فهرست کتاب


مکتب مهر (اصول تربیت در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

انگیزه تالیف نهج البلاغه

اینکه چه عاملی سبب شد شریف رضی به تالیف نهج البلاغه برانگیخته شود و چنین اثری به وجود آید از امور مهم در شناخت این کتاب بی نظیر است. شریف رضی خود در مقدمه ای که بر نهج البلاغه آورده، انگیزه جمع آوری و تالیف خویش را چنین بیان کرده است:
در آغاز جوانی و طراوت زندگانی به تالیف کتابی در خصایص و ویژگیهای ائمه (علیه السلام) دست زدم که مشتمل بر خبرهای جالب و سخنان برجسته آنان بود. انگیزه این عمل را در آغاز آن کتاب یادآور شده ام و آن را آغاز سخن قرار داده ام(11).
پس از گردآوری خصایص امیرمومنان (علیه السلام) موانع ایام و گرفتاریهای روزگار مرا از تمام کردن باقی کتاب بازداشت. آن کتاب را به بابها و فصلهایی مختلف تقسیم کرده بودم و در پایان آن فصلی بود که سخنان کوتاه امام (علیه السلام) در زمینه مواعظ و حکم و امثال و آداب نقل شده از او را - بجز خطبه های بلند و نامه های مفصل - در آن فصل آورده بودم. گروهی از دوستان، این فصل را پسندیدند و از نکات بی نظیر آن دچار شگفتی شدند و از من خواستند کتابی تالیف کنم که سخنان برگزیده امام در همه رشته ها و شاخه های گفتارش، از خطبه های آن حضرت گرفته تا نامه ها و مواعظ و ادبش را در برداشته باشد، زیرا می دانستند این کتاب، در بردارنده شگفتیهای بلاغت و نمونه های ارزنده فصاحت و گوهرهای ادبیات عربی و نکات درخشان از سخنان دینی و دنیوی خواهد بود که در هیچ کتابی جمع آوری نشده و در هیچ نوشته ای تمام جوانب آن گرد آوری نگشته است، زیرا تنها امیرمومنان (علیه السلام) است که سرچشمه و آبشخور فصاحت و منشا و آفریدگار بلاغت است؛ گوهرهای نهفته اش به وسیله او آشکار گردیده و آیین و آدابش از او گرفته شده است. تمام خطیبان و سخنوران به او اقتدا کرده و همه واعظان بلیغ از سخن او استمداد جسته اند. با وجود این، او همیشه پیشرو است و آنان دنباله رو، او مقدم است و آنان موخر، زیرا سخنان آن حضرت رنگ علم الهی و عطر سخنان پیامبر را به همراه دارد.
از این رو خواسته آنان را اجابت کردم و این کار بزرگ را آغاز نمودم، در حالی که یقین داشتم سود و نفع معنوی آن بسیار است و به زودی همه جا را تحت سیطره خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخیره آخرت خواهد بود؛ و بدین وسیله خواستم علاوه بر فضایل بی شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیرمومنان (علیه السلام) را در فضیلت سخنوری نیز آشکار سازم، زیرا او تنها فردی است که از میان تمام گذشتگان که سخنی از ایشان به جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده است. اما سخنان آن حضرت اقیانوسی است بی کرانه و انبوه گوهرهایی که هرگز درخشش آن کاستی نگیرد(12).
شریف رضی با چنین انگیزه و جهتگیری دست به کار شد و به گزینش و باب بندی گوهرهای کلام امیرمومنان (علیه السلام) پرداخت.

تبویت نهج البلاغه

سید رضی سخنان امیرمومنان (علیه السلام) را از میان کتابهای گوناگون استخراج کرده و با سبکی دلپذیر و مطلوب تنظیم نموده است. خود درباره نحوه باب بندی و تقسیم بندی مطالب آن چنین نوشته است:
دیدم سخنان آن حضرت برگرد سه محور می گردد، نخست: خطبه ها و فرمانها، دوم: نامه ها و پیغامها، و سوم: کلمات حکمت آمیز و موعظه ها. پس به توفیق الهی ابتدا خطبه های شگفت، و سپس نامه های زیبا و سرانجام حکمتها و کلمات جالب را انتخاب کردم، و هر یک را در باب مستقل قرار دادم... و هر گاه سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سوال و یا منظوری دیگر بود که به آن دست یافتم ولی جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسبترین و نزدیکترین باب قرار دادم. چه بسا قسمتهایی نامتناسب در این برگزیده سخنان آمده باشد، زیرا من در این کتاب نکته های شگفت و قطعه های درخشان را برگزیده ام و قصدم هماهنگی و نظم تاریخی و پیوستگی میان سخنان نبوده است(13).
بدین ترتیب سید رضی از سخنان امیرمومنان (علیه السلام) گزینشی زیبا و هنرمندانه صورت داد و با تبویبی جالب و مفید آنها را مرتب نمود.

کمیت نهج البلاغه

شریف رضی در این گزینش شگفت از کلام امیر بیان علی (علیه السلام)، تعداد 241 خطبه و کلام، 79 نامه، مکتوب و 489 حکمت و موعظه را برگزیده است(14)، و چنانکه خود اشاره کرده، آنچه در این مجموعه گرد آورده است، منتخب و گزیده ای از سخنان و مکتوبات امیرمومنان (علیه السلام) است، نه همه آنچه از آن حضرت در کتابها موجود بوده است. وی در مقدمه نهج البلاغه چنین توضیح داده است:
ادعا نمی کنم که من به همه جوانب سخنان امام (علیه السلام) احاطه پیدا کرده، به طوری که هیچ یک از سخنان آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمی دانم که آنچه نیافته ام بیش از آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمی دانم که آنچه نیافته ام بیش از آن باشد که یافته ام و آنچه در اختیارم قرار گرفته است کمتر از آن چیزی باشد که به دستم نیامده است(15).
یقعوبی، مورخ برجسته، در گذشته به سال 284 هجری، اظهار کرده که مردم چهارصد خطبه از خطبه های آن حضرت را به خاطر سپرده اند و این خطبه ها در میان مردمان متداول است و از آنها در خطبه های خویش بهره می گیرند(16).
همچنین مسعودی، مورخ نامدار، در گذشته به سال 346 هجری، نوشته است که آنچه مردمان از خطبه های آن حضرت به خاطر سپرده اند چهارصد و هشتاد و چند خطبه است که بالبدیهه ایراد می کرد و مردم آن را حفظ می کردند و می نوشتند و از هم می گرفتند(17).
این تعداد خطبه ها که خطبه های مشهور و متداول بوده است، تقریبا دو برابر آن چیزی است که شریف رضی گزینش کرده است؛ و البته بی گمان خطبه ها و سخنان و نوشته ها و حکمتها و موعظه های امام (علیه السلام) بسیار بیش از اینها بوده است و با توجه با کتابهای مستدرکی که بعدها به ویژه در حال حاضر تالیف شده و آنچه شریف رضی گرد آورده و آنچه را گرد نیاورده است در آن مجموعه ها جمع کرده اند(18)، می توان حدس زد که شریف رضی تقریبا یک دوازدهم از مجموعه سخنان و نوشته ها و کلمات قصار امام (علیه السلام) را گرد آوری و در تالیف بی نظیر خود ارائه کرده است.