ناروا پارسایی ورزیدن. و اگر از عهده این کار بر نیایید، هر چند که ممکن است، خود را از حرام واپایید و شکر نعمت موجود فراموش منمایید. که راه عذر بر شما بسته است، با حجتهای روشن و پدیدار، و کتابهای آسمانی و دلیلهای آشکار.
امام (علیه السلام) سه چیز را نشانه پارسایی معرفی کرده است:
1. کوتاهی آرزوها
2. شکرگزاری نعمتها
3. دوری از حرامها
آرزوهای دنیایی و پست آدمی را از منزلت انسانی ساقط می کند و در مرتبت حیوانی قرار می دهد، بنابراین هر چه آدمی از چنین بستگیهایی باز دارنده آزاد شود، آسوده تر می گردد و توان و امکانات خود را در جهت درست به کار می بندد و می تواند نعمتهای الهی را شکر گذارد و می تواند موهبتها را به درستی دریابد و در آن راهی که باید به کار گیرد،(137) و ملتزم به اعمال صالح گردد و خود را از فرو رفتن در گرداب حرامها باز دارد،(138) و به خلوص در عمل دست یابد، که امیرمومنان علی (علیه السلام) فرموده است:
الزهد تقصیر الامال و اخلاص الأعمال(139)
زهد کوتاه کردن آرزوها و خالص نمودن کردارها است.
چنین زهدی برترین توشه آدمی در جهت سیر به سوی کمال حقیقی است و امیرمومنان (علیه السلام) آن را این گونه توصیف کرده است:
الزهد ثروة(140)
ناخواستن - دنیا - ثروت است.
زهد آدم را از پستی این جهانی و هلاکت آن جهانی حفظ می کند و از این رو گفته اند که زهد کلید در بهشت و آسودگی از آتش است(141)؛ و امیرمومنان (ع) به چنین زهدی فرا خوانده و فرموده است:
انکم ان زهدتم خلصتم من شقاء الدنیا و فزتم بدار البقاء.(142)
بی گمان اگر از دنیای نکوهیده کناره گیرید و زهد پیشه کنید، از بدبختی دنیا آسوده می شوید و به سرای باقی خواهید رسید.
زهد حقیقی راه سلوک و بندگی و زندگی توام با نشاط و بالندگی را فراهم می سازد و آدمی با معرفتی درست به سعادت دست می یابد. پیشوای زاهدان، علی (ع) فرموده است:
أصل الزهد الیقین بالله و ثمرته السعاده.(143)
اصل زهد یقین است و میوه آن نیکبختی است.
انسانی که دنیا را به درستی دریافته باشد، هرگز با عالم رابطه ای پست برقرار نمی کند و با معرفتی درست از امکانات این عالم توشه بر می گیرد و بندگی می نماید، چنانکه در سخنان نورانی امیر بیان علی (علیه السلام) آمده است:
و لا زهد کالزهد فی الحرام.(144)
و هیچ پارسایی چون پشت کردن به امر حرام نیست.
با چنین دریافتی از زهد، پارسایی برترین زمینه رشد و تعالی و اتصاف به کمالات انسانی است:
أفضل الطاعات الزهد فی الدنیا.(145)
برترین طاعات زهد در دنیا است.
بدون زهد حقیقی، انسان در اسارت دنیای نکوهیده می ماند و می پوسد. و از این روست که دینداری و تربیت فطری بدون پارسایی بی معنا می شود، چنانکه در سخنان امیرمؤمنان علی (ع) وارد شده است:
الزهد أصل الدین(146).
زهد اصل دین است.