موعود شناسی و پاسخ به شبهات

نویسنده : علی اصغر رضوانی

400 : چه آثاری در نقل علائم ظهور است؟

با تاملی در روایات علایم ظهور و بررسی همه جانبه آن پی به آثار و فواید نشر آنها در میان جامعه خواهیم برد. اینک به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
1- آگاهی امت از پرچم ها و دعوت های ضلال و گمراه کننده.
2- بشارت به ظهور دعوت های حق و قیام هایی که در آن مردم را به حق دعوت می نمایند.
3- اخبار غیبی از آن جهت که خرق عادت است از اهم دلایل نبوت و امامت به شمار می آید و لذا نشر و تحقق آنها سبب زیاد شده یقین در قلوب مسلمانان خواهد شد.
4- از آن جهت که کفار برای پذیرش اسلام به دنبال دلیل و برهان و معجزه اند این گونه اخبار بعد از تحقق قطعی آنها حجتی برای آنها خواهد بود.
5- بعد از تحقق هر یک از علایم ظهور اطمینان مردم به اصل ظهور بیشتر خواهد شد.
6- تحقق یکایک علایم ظهور در خارج منعکس کننده عزم جدی خداوند متعال در نصرت اسلام و مسلمین بر کفار در سطح کل کره زمین است.
7- مسلمانان را برای آمده شدن و زمینه سازی ظهور تحریک کرده و به آنها آمادگی روحی، سیاسی و جهادی برای شرکت در حکومت آن حضرت را خواهد داد.
8- از آنجا که انسان غریزه و میل به شنیدن اخبار غیبی دارد با طرح این گونه اخبار واقعی و اسلامی جلوی انحرافات فکری از ناحیه کاهنان و منجمان از این طریق گرفته می شود.
9- بخش مهمی از علایم ظهور از امور سیاسی اسلام به حساب می آید که باید مسئولین رده بالا در بررسی مسائل استراتژیک خود به آنها توجه نموده و برنامه های خود را در سطح کلان بر اساس آنها پی ریزی کنند.
10- بحث از علایم ظهور موضوعی نیست که اختصاص به شیعه یا مسلمانان داشته باشد بلکه در هر دین و آیین کم و بیش به علایم ظهور منجی بشریت به هر اسم و نامی پرداخته شده است.
نویسنده آلمانی هالسیل در کتاب خود خبر و سیاست می گوید: ما مسیحیان ایمان داریم که تاریخ بشریت در آینده ای نه چندان دور در معرکه ای به نام هرمجدون به پایان خواهد رسید. معرکه ای که در آن مسیح بازگشته و بر تمام زنده ها و مردگان حکومت خواهد کرد.(1074)

401 : چه فرقی بین علایم ظهور و شرایط ظهور است؟

علایم ظهور گر چه با شرایط ظهور وجه اشتراکی دارند که همان تحقق هر یک قبل از ظهور امام مهدی علیه السلام است، ولی از جهاتی نیز با یکدیگر اختلاف دارند. اینک به برخی از اختلافات اشاره می کنیم:
1- منوط شدن ظهور به شرایط و تعلیق بر آنها واقعی است، به آن معنا که اگر شرایط مهیا نباشد، مشروط که همان ظهور است در خارج تحقق نخواهد یافت، بر خلاف منوط شدن ظهور به علامات و تعلیق بر آنها که واقعی نیست، زیرا علامات نسبت به ظهور جنبه کاشفیت دارد.
2- علامات، حوادثی پراکنده اند که در طول عصر غیبت به صورت پراکنده انجام خواهد گرفت بر خلاف شرایط که تا وقت ظهور به صورت متصل و مستمر خواهد بود.
3- انسان نسبت به شرایط ظهور تکلیف دارد بر خلاف علایم ظهور.

402 : آیا علایم ظهور با احادیث نفی توقیت منافات دارد؟

ممکن است که به ذهن کسی چنین خطور کند که نشر شرایط و علامات، در جامعه با احادیث نهی از توقیت و معین کردن وقت ظهور منافات داشته، پس چرا از آنها سخن به میان می آید؟
پاسخ : توقیت و تعیین وقت ظهور که در روایات از آن نهی شده شامل نقل علایم و شرایط ظهور نیست؛ زیرا مقصود از توقیت آن است که به طور دقیق وقت خاصی را برای ظهور معین کنیم که روایات از آن نهی کرده است.
وقت معین کردن برای ظهور غیر از آنکه مشتمل بر نهی است دارای اشکالات دیگری نیز می باشد:
1- ادعایی بدون دلیل است.
2- اگر تاریخ ظهور معلوم باشد دشمنان در صدد مقابله و جلوگیری از آن برخواهند آمد و لذا در روایات می خوانیم که ظهور حضرت علیه السلام به طور ناگهانی خواهد بود.
3- با وقت معین نکردن روحیه امید و حیات در جامعه دمیده خواهد شد زیرا در هر لحظه احتمال داده می شود که ظهور حضرت فرا رسد.