فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

شاکله اعتدال

برای رسیدن به اهداف تربیت، بهترین و کوتاهترین راه، مسیر اعتدال در تربیت است که کتاب خدا و راه و رسم پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر آن استوار است و بدان فرا می خواند؛ راهی که در همه وجوه فردی و اجتماعی و سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر اعتدال بنا می شود و در فرد و جامعه شاکله اعتدال به وجود می آورد؛ و این راهی ستوده است. تعبیر امیرمومنان علی (علیه السلام) در این باره چنین است:
من اخذ القصد حمدوا الیه طریقه، و بشروه بالنجاه، و من أخذ یمینا و شمالا ذموا الیه الطریق و حذروه من الهلکه.(46)
آن که راه میانه را پیش گیرد، بستایند و به نجات مژده دهندش، و آن که راه راست یا چپ را پیش گیرد، روش وی را زشت شمارند، و از تباهی اش بر حذر دارند.
واژه قصد در هر چیز به معنای حد اعتدال در آن چیز است و معنای میانه روی می دهد(47)؛ و اگر این حد اعتدال در امور مختلف رعایت شود، زمینه شاکله و ساختار معتدل در فرد و جامعه فراهم می گردد، یعنی پاس داشتن اعتدال در اندیشه، احساس، عاطفه، رفتار، کردار، دوستی، دشمنی و...چنانکه در سفارشهای پیشوای پارسایان، علی (علیه السلام) وارد شده است:
أحبب حبیبک هونا ما، عسی أن یکون بغیضک یوما ما، و أبغض بغیضک هونا ما، عسی أن یکون حبیبک یوما ما.(48)
دوست خود را دوست بدار از روی اعتدال، شاید روزی از روزها دشمنت شود، و دشمنت را دشمن دار از روی اعتدال، شاید روزی از روزها دوستت گردد.
در اشعار منسوب به امام علی (علیه السلام) در این باره آمده است:
و أحبب اذا احببت حبا مقاربا - فانک لاتدری متی أنت نازع
و أبغض اذا أبغضت بغضا مقاربا - فانک لا تدری متی أنت راجع(49)
اگر مهر ورزی، مهری میانه ورز که ندانی چه هنگام بگسلی.
اگر خشم آری، خشمی میانه آر که ندانی چه هنگام باز گردی.
رعایت اعتدال چه در امور فردی و چه در روابط اجتماعی و چه در مناسبات اقتصادی، و چه در دینداری ساختاری را فراهم می کند که فرد و جامعه به رفتاری بسامان دست یابد و از انحراف به دور ماند. امام علی (علیه السلام) درباره رعایت اعتدال در امور اقتصادی نیز چنین سفارش کرده است:
کن سمحا و لا تکن مبذرا، و کن مقدرا و لا تکن مقترا.(50)
بخشنده باش، نه با تبذیر، و اندازه نگه دار و بر خود سخت مگیر.
امیرمومنان (علیه السلام) در نامه ای به زیاد بن ابیه قائم مقام عبدالله بن عباس استاندار بصره چنین فرموده است:
فدع الاسراف مقتصدا.(51)
میانه رو باش، و از زیاده روی دست بدار!
و نیز درباره اهمیت میانه روی در امور اقتصادی فرموده است:
ما عال من اقتصد.(52)
آن که میانه روی گزید، درویش نگردید.
پاس داشتن میانه روی در همه امور ضامن درستی و صحت امور است. امام علی (علیه السلام) به کارگزاران خویش نیز سفارش می کرد که در اداره امور، اساس مدیریت خود بر اعتدال قرار دهند و به افراط و تفریط میل نکنند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر، چنین فرمان داده است:
ولیکن أحب الامور الیک أوسطها فی الحق.(53)
و باید از کارها آن را بیشتر دوست بداری که نه از حق بگذرد، و نه فرو ماند.
بیشترین توفیق در اداره امور مرهون اعتدال در برنامه ها، تصمیم گیری ها، کردارها و رفتارهای مدیریت است. امیرمومنان علی (علیه السلام) در نامه ای به عمرو بن سلمه ارحبی(54)، او را به رعایت اعتدال در رفتار با غیر مسلمانان تحت حکومتش فرمان داده و فرموده است:
اما بعد، فان دهاقین أهل بلدک شکوا منک غلظه و قسوه، و احتقارا و جفوه، و نظرت فلم أرهم أهلا لان یدنوا لشرکهم، و لا أن یقصوا و یجفوا لعهدهم، فالیس لهم جلبابا من اللین تشوبه بطرف من الشده، و داول لهم بین القسوه و الرأفه، و امزج لهم بین التقریب و الادناء و الابعاد و الاقصاء. ان شاءالله.(55)
