فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

مدارا و ملایمت در تربیت

انسان حکیم، بر اساس حکمت تربیت می کند و چنین تربیتی از خشونت و قساوت به دور است. امیرمومنان علی (علیه السلام) در توصیف بهترین مربیان الهی - خاندان نبوی - فرموده است:
هم عیش العلم و موت الجهل. یخبرکم حلمهم عن علمهم، و ظاهرهم عن باطنهم، و صمتهم عن حکم منطقهم. لا یخالفون الحق و لا یختلفون فیه. و هم دعائم الاسلام، و ولائج الاعتصام. بهم عاد الحق الی نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطح لسانه عن منبته. عقلوا الدین عقل و عایه و رعایه، لا عقل سماع و روایه. فان رواه العلم کثیر، و رعاته قلیل.(119)
آنان دانش را زنده کننده اند، و نادانی را میراننده، بردباری شان شما را از دانش آنان خبر دهد، و برون آنان از نهان، و خاموش بودنشان از حکمت بیان. نه با حق ستیزند و نه در آن خلاف دارند، ستونهای دینند و پناهگاهها - که مردمان را - نگاه می دارند. حق به آنان به جای خود باز گردید، و باطل از آنجا که بود رانده شد و زبانش از بن برید. دین را چنان که باید دانستند و فرا گرفتند و به کار بستند، نه که تنها آن را شنفتند و به دیگران گفتند که راویان دانش بسیارند، لیکن پاسداران آن اندک به شمار.
فهم درست دین که در اندیشه و راه و رسم آنان جلوه دارد، این گونه است؛ و تربیتی که بدان خوانده اند، تربیتی است مبتنی بر مدارا و ملایمت. از پیشوای حکیمان، علی (علیه السلام) چنین روایت شده است:
علیک بالرفق، فانه مفتاح الصواب و سجیه أولی الألباب.(120)
بر تو باد به ملایمت، زیرا که آن کلید درستی و از مختصات خردمندان است.
نظام تربیتی زمانی سامان درست می یابد و می تواند مردمان را به خیر رهنمود گردد که اصل تسهیل و تیسیر، و مدارا و ملایمت در راس آن قرار گیرد و از تنگ نظری و سخت دلی و خشونتگرایی به شدت پرهیز شود. امام علی (علیه السلام) در این باره فرموده است:
رأس السیاسه الرفق.(121)
راس و سر سیاست (تربیت) مدارا و ملایمت است.
هیچ چیز مانند مدارا و نرمی در تربیت راهگشا نیست و زمینه ارتباط صحیح تربیتی و تحول به سوی خیر و کمال را فراهم نمی نماید؛ به بیان امیرمومنان (علیه السلام):
کم من صعب تسهل بالرفق(122).
بسا سختی که به سبب مدارا و نرمی آسان گردد.
الرفق ییسر الصعاب، و یسهل شدید الأسباب.(123)
مدارا و ملایمت دشواریها را آسان می سازد و سببهای سخت را سهل می نماید.
با چنین نگرشی است که امام علی (علیه السلام) پیوسته کارگزارانش را به مدارا و نرمی با مردم سفارش کرده، چنانکه آن حضرت در عهدنامه محمد بن ابی بکر - چون او را به استانداری مصر می فرستاد - به وی فرموده است:
فاخفض لهم جناحک، و ألن لهم جانبک، و ابسط لهم وجهک.(124)
با مردمان فروتن باش و نرمخو، و هموار و گشاده رو.
راه هدایت راهی نیست که با سختگویی و خشونت تعریف شود و در فرهنگ هدایتی درشتی و قساوت هیچ جایی ندارد. امیرمومنان (علیه السلام) در سفارشی به عبدالله بن عباس هنگامی که او را در بصره به جای خود گمارد، چنین فرموده است:
سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک، و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان. و اعلم أن ما قربک من الله یباعدک من النار، و ما باعدک من الله یقربک من النار..(125)
با مردم گشاده رو باش آن گاه که آنان را ببینی، یا درباره آنان حکمی دهی، یا در مجلس ایشان نشینی. از خشم بپرهیز که نشانه سبکی سر است و شیطان آن را راهبر است. و بدان آنچه تو را به خدا نزدیک کند از آتش دور سازد، و آنچه تو را از خدا دور سازد به آتشت دراندازد.
همچنین آن حضرت در نامه ای به حارث همدانی نوشته است:
و اکظم الغیظ، و تجاوز عند المقدره، و احلم عند الغضب، و اصفح مع الدوله، تکن لک العاقبه.(126)
خشم خود را فرو خور، و به وقت توانایی درگذر. و گاه خشم در بردباری بکوش و به هنگام قدرت - از گناه - چشم پوش تا عاقبت تو را باشد.
آنچه موجب سلامت و برکت در مناسبات و روابط تربیتی است، مدارا و نرمی است و چنانکه امیر مومنان علی (علیه السلام) وقتی قیس بن سعد بن عباده انصاری را به امارت مصر گمارد، بدو یادآور شد:
و ارفق بالخاصه و العامه، فان الرفق یمن.(127)
با خواص خود و عوام مردم به مدارا رفتار کن که مدارا کردن و ملایمت ورزیدن خجسته است.
نشاط لازم برای تربیت آدمی در پرتو این خجستگی که ثمره نسهیل و تیسیر در تربیت است فراهم می شود.

