فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

ساختار بحث

مکتب مهر عنوانی است برای آشنایی با قواعد تربیت در نهج البلاغه که بخشی از مجموعه مطالب تربیتی نهج البلاغه(29) است. از آنجا که هر امری قواعد خود را می طلبد و هیچ کاری بدون آشنایی با قواعد آن کار به سامان نمی رسد، در مقوله تربیت نیز آشنایی با قواعد آن که نقش قوانین اجرایی را دارند، امری ضروری است. این قواعد و قوانین اجرایی چون اصولی بنیادی اند که هر برنامه و عمل و اقدام تربیتی باید تابع آن باشد، زیرا تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود(30)؛ و این امر جز با رعایت قوانین و قواعدش که از آن به اصول تربیت تعبیر می کنیم، میسر نمی شود؛ همانند کار باغبانی یا کشاورزی و جز این امور که بدون آشنایی با قواعد و قوانین و اصول هر یک، نمی توان توفیق چندانی در آن امر به دست آورد.
در مباحث حاضر، مجموعه ای از مهمترین اصول تربیت در نهج البلاغه مطرح شده است؛ و البته مجموعه ای دیدن این اصول و به کار گرفتن آنها به صورت یک مجموعه قوانین تربیتی، راهنمای برنامه ریزی و عمل و اقدام تربیتی است.

جایگاه، اهمیت و ضرورت اصول در تربیت

شناخت اصول و قواعد و قوانین هر کاری و پایبندی بدان از مهمترین شرطهای توفیق در آن کار است، چنانکه امیر بیان، علی (علیه السلام) در توصیف مومن راستین با شناخت فرموده است:
یصف الحق و یعمل به، لا یدع للخیر غایه الا أمها، و لا مظنه الا قصدها(31)
حق را توصیف و به آن عمل نماید، و هر هدف خیری بیابد، به جانب آن شتابد، و به هر کار گمان خیری برد، بدان دست یازد.
بر آدمی واجب است که برنامه و عمل و اقدام خود را مقرون به شناخت اصول و حدود کند تا نیروهای خود را در امور بیهوده صرف ننماید و بتواند از نیروها به صورتی درست و مفید بهره گیرد. گام زدن در مسیر درست تربیت و سیر به سوی اهداف آن نیازمند شناخت اصول کار و استفاده درست و جامع از آن اصول است؛ به بیان امام علی (علیه السلام):
العلم یرشدک، و العمل یبلغ بک الغایه.(32)
علم تو را راهنمایی می کند، ولی عمل تو را به هدف می رساند.
توجه به اصول و مسائل اساسی در هر کاری چنان مهم و ضروری است که با نادیده گرفتن یا ضایع گذاردن آن، کار رو به تباهی و فروپاشی می رود و این حکمی کلی است، چنانکه امیر مومنان علی (علیه السلام) فرموده است:
یستدل علی ادبار الدول بأربع: تضییع الاصول، و التمسک بالفروع، و تقدیم الأراذل، و تأخیر الافاضل.(33)
عامل سقوط دولتها چهار چیز است: ضایع گذاردن اصول (مسائل اساسی)؛ چسبیدن به فروع (امور غیر مهم و تشریفات)؛ پیش انداختن اراذل (فرومایگان)؛ و کنار زدن افاضل (پرمایگان و آگاهان).
این حقیقت در امور تربیتی نیز صادق است و چنانچه اصول و قوانین و قواعد اساسی در امر تربیت ضایع گذارده شود، نه تنها تربیت سامان نمی یابد، که گرفتار انحطاط و سقوط می شود. از این رو توجه به اصول در امر تربیت و شناختن آنها و به کار گرفتنشان در عمل از مهمترین وجوه کار تربیت، بلکه از شاخصه های عقل عملی و به هنجار است، چنانکه در بیانات امام علی (علیه السلام) تصریح شده است:
من طلب العقل المتعارف، فلیعرف صوره الاصول و الفضول؛ فان کثیرا من الناس یطلبون الفضول، و یصنعون الأصول. فمن أحرز الأصل، اکتفی به عن الفضل.(34)
هر که جویای عقل عملی و به هنجار باشد، باید امور اصلی و غیر اصلی را از یکدیگر باز شناسد و تمیز دهد؛ زیرا که بسیاری از مردمان به جستجوی امور غیر اصلی و زاید بر می خیزند، و از به دست آوردن امور اصلی غافل می مانند. هر کس اصل را به دست آورد، از غیر اصل دست می کشد.
بنابراین، شناخت اصول تربیت و پایبندی بدآنها در عمل مهمترین نقش را در ساماندهی درست تربیت و سیر به سوی اهداف تربیت ایفا می کند.

مکتب مهر: اصول تربیت