فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

495 : آیا امام زمان علیه السلام بعد از ظهور از ابوبکر و عمر انتقام خواهد گرفت؟

مجلسی به سندش از بشیر نبال از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هل تدری اول ما یبده له القائم علیه السلام؟ قلت: لا. قال: یخرج هذین رطبین غضین فیحرقهما...(1286)؛ آیا میدانی که اولین کای که قائم انجام می دهد چیست؟ بشیر گفت: خیر. حضرت فرمود: آن دو نفر را در حالی که تر و تازه هستند خارج کرده و هر دو را آتش خواهد زد.
پاسخ :
1- مجلسی رحمة الله علیه این حدیث را از کتاب فضل بن شاذان به سندش از بشیر نبال نقل کرده است. ولی توثیقی در کتب رجال برای بشیر نبال نرسیده و لذا روایت از این جهت ضعیف السند بوده و قابل احتجاج نیست.
2- بر فرض صحت سند روایت، همان گونه که اشاره شد مهم ترین کار امام مهدی علیه السلام اقامه حق و عدل است و این عمل مصداق بارز آن به حساب می آید.
3- در روایت تصریح نشده که مقصود از آن دو نفر کیست لذا ممکن است که مقصود برخی از خلفای بنی امیه یا بنی عباس باشند.
4- در صورت صحت حدیث از آنجا که امام مهدی علیه السلام معصوم بوده و عمل او عین عدل و حق است باید اهل سنت نسبت به این دو خلیفه تجدید نظر کرده و با دید دیگری به آنان نظر کنند.
5- مکانی که این دو نفر در آن دفن شده اند حجره پیامبر صلی الله علیه و آله به حساب می آید و هرگز حقی نداشتند که در آن دفن شوند، و از آنجا که کار حضرت اقامه عدل است لذا جسد آن دو را از آن مکان بیرون می آورد.

496 : چرا امام زمان علیه السلام بعد از ظهور به حکم داوود عمل می کند؟

کلینی به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که خطاب به ابا عبیده فرمود: ...یا ابا عبیده اذا قام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله حکم بحکم داوود و سلیمان لا یسال البینه(1287)؛ ...ای ابا عبیده هر گاه که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله قیام کن به حکم داوود و سلیمان حکم خواهد کرد و لذا از دلیل و شاهد سؤال نمی کند.
نعمانی از ابان بن تغلب نقل کرده که گفت: من با جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله در مسجد کوفه بودیم که او دست مرا گرفته بود و فرمود: ای ابان زود است که خداوند سیصد و سیزده مرد را در این مسجد شما حاضر کند... آن گاه به منادی امر می کند که ندا دهد: این مهدی است که به حکم داوود و سلیمان قضاوت خواهد نمود که در قضاوتش از بینه سؤال نمی کند....(1288)
پاسخ :
1- ظاهر روایات آن است که امام زمان علیه السلام بعد از ظهور به علم خود در هر واقعه ای حکم می کند نه به بینه، بر خلاف آنچه که امامان سابق بر او انجام می دادند. شیخ مفید رحمة الله علیه در کتاب المسائل می گوید: امام علیه السلام می تواند به علم خود حکم کند همان طوری که به ظاهر شهادت ها نیز می تواند چنین کند و هر گاه شهادت را باطل ببیند بر علم خود حکم خواهد کرد....(1289)
علامه مجلسی رحمة الله علیه در مرآة العقول می فرماید: و این اختلاف در سیره اهل بیت علیهم السلام از قبیل نسخ نیست تا کسی اشکال کند که بعد از پیامبر نسخی نیست، بلکه با به اعتبار تقیه در برخی موارد است و یا به جهت اختلاف اوضاع و احوال در زمان ها است....(1290)
2- از آنجا که وظیفه امام زمان علیه السلام بعد از ظهور پر کردن زمین از عدل و داد است لذا طبیعی است که به واقع حکم نماید تا اینکه حقوق به صاحبان اصلی اش باز گردد، و مقتضای آن این است که حضرت به علم خود که از جانب خدا به او الهام شده حکم نماید و این همان حکم داوود است.
3- حکم حاکم به علمش بدون اتکا بر بینه و قسم، نه تنها مورد اتفاق علمای شیعه است بلکه برخی از علمای اهل سنت نیز آن را جایز شمرده اند.
ابن قدامه می گوید: ...از احمد بنا بر نقلی شنیده شده که حکم حاکم به علمش جایز است و این قول ابو یوسف و ابو ثور و رای دوم شافعی و اختیار مزنی است، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله در موردی که ذکر می کند بدون بینه و اقرار و تنها با علم به گفتار مدعی حکم صادر کرد.
آن گاه می گوید حاکم که به قول دو گواه حکم می کند به حهت غلبه بر ظن اوست پس در مورد علم و قطع اولی به جواز حکم است.
و دیگر اینکه حاکم می تواند در تعدیل و جرح شهود به علم خود عمل کند، پس در ثبوت حق به طریق ولی می تواند به علم خود حکم نماید.(1291)
نتیجه اینکه:
هیچ استبعادی ندارد که حضرت مهدی علیه السلام در قضایا به علمی که از جانب خداوند به او الهام شده حکم نماید.

