فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

کمال انسانی

کمال آدمی در این است که در همه امور زندگی میانه رو باشد و معتدل عمل نماید. این مسیر، مناسبترین و کوتاهترین راه تربیت مطلوب آدمی است. شیخ محمود شبستری، حکیم و عارف نامدار، در گذشته به سال 720 هجری(64)، در این باره چنین سروده است:
همه اخلاق نیکو در میانه است - که از افراط و تفریطش کرانه است
میانه چون صراط المستقیم است - ز هر دو جانبش قعر جحیم است(65)
تربیت شده های قرآن کریم و مدرسه نبوی، جلوه های کمال انسانی در کمال اعتدال بودند. امیرمومنان علی (علیه السلام) در توصیف اوصیای پیامبر، یعنی رهبران حق که الگوهای کامل برای مردمانند(66)، فرموده است:
نحن النمرقه الوسطی، بها یلحق التالی، و الیها یرجع الغالی.(67)
ما جایگاه میانه ایم، عقب افتادگان باید به ما ملحق شوند و تندروان غلوکننده باید به سوی ما باز گردند.
کمال یافتگان جز به راه میانه نمی روند و جز بر آن عمل نمی کنند. در دیوان منسوب به امام علی (علیه السلام) آمده است:
نحن نؤم النمط الأوسطا - لسنا کمن قصر أو أفرطا(68)
ما شیوه میانه را می جوییم. از آنان نئیم که کوتاهی یا فزونکاری کنند.
راه و رسم، و سیرت و سنت آنان بر اعتدال بود، اعتدالی که کمال انسانی بسته بدان است. امام علی (علیه السلام) درباره این راه و رسم فرموده است:
طریقتنا القصد(69).
راه و روش ما میانه روی است.
امیرمومنان (علیه السلام) که خود مظهر همه کمالات انسانی است، به اعتدال فرا خوانده است که راه اتصاف به همه کمالات از این مجرا می گذرد و افراط و تفریط تباه کننده تربیت کمالی است:
علیک بالقصد فانه أعون شی ء علی حسن العیش.(70)
بر تو باد به میانه روی (در امور) زیرا میانه روی یاری کننده ترین چیز برای خوب زندگی کردن است.
زندگی سالم و مناسبات انسانی جز در پرتو میانه روی حاصل نمی شود و هر گونه افراط و تفریط در هر زمینه ای، تباهگر تربیت کمالی و زندگی و مناسبات انسانی است. در این باره از امیرمومنان علی (علیه السلام) چنین روایت شده است:
من أراد السلامه فعلیه بالقصد.(71)
هر که خواهان سلامت است باید میانه روی پیشه کند.
هر امر معتدل رشد دهنده و کمال افزاست، چنانکه ایمان آدمی در پرتو اعتدال رشد می یابد و به کمال خود می رسد. از امیر مومنان (علیه السلام) نقل شده است:
ثلاث من کن فیه فقد أکمل الایمان: العدل فی الغضب و الرضا، و القصد فی الفقر و الغنا، و اعتدال الخوف و الرجا.(72)
سه ویژگی است که در هر که باشد به تحقیق ایمان را کامل نموده باشد: عدالت در خشم و خشنودی، و میانه روی در درویشی و توانگری، و اعتدال بیم و امید.
اساسا سیرت اهل ایمان و راه و رسم کمال یافتگان، میانه روی و اعتدال در همه امور است، چنانکه امام علی (علیه السلام) در توصیف آنان فرموده است:
المومن سیرته القصد(73).
مومن راه و رسمش میانه روی است.
امیرمومنان علی (علیه السلام) در توصیف اهل تقوا و سیرت پرواپیشگان که به تربیت کمالی دست یافته اند، چنین فرموده است:
فالمتقون فیها هم أهل الفضائل. منطقهم الصواب، و ملبسهم الاقتصاد، و مشیهم التواضع.(74)
پس پرهیزگاران در این جهان صاحبان فضیلتند. گفتارشان صواب و پوششان میانه روی و رفتارشان فروتنی است.
انسانی که در مسیر کمال گام می زند، پوششی از میانه روی بر خود و رفتار و کردار و مناسبات خویش می گستراند و جز به راه اعتدال نمی رود.
ظهور نیکویی در اعتدال است - عدالت جسم را اقصی الکمال است(75)