نشاط تربیتی

فطرت آدمی برای رشد و تعالی به بستر نشاط و شادابی نیاز دارد و هیچ چیز مانند کسالت و سستی، و ناخواهی و بی میلی آدمی را متوقف نمی سازد و از سیر به سوی کمال باز نمی دارد و تربیتی که بر تسهیل و تیسیر استوار نباشد نمی تواند نشاط لازم برای همراهی و همگامی در حرکت کمالی را فراهم نماید. بهترین چیزها در تربیت اگر با ناخواهی و بی میلی همراه باشد، بی تاثیر می گردد و نتایج منفی و تباه به بار می آورد. و امیر مومنان علی (علیه السلام) در حکمتی نورانی سفارش فرموده است:
ان للقلوب اقبالا و ادبارا؛ فاذا أقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا أدبرت فاقتصروا بها علی الفرائض.(128)
دلها را روی آوردن و روی برگرداندنی است؛ پس اگر دل روی آرد، آن را به مستحبات وادارید، و اگر روی برگرداند، بر انجام دادن واجبهایش بسنده دارید.
گنجایش تربیتی به روی آوردن دل آدمی بسته است و اگر تربیت بر ناخواهی قرار گیرد، دریچه وجود آدمی بر روی آن بسته می شود و گنجایش تربیتی به زوال می رود. بهترین بستر تمایل و علاقه است که با تسهیل و تیسیر فراهم می شود و در این صورت است که قوای وجودی نشاط تربیتی می یابد. واداشتن نفوس بر هر کاری با نفرت و بی میلی زمینه های تربیت را کور می سازد. وادار کردن شخص به امری که تمایلی بدان ندارد یا توانایی آن در وی حاصل نشده است، مانعی جدی در شخص ایجاد می کند، حتی وادار کردن نفس به اندیشه درباره چیزی که - به دلیل خستگی یا ناتوانی و مانند اینها - از آن نفرت دارد، سبب افزونی بی میلی و ناراحت و نفرت می شود و حجاب و مانعی سخت در ذهن و خیال و اندیشه آدمی به وجود می آید و نمی گذارد آنچه را که اندیشیده است، ادراک کند و به درستی دریابد(129)، بدین ترتیب انسان در برابر ساده ترین امور مقاومت نشان می دهد، و روشن ترین مطالب را در نمی یابد، و به بهترین کارها تن نمی سپارد. امیر مومنان (علیه السلام) فرموده است:
ان القلوب شهوه و اقبالا و ادبارا، فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا أکره عمی.(130)
دلها را هوایی است و روی آوردنی و پشت کردنی؛ پس دلها را آنگاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
رعایت این امر در تربیت چنان مهم است که امیر مومنان علی (علیه السلام) سفارش فرموده است:
اذا أضرت النوافل بالفرائض فارفضوها.(131)
اگر مستحبها و واجبها زیان رساند، مستحبها را واگذارید.
همچنین آن حضرت در سفارشی تربیتی به حارث همدانی در این باره فرموده است:
و خادع نفسک فی العباده، و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضه، فانه لا بد من قضائها و تعاهدها عند محلها.(132)
نفس خود را برای عبادت و بندگی برانگیز و با آن مدارا کن و مقهورش مدار، و بر آن آسان گیر و به هنگامی که نشاط و فراغتش بود، روی به عبادت آر، جز در آنچه بر تو واجب است که باید آن را به جای آری و در وقت آن بگزاری.

اصل زهد

برقرار کردن نسبت پست و نفسانی با هر امری از امور این عالم دنیای نکوهیده نامیده می شود و جز با پشت کردن به این دنیا و ترک این ارتباط پست و نفسانی، یعنی جز با زهد و پارسایی راه تعالی آدمی هموار نمی شود. به بیان امیر مومنان علی (علیه السلام):
العلم یرشدک الی ما أمرک الله به، و الزهد یسهل لک الطریق الیه.(133)
علم و دانش تو را بدانچه خداوند فرمانت داده است راه می نماید، و زهد و پارسایی راه به سوی آن را برایت هموار و آسان می سازند.
با این عنایت، هر برنامه و اقدام تربیتی متعالی، برنامه و اقدامی است که آدمی را در این راه مدد نماید و او را به سوی شکوفایی مرتبه حقیقی اش و دستیابی سعادت اخروی اش یاری سازد که امام علی (علیه السلام) فرموده است:
من لم یزهد فی الدنیا لم یکن له نصیب فی جنه المأوی.(134)
هر که در دنیا زهد نورزد برای او بهره ای در بهشت برین نیست.
بذرهای تربیت حقیقی در زمین پارسایی شکوفا می شود و هر چه این زمینه قوتی بیشتر یابد، مانع اصلی تربیت و تخلق به اخلاق الهی بیشتر رفع می گردد و توان آدمی در دستیابی به کمالات انسانی فزونی می یابد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمود:
ان من أعون الاخلاق علی الدین الزهد فی الدنیا.(135)
همانا مددکارترین اخلاق به دین پارسایی نسبت به دنیاست.