497 : امام زمان علیه السلام یاتی بدین جدید یعنی چه؟

پاسخ : در بین برخی از مردم این مطلب زیاد مطرح می شود که حضرت مهدی علیه السلام هنگام ظهور دین جدیدی را عرضه می کند در حالی که ما می دانیم مطابق نص قرآن پیامبر اسلام خاتم انبیا و دین او نیز خاتم ادیان است.
با مراجعه به مصادر حدیثی پی خواهیم برد که چنین تعبیری در مجامع حدیثی وجود ندارد و تنها تعبیراتی می بینیم که ممکن است کسی از مجموعه آنها چنین استنباط کند که حضرت علیه السلام دین جدیدی را می آورد لکن در جای خود هر یک از این تعبیرات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
طبیعت هر نهضت و قیام و انقلابی گر چه تجدید نظر کردن در برنامه های گذشته بود و در صدد پیاده کردن امری جدید است، زیرا نوآوری از ارکان هر نهضت به شمار می آید ولی این بدان معنی نیست که از اصول اولی شریعت دست برداشته شود؛ زیرا حضرت، محیی الشریعه است و در صدد احیای همان شریعت جد خود می باشد، گر چه ممکن است آن را با اسلوب جدیدی پیاده نماید.
این مطالب هنگامی بیشتر روشن می شود که به نکات زیر توجه شود:
1- مطابق برخی روایات بخشی از احکام به جهت نبود شرایط و مقتضیات در عصر معصومین بیان نشده و تنها علمش نزد اهل بیت علیهم السلام باقی مانده است و در عصر ظهور آن احکام بیان خواهد شد.
2- بخشی از احکام به جهت ضایع شدن کتاب ها و احادیث تلف شده و به دست ما نرسیده است که قطعا نزد امام زمان علیه السلام موجود است و در عصر ظهور آنها را بیان کرده و به اجرا خواهد گذاشت.
3- در عصر غیبت به جهت دوری از امام معصوم، علما و فقها مامور به اخذ وظیفه از ادله ای هستند که غالب آن ها ظنی است و در نتیجه احکامی که استخراج می شود احکام ظاهری است نه واقعی، گر چه در عصر غیبت مامور به عمل به آنها هستیم ولی در عصر ظهور توسط امام زمان علیه السلام احکام واقعی عرضه می شود.
4- در طول تاریخ اسلام برخی از احکام کمتر به آنها عمل شده و یا اصلا در جامعه بیان نشده است همانند گرفتن جزیه با خفت و خواری از اهل ذمه در ممالک اسلامی، که به طور حتم این گونه احکام در عصر ظهور به اجرا در خواهد آمد.
5- تا عصر ظهور دیدگاه و سطح فکر و تعقل مردم بسیار بالا رفته و آمادگی و قابلیت هایی فوق العاده در فهم معارف دینی خواهد یافت که در نتیجه احتیاج به پاسخ گویی با انحای مختلف به این خواسته ها است.