اصل تدرج و تمکن

تربیت امری تدریجی و مرحله به مرحله است که براساس توانایی و جایگیری و پا بر جایی صورت می پذیرد(76)، و استعدادهای هیچ انسانی جز بر اساس تواناییهایش و جز با حرکتی تدریجی، در جهت کمال مطلق شکوفا نمی شود و این اصل یعنی تدرج و تمکن اصلی حاکم در تربیت است، و در سیر تربیت چنانکه مقتضای حکمت و عنایت الهی این است که هر موجودی به غایت و کمال خود برسد(77)، انسان با صیرورتی استکمال می یابد و در این سیر تفاوت مراتب وجود دارد و ملاحظه تفاوتهای فردی و اختلاف استعدادها و گونه گونی انسانها از مسائل اساسی در تربیت است که بدون توجه بدان تربیت درست، معنا نمی یابد. امیرمومنان علی (علیه السلام) در ضمن حکمتی نورانی خطاب به کمیل بن زیاد بدین حقیقت اشارت کرده و فرموده است:
با کمیل! ان هذه القلوب أوعیه فخیرها أوعاها...ها ان هاهنا لعلما جما (و أشار بیده الی صدره) لو أصبت له حمله.(78)
ای کمیل! این دلها همچون ظرفهاست، و بهترین آنها نگاهدارنده ترین آنهاست... بدان که در اینجا (و به سینه خود اشارت فرمود) دانشی است انباشته، اگر برای آن فراگیری می یافتم.

لزوم توجه و تدرج و تمکن در تربیت

اختلاف استعدادها، ظرفیتها، نیازها، روحیه ها، خواستها، سلیقه ها که معلول اختلاف طبایع، و تاثیرات گوناگون محیطی و جغرافیایی، و فرهنگی و اعتقادی، و اقتصادی و اجتماعی است، مایه بقا و دوام و رشد جوامع انسانی است و اگر این اختلافها نمی بود، بشر قادر به زندگی و تکامل نبود(79)؛ به بیان امیرمومنان علی (علیه السلام):
لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا.(80)
خیر مردم در تفاوت آنها (در استعدادها) است و اگر همه (در استعداد) مساوی باشند، هلاک شوند.
بنابراین هر حرکت تربیتی باید با توجه به اختلاف استعدادها و نیازها صورت گیرد تا فعل تربیتی به نتیجه مطلوب برسد، و اگر تدریجی بودن تربیت و رعایت توانایی و قدرت افراد در امر تربیت آسیب ببیند، آسیبهای جدی به ساختار تربیتی فرد و جامعه وارد می شود. این امر در همه امور باید مورد توجه قرار گیرد تا نتیجه درست حاصل شود. امیرمومنان علی (علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر، به مالک چنین آموزش داده است:
ایاک و العجله بالأمور قبل أوانها، أو التساقط فیها عند امکانها، أو اللجاجه فیها اذا تنکرت، أو الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل أمر موضعه، و أوقع کل عمل موقعه.(81)
بپرهیز از شتابزدگی در کارهایی که وقت انجام دادنشان نرسیده است؛ و از اهمالگری در کارهایی که وقت انجام دادنشان فرا رسیده است؛ و از لجاجت کردن در اموری که مبهم است؛ و از سستی نمودن در کارها، آن هنگام که راه عمل روشن شده است. پس هر چیز را در جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگزار.
امام علی (علیه السلام) خود تدرج و تمکن را در تربیت فرد و جامعه پاس می داشت و در همه اقدامات خویش ظرفیتها و کششها و امکانات را ملاحظه می نمود. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و ماجرای سقیفه، چون عباس و ابوسفیان نزد امام (علیه السلام) آمدند تا با وی به خلافت بیعت کنند، فرمود:
أیها الناس، شقوا أمواج الفتن بسفن النجاه، و عرجوا عن طریق المنافره، وضعوا تیجان المفاخره. أفلح من نهض بجناح، أو استسلم فأراح. هذا ماء اجن، و لقمه یغص بها اکلها. مجتنی الثمره لغیر وقت ایناعها کالزارع بغیر أرضه.(82)
ای مردم! از گردابهای بلا با کشتیهای نجات برون شوید! و به تبار خویش منازید، و از راه بزرگی فروختن به یک سو روید! که هر که با یاوری برخاست روی رستگاری بیند، وگرنه گردن نهد و آسوده نشیند که - خلافت بدین سان همچون - آبی بدمزه و نادلپذیر است، و لقمه ای گلوگیر؛ و آن که میوه را نارسیده چیند، همچون کشاورزی است که زمین دیگری را برای کشت گزیند.
اگر در تربیت نیازها و خواستها و ظرفیتها ملاحظه نشود و زمان مناسب برای هر عمل تربیتی مورد توجه قرار نگیرد، بی گمان برنامه ها و اقدامات تربیتی نتیجه ای جز تباهی در پی نخواهد داشت.