اما بعد، دهقانان شهر تو شکایت دارند که با آنان درشتی می کنی و سختی روا می داری، ستمشان می ورزی و خردشان می شماری. من در کارشان نگریستم، دیدم چون مشرکند نتوان به خود نزدیکشان گرداند، و چون در پناه اسلامند نشاید آنان را راند. پس، در کار آنان درشتی و نرمی را به هم آمیز. گاه مهربان باش و گاه تیز، زمانی نزدیکشان آور و زمانی در دورتر، ان شاءالله.
ساختار دین در همه وجوه، ساختاری معتدل دارد که یک مجموعه معتدل می تواند مردمان را به اعتدال رهنمون شود. امیرمومنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرموده است:
الا و ان شرائع الدین واحده، و سبله قاصده. من أخذ بها لحق و غنم، و من وقف عنها ضل و ندم.(56)
آگاه باشید که آبشخورهای دین یکی است، و راههای آن همه معتدل و مستقیم و نزدیک است، که هر که بدان چنگ زند، به کاروان حق پیوندد و بهره مند شود، و هر که از آن باز ایستد، گمراه شود و پشیمان گردد.
انحراف از اعتدال در هر چیز موجب انحراف از حق و گمراهی و تباهی و پشیمانی است، چنانکه امام علی (علیه السلام) در وصیتی به فرزندش محمد حنفیه بدو چنین سفارش فرموده است:
من ترک القصد جار(57).
هر که میانه روی را ترک کند، از راه حق منحرف شود.
همچنین از آن حضرت این گونه روایت شده است:
علیک بالقصد فی الامور، فمن عدل عن القصد جار و من اخذ به عدل.(58)
بر تو باد به میانه روی در کارها، زیرا هر که از میانه روی روی برگرداند، ستم کند، و هر که بدان پایبند گردد، به عدالت رفتار کند.
انسانی که شاکله اعتدال ندارد، در همه امور به افراط و تفریط عمل می کند و از حق دور می شود و به ستم آلوده می گردد و خود را تباه می سازد، چنانکه امیرمومنان علی (علیه السلام) درباره دوستان و دشمنان به دور از اعتدال خود فرمود:
و سیهلک فی صنفان: محب مفرط، یذهب به الحب الی غیر الحق، و مبغض مفرط، یذهب به البغض الی غیر الحق، و خیر الناس فی حالا النمط الاوسط، فالزموه.(59)
به زودی دو دسته به خاطر من تباه شوند: دوستی که کار را به افراط کشاند، و محبت او را به راه غیر حق براند؛ و آن که در بغض اندازه نگاه نداد، و بغضش او را به راهی که راست نیست در آورد. حال آن دسته درباره من نیکوست که راه میانه را پوید و از افراط و تفریط دوری جوید. همراه آنان روید.
امیر مومنان (علیه السلام) هر دو گروه را، چه آنان که در حق او و در دوستی با او افراط کردند و چه آنان که در حق او و دوستی با او تفریط نمودند، هلاک شده معرفی کرده و فرموده است:
هلک فی رجلان: محب غال، و مبغض قال.(60)
دو کس به خاطر من تباه شدند: دوستی که اندازه نگاه نداشت، و دشمنی که بغض مرا در دل کاشت.
دوستی اولیای خدا از کمالات و فضایل انسانی است و بی گمان تفریط در آن تا سرحد دشمنی و ستیز با آنان، و نیز افراط در دوستی آنان تا سرحد غلو درباره ایشان، موجب تباهی آدمی است(61). امام علی (علیه السلام) در سخنی دیگر فرموده است:
یهلک فی رجلان: محب مفرط، و باهت مفتر.(62)
دو کس درباره من تباه گردیدند: دوستی که از حد بگذراند، و دروغ بافنده ای که از آنچه در من نیست سخن راند.
فقدان ساختار تربیتی معتدل و شاکله میانه روی در آدمی، پیوسته انسان را به افراط و تفریط می کشاند که نتیجه ای جز پشیمانی این جهانی و آن جهانی ندارد؛ به بیان امیرمومنان علی (علیه السلام):
ثمره التفریط الندامه(63).
ثمره تفریط و کوتاهی در کارها پشیمانی است.
آنچه بستر تربیت فطری و اتصاف به کمالات انسانی را برای آدمی مهیا می کند، دوری از هرگونه افراط و تفریط و دستیابی به شاکله اعتدال است که با برنامه ریزی همه جانبه تربیتی سامان می یابد.

