فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

413 : مقصود از صیحه و فزع آسمانی در علایم ظهور چیست؟

این دو علامت در روایات به عنوان علایم ظهور حضرت مهدی علیه السلام معرفی شده است. از امام باقر علیه السلام در حدیثی نقل شده: و ان من علائم خروجه... صیحة من السماء فی شهر رمضان(1094)؛ و همانا از علایم خروج مهدی حدوث صیحه ای در ماه رمضان است.
از امام صادق علیه السلام در حدیثی نقل شده: ... و الفزعة فی شهر رمضان... هی آیة تخرج الفتاة من خدرها، و توقظ النائم و تفزع الیقظان(1095)؛ و فزعی در ماه رمضان حادث خواهد شد که زنان جوان را سراسیمه از پشت پرده ها بیرون می آورد و انسان خواب را بیدار و بیدار را به فزع وا می دارد.
امام زمان علیه السلام در توقیع خود به علی بن محمد سمری فرمود: ... آگاه باش هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه ادعای مشاهده کند او دروغگو و افترا زننده است.(1096)
در این روایات دو احتمال وجود دارد:
1- اینکه مقصود از صیحه و فزع همان ندایی باشد که از جبرئیل بلند می شود و همه را به فزع می اندازد.
2- احتمال دیگر این است که مقصود از آن دو عذاب دنیوی و جنگ های جهانی باشد که به توسط بشر قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام تحقق می یابد، مانند انفجارهای اتمی در سرتاسر عالم در یک زمان به این نحو که حاصل این گونه انفجارها در اروپا و آمریکا و روسیه و چین تحقق می یابد به نحوی که همه را به جزع و فزع وا می دارد، ولی مسلمین از آن در امانند و تنها صدایش به گوش آنان می رسد.

414 : مقصود از ندای آسمانی در علایم ظهور چیست؟

در این مورد سه دسته روایت وجود دارد:
1- روایاتی که دلالت بر وجود ندا به صورت اجمال دارد و اینکه این ندا را علایم حتمی ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.(1097)
2- دسته دوم روایاتی است که دلالت بر دو گونه ندا دارد: یکی ندای به حق که در ابتدا پدید می آید و دیگری ندای به باطل که بعد از آن است.(1098)
3- در برخی از روایات نیز اشاره شده که ندا به اسم قائم است.(1099)
با نظری به مجموع احادیث صیحه و فزع و ندای آسمانی پی می بریم که تمام آنها به یک معنای مشترک اشاره دارند، گر چه با تعبیرهای مختلف آمده اند و بر این ادعا می توان شواهدی اقامه نمود:
الف: صیحه و ندا هر دو به جبرئیل نسبت داده شده است.
ب: وقت هر دو در یک زمان یعنی شب جمعه، بیست و سوم ماه رمضان معین شده است.
ج: آثار این دو یکسان بیان شده است.

415 : مقصود از خروج دجال که از علایم ظهور به حساب آمده چیست؟

روایات بسیاری در مصادر حدیثی اهل سنت درباره خروج دجال در آخرالزمان و قبل از برپایی حکومت امام مهدی علیه السلام وارد شده است.
بخاری به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: دجال خروج خواهد کرد تا اینکه در ناحیه ای از مدینه فرود می آید، و سه بار اعلان آماده باش جنگ می دهد، آن گاه به سوی او هر کافر و منافقی حرکت می کند.(1100)
در مصادر اهل سنت برای دجال صفاتی ذکر شده است از قبیل:
1- ادعای ربوبیت می کند.(1101)
2- عمر طولانی دارد.(1102)
3- همراه او آب و آتش است.(1103)
4- کور را بینا کرده و برص را شفا می دهد.(1104)
5- مرده را زنده می کند.(1105)
6- کسی را می کشد آن گاه او را زنده می کند.(1106)
7- با او بهشت و آتش است.(1107)
8- با او نهری از آب سفید و نهری از آتش است.(1108)
9- خواسته او برآورده می شود.(1109)
درباره دجال با این اوصاف احتمالاتی وجود دارد:
الف: دجال شخصی حقیقی است که کارهای خارق العاده ای را در قالب سحر و جادو انجام می دهد.
ب:
مقصود به دجال همان ابلیس (شیطان) است.
ج:
احتمال می رود که دجال همان سفیانی است که در روایات شیعه به خروج او در آخرالزمان تاکید فراوان ده است.
د: مقصود از دجال همان اسرائیل است.
در ابتدا این احتمال به نظر می رسد که احادیث دجال از جمله اسرائیلیاتی باشد که در احادیث اهل سنت وارد شده است زیرا:
اولا:
اثری از این احادیث در روایات اهل بیت علیه السلام به چشم نمی خورد.
ثانیا:
غالب احادیث دجال از کعب الاحبار یهودی الاصل رسیده است. کسی که تمام افعال و اقوالش مشکوک ه نظر می رسد.
ثالثا:
این اعتقاد که مسیح منتظر خروج می کند و دجال را به قتل می رساند در عقاید یهود مشاهده می شود.
در هر حال بر فرض صحت این روایات احتمال تأویل این روایات و رمزی بودن و جنبه سمبلیک داشتن آنها زیاد است.
سید محمد صدر رحمة الله علیه می فرماید: دجال رمزی است از اوج تمدن و تکنیک غرب که با اسلام و مبانی آن ستیز دارد. تمدنی که در صدد به سلطه کشیدن هر انسانی است ما به طور وضوح مشاهده می کنیم که چگونه تمدن و تکنیک غرب مادی گرا در این عصر بر تمام جوامع حتی مسلمانان تسلط پیدا کرده است...(1110)
از بیانات استاد محمد طیّ(1111) و نویسنده مصری شیخ محمد فهیم ابو عبیه در تعلیقه خود بر کتاب نهایة البدایة و النهایة(1112) نیز همین احتمال به دست می آید.