فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

مکتب مهر: اصول تربیت

اصل اعتدال

برنامه ها، سیاستها، رفتارها و عملکردهای تربیتی در صورتی راهبر به سوی اهداف فطری است که تابع اعتدال باشد و حد وسط و مرزهای اعتدال دور نگردد و به افراط و تفریط کشیده نشود. تربیت فطری، تربیتی معتدل است و جز بر اساس برنامه ای معتدل نمی توان راه تربیت حقیقی را هموار کرد و استعدادهای انسان را در جهت کمال مطلق شکوفا نمود. تربیت خردمندانه، تربیتی است مبتنی بر حفظ اعتدال در همه امور و پرهیز از افراط در همه شئون. اقتضای خردورزی اعتدال است و اقتضای نادانی افراط و تفریط، چنانکه امیرمومنان علی (علیه السلام) فرموده است:
لا تری الجاهل الا مفرطا أو مفرطا.(35)
نادان را نبینی جز که کاری را از اندازه فراتر کشاند، و یا بدانجا که باید نرساند.
البته اندازه شناختن و اندازه نگه داشتن در تربیت امری دشوار است و جز با خردمندی در تربیت نمی توان اندازه ها را دریافت و آنها را پاس داشت و به تربیتی فطری اهتمام گماشت.

تربیت فطری

تربیت فطری، تربیتی معتدل و به دور از هر گونه افراط و تفریط است، که خداوند آدمی را به گونه ای آفریده است که هرگونه افراط و تفریط، اعتدال او را به هم می زند و سیر او را به سوی تعالی تربیتی دچار خلل می سازد. امیرمومنان (علیه السلام) در حکمتی والا فرموده است:
لقد علق بنیاط هذا الانسان بضعه هی أعجب ما فیه: و ذلک القلب. و ذلک أن له مواد من الحکمه و أضدادا من خلافها؛ فان سنح له الرجاء أذله الطمع، و ان هاج به الطمع أهلکه الحرص، و ان ملکه الیأس قتله الأسف، و ان عرض له الغضب اشتد به الغیظ، و ان أسعده الرضی نسی التحفظ، و ان غاله الخوف شغله الحذر، و ان اتسع له الأمر استلبته العزه، و ان أفاد مالا أطغاه الغنی، و ان أصابته مصیبه فضحه الجزع، و ان غصته الفاقه شغله البلاء، و ان جهده الجوح قعد به الضعف، و ان أفرط به الشبع کظته البطنه. فکل تقصیر به مضر، و کل افراط له مفسد.(36)
به رگهای دل این آدمی گوشتپاره ای آویزان است که شگفت تر چیزی که در اوست آن است. و آن دل است که دل را ماده ها بود از حکمت و ضدهایی مخالف آن؛ پس اگر در دل امیدی پدید آید، طمع آن را خوار گرداند؛ و اگر طمع بر آن هجوم آرد، حرص آن را تباه سازد؛ و اگر نومیدی بر آن دست یابد، دریغ آن را بکشد؛ و اگر خشمش بگیرید، برآشوبد و آرام نپذیرد؛ و اگر سعادت خرسندی اش نصیب شود، عنان خویشتنداری از دست بدهد؛ و اگر ترس به ناگاه او را فراگیرد، پرهیزیدن او را مشغول گرداند؛ و اگر گشایشی در کارش پدید آید، غفلت او را برباید؛ و اگر مالی به دست آرد، توانگری وی را به سرکشی وادارد؛ و اگر مصیبتی بدو رسد، ناشکیبایی رسوایش کند؛ و اگر به درویشی گرفتار شود، به بلا دچار شود؛ و اگر گرسنگی بی طاقتش گرداند، ناتوانی وی را از پای بنشاند؛ و اگر پر سیر گردد، پری شکم زیانش رساند. پس هر تقصیر، آن را زیان است و گذراندن از هر حد موجب تباهی و تاوان.
وجود آدمی این گونه است و قلب را قلب گفته اند از آن رو که دگرگونی می پذیرد(37)، و هر فزونی و کاستی در احوال آدمی تاثیر می گذارد.
ما سمی القلب الا من تقلبه - و الرأی یصرف و الانسان أطوار(38)
قلب را قلب ننامیده اند مگر به سبب آنکه دگرگونی می پذیرد، و اندیشه آدمی تغییر می یابد و انسان گونه گونه می شود.
این تحول چنان است که در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده است:
ان هذا القلب کریشه بفلاه من الارض یقیمها الریح ظهرا لبطن.(39)
همانا این قلب همانند پری است در هامون که باد، آن را زیر و زبر نماید.
در اینجا قلب همچون پری در بیابانی گرفتار تندبادی مطرح شده است که آن را دچار دگرگونیهای بسیار می کند گاه به چپ و گاه به راست می برد.
ر حدیث آمد که دل همچون پریست - در بیابانی اسیر صرصریست
باد پر را هر طرف راند گزاف - گه چپ و گه راست با صد اختلاف(40)
توجه به این امر و فراهم کردن بستر اعتدال و سیر تربیتی معتدل، زمینه ای مناسب برای شکوفایی فطریات آدمی است. امیرمومنان علی (علیه السلام) بر رعایت این اصل اساسی تاکید ورزیده و بر این مطلب نیز اشاره فرموده است که در حد اعتدال ماندن کاری دشوار است(41):
من بالغ فی الخصومه أثم، و من قصر فیها ظلم، و لا یستطیع أن یتقی الله من خاصم.(42)
آن که خصومت را از حد درگذراند گناه ورزید، و آن که در آن کوتاهی کرد ستم کشید، و آن که ستیزه جوست نتواند از خدا ترسید.
مربی زیرک و دانا، و راهنمای فهیم و توانا کسی است که مرزهای اعتدال را بشناسد و تربیت و مدیریت و سیاست خود را در آن مرزها سامان دهد و به هیچ وجه به افراط و تفریط میل نکند؛ به بیان امام علی (علیه السلام):
الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمه الله، و لم یؤیسهم من روح الله، ولم یؤمنهم من مکر الله.(43)
دانای فهمیده و زیرک کسی است که مردم را از آموزش خدا مایوس نسازد، و از مهربانی او نومیدشان نکند، و از عذاب ناگهانی وی ایمنشان ندارد.
بهترین نظام تربیتی، نظامی است معتدل که در آن نه امید بیش از اندازه، و نه بیم بیش از اندازه حاکم باشد، چنانکه از امیر مومنان (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
خیر الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف.(44)
بهترین کارها اعتدال امید و بیم است.
ساختار تربیتی اسلام، ساختاری معتدل است و مردمان را در بستر اعتدال هدایت می کند و به سوی مقاصد تربیتی سیر می دهد. امام علی (علیه السلام) در نخستین خطبه حکومتی خود بدین حقیقت اشاره کرده و فرموده است:
الیمین و الشمال مضله، و الطریق الوسطی هی الجاده، علیها باقی الکتاب و اثار النبوه، و منها منفذ السنه، و الیها مصیر العاقبه.(45)
چپ و راست (کمینگاه) گمراهی است، و راه میانه، راه راست (الهی) است. کتاب خدا و آیین رسول آن را گواه است، و سنت را گذرگاه است، و بازگشت بدان جایگاه است.