کمال انسانی

کمال آدمی در این است که در همه امور زندگی میانه رو باشد و معتدل عمل نماید. این مسیر، مناسبترین و کوتاهترین راه تربیت مطلوب آدمی است. شیخ محمود شبستری، حکیم و عارف نامدار، در گذشته به سال 720 هجری(64)، در این باره چنین سروده است:
همه اخلاق نیکو در میانه است - که از افراط و تفریطش کرانه است
میانه چون صراط المستقیم است - ز هر دو جانبش قعر جحیم است(65)
تربیت شده های قرآن کریم و مدرسه نبوی، جلوه های کمال انسانی در کمال اعتدال بودند. امیرمومنان علی (علیه السلام) در توصیف اوصیای پیامبر، یعنی رهبران حق که الگوهای کامل برای مردمانند(66)، فرموده است:
نحن النمرقه الوسطی، بها یلحق التالی، و الیها یرجع الغالی.(67)
ما جایگاه میانه ایم، عقب افتادگان باید به ما ملحق شوند و تندروان غلوکننده باید به سوی ما باز گردند.
کمال یافتگان جز به راه میانه نمی روند و جز بر آن عمل نمی کنند. در دیوان منسوب به امام علی (علیه السلام) آمده است:
نحن نؤم النمط الأوسطا - لسنا کمن قصر أو أفرطا(68)
ما شیوه میانه را می جوییم. از آنان نئیم که کوتاهی یا فزونکاری کنند.
راه و رسم، و سیرت و سنت آنان بر اعتدال بود، اعتدالی که کمال انسانی بسته بدان است. امام علی (علیه السلام) درباره این راه و رسم فرموده است:
طریقتنا القصد(69).
راه و روش ما میانه روی است.
امیرمومنان (علیه السلام) که خود مظهر همه کمالات انسانی است، به اعتدال فرا خوانده است که راه اتصاف به همه کمالات از این مجرا می گذرد و افراط و تفریط تباه کننده تربیت کمالی است:
علیک بالقصد فانه أعون شی ء علی حسن العیش.(70)
بر تو باد به میانه روی (در امور) زیرا میانه روی یاری کننده ترین چیز برای خوب زندگی کردن است.
زندگی سالم و مناسبات انسانی جز در پرتو میانه روی حاصل نمی شود و هر گونه افراط و تفریط در هر زمینه ای، تباهگر تربیت کمالی و زندگی و مناسبات انسانی است. در این باره از امیرمومنان علی (علیه السلام) چنین روایت شده است:
من أراد السلامه فعلیه بالقصد.(71)
هر که خواهان سلامت است باید میانه روی پیشه کند.
هر امر معتدل رشد دهنده و کمال افزاست، چنانکه ایمان آدمی در پرتو اعتدال رشد می یابد و به کمال خود می رسد. از امیر مومنان (علیه السلام) نقل شده است:
ثلاث من کن فیه فقد أکمل الایمان: العدل فی الغضب و الرضا، و القصد فی الفقر و الغنا، و اعتدال الخوف و الرجا.(72)
سه ویژگی است که در هر که باشد به تحقیق ایمان را کامل نموده باشد: عدالت در خشم و خشنودی، و میانه روی در درویشی و توانگری، و اعتدال بیم و امید.
اساسا سیرت اهل ایمان و راه و رسم کمال یافتگان، میانه روی و اعتدال در همه امور است، چنانکه امام علی (علیه السلام) در توصیف آنان فرموده است:
المومن سیرته القصد(73).
مومن راه و رسمش میانه روی است.
امیرمومنان علی (علیه السلام) در توصیف اهل تقوا و سیرت پرواپیشگان که به تربیت کمالی دست یافته اند، چنین فرموده است:
فالمتقون فیها هم أهل الفضائل. منطقهم الصواب، و ملبسهم الاقتصاد، و مشیهم التواضع.(74)
پس پرهیزگاران در این جهان صاحبان فضیلتند. گفتارشان صواب و پوششان میانه روی و رفتارشان فروتنی است.
انسانی که در مسیر کمال گام می زند، پوششی از میانه روی بر خود و رفتار و کردار و مناسبات خویش می گستراند و جز به راه اعتدال نمی رود.
ظهور نیکویی در اعتدال است - عدالت جسم را اقصی الکمال است(75)

اصل تدرج و تمکن

تربیت امری تدریجی و مرحله به مرحله است که براساس توانایی و جایگیری و پا بر جایی صورت می پذیرد(76)، و استعدادهای هیچ انسانی جز بر اساس تواناییهایش و جز با حرکتی تدریجی، در جهت کمال مطلق شکوفا نمی شود و این اصل یعنی تدرج و تمکن اصلی حاکم در تربیت است، و در سیر تربیت چنانکه مقتضای حکمت و عنایت الهی این است که هر موجودی به غایت و کمال خود برسد(77)، انسان با صیرورتی استکمال می یابد و در این سیر تفاوت مراتب وجود دارد و ملاحظه تفاوتهای فردی و اختلاف استعدادها و گونه گونی انسانها از مسائل اساسی در تربیت است که بدون توجه بدان تربیت درست، معنا نمی یابد. امیرمومنان علی (علیه السلام) در ضمن حکمتی نورانی خطاب به کمیل بن زیاد بدین حقیقت اشارت کرده و فرموده است:
با کمیل! ان هذه القلوب أوعیه فخیرها أوعاها...ها ان هاهنا لعلما جما (و أشار بیده الی صدره) لو أصبت له حمله.(78)
ای کمیل! این دلها همچون ظرفهاست، و بهترین آنها نگاهدارنده ترین آنهاست... بدان که در اینجا (و به سینه خود اشارت فرمود) دانشی است انباشته، اگر برای آن فراگیری می یافتم.