فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

399 : آیا طول عمر امکان فلسفی و منطقی دارد؟

مقصود از امکان فلسفی یا منطقی آن است که با مراجعه به عقل هیچ گونه مشکل عقلی و فلسفی که مخالف با نظریه طول عمر باشد وجود نداشته باشد.
شکی نیست که طولانی شدن عمر انسان به هزاران سال از جنبه عقلی و منطقی ممکن است و هیچ گونه اشکال عقلی ندارد و هیچ گاه مستلزم تناقض نخواهد شد زیرا در مفهوم حیات و زندگی، مرگ سریع نهفته نشده است.
فخر رازی در توجیه طول عمر انسان در ذیل آیه شریفه فلبث فیهم الف سنة الا خمسین عاما...(1072)، می گوید: برخی از اطبا گویند: عمر انسان بیش از 120 سال نمی شود، ولی آیه بر خلاف آن دلالت داشته و عقل نیز بیش از این را تأیید می کند؛ زیرا بقا بر ترکیبی که در انسان است ذاتا ممکن است و گرنه باقی نمی ماند. دوام تأثیر موثر در او ممکن است؛ زیرا موثر در وجود انسان اگر واجب الوجود است که دوام دارد و اگر غیر واجب الوجود باشد برای او موثری است و بالاخره به واجب الوجود باز می گردد که دوام دارد. لذا ممکن است که تاثیر واجب الوجود دائمی شود که در نتیجه بقا ذاتا ممکن می گردد و چنانچه بقا نداشته باشد به جهت امر عارض است و عارض هم ممکن العدم است. و اگر وجود عارض مانع واجب بود به همین مقدار عمر هم نمی توانست باقی بماند نتیجه اینکه حرف برخی از اطبا که گفته اند عمر انسان از 120 سال فراتر نمی رود باطل است.
شیخ مجتبی قزوینی خراسانی در استدلال عقلی و فلسفی بر ضرورت وجود شخص طویل العمر در خارج می گوید: طبق قواعد فلسفی و حکمی، هر طبیعتی که قابل زیاده و نقصان در عالم وجود است باید فرد کامل آن طبیعت در خارج موجود گردد؛ زیرا هر طبیعتی طالب کمال نهایی خود است مطابق این قاعده تعدادی از مسائل فلسفی پایه گذاری شده است که از جمله آنها وجود فرد کامل در بین بشر به اسم نبی یا حکیم است. و مطابق این قانون که با برهان به اثبات رسیده قابلیت زندگی و عمر بیشتر دارای مراتب متعددی در خارج است. عمر 1000 سال یا 2000 سال را نمی توان نهایت مرتبه امکان زندگی به طور یقین دانست بلکه ممکن است که بیش از این مقدار نیز باشد...(1073)

علایم ظهور

400 : چه آثاری در نقل علائم ظهور است؟

با تاملی در روایات علایم ظهور و بررسی همه جانبه آن پی به آثار و فواید نشر آنها در میان جامعه خواهیم برد. اینک به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
1- آگاهی امت از پرچم ها و دعوت های ضلال و گمراه کننده.
2- بشارت به ظهور دعوت های حق و قیام هایی که در آن مردم را به حق دعوت می نمایند.
3- اخبار غیبی از آن جهت که خرق عادت است از اهم دلایل نبوت و امامت به شمار می آید و لذا نشر و تحقق آنها سبب زیاد شده یقین در قلوب مسلمانان خواهد شد.
4- از آن جهت که کفار برای پذیرش اسلام به دنبال دلیل و برهان و معجزه اند این گونه اخبار بعد از تحقق قطعی آنها حجتی برای آنها خواهد بود.
5- بعد از تحقق هر یک از علایم ظهور اطمینان مردم به اصل ظهور بیشتر خواهد شد.
6- تحقق یکایک علایم ظهور در خارج منعکس کننده عزم جدی خداوند متعال در نصرت اسلام و مسلمین بر کفار در سطح کل کره زمین است.
7- مسلمانان را برای آمده شدن و زمینه سازی ظهور تحریک کرده و به آنها آمادگی روحی، سیاسی و جهادی برای شرکت در حکومت آن حضرت را خواهد داد.
8- از آنجا که انسان غریزه و میل به شنیدن اخبار غیبی دارد با طرح این گونه اخبار واقعی و اسلامی جلوی انحرافات فکری از ناحیه کاهنان و منجمان از این طریق گرفته می شود.
9- بخش مهمی از علایم ظهور از امور سیاسی اسلام به حساب می آید که باید مسئولین رده بالا در بررسی مسائل استراتژیک خود به آنها توجه نموده و برنامه های خود را در سطح کلان بر اساس آنها پی ریزی کنند.
10- بحث از علایم ظهور موضوعی نیست که اختصاص به شیعه یا مسلمانان داشته باشد بلکه در هر دین و آیین کم و بیش به علایم ظهور منجی بشریت به هر اسم و نامی پرداخته شده است.
نویسنده آلمانی هالسیل در کتاب خود خبر و سیاست می گوید: ما مسیحیان ایمان داریم که تاریخ بشریت در آینده ای نه چندان دور در معرکه ای به نام هرمجدون به پایان خواهد رسید. معرکه ای که در آن مسیح بازگشته و بر تمام زنده ها و مردگان حکومت خواهد کرد.(1074)