فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

397 : آیا در روایات اهل سنت به طول عمر اشخاص اشاره شده است؟

عجب است که اهل سنت اعتقاد به ولادت و وجود امام مهدی علیه السلام را به جهت طول عمر آن حضرت قبول نمی کنند در حالی که در صحیح ترین مصادر حدیثی خود روایاتی را آورده اند که در آن به قضایا و اشخاصی اشاره شده که عمرهای بسیار طولانی داشته و دارند. از آن جمله حدیث معروف به حدیث جساسه است که در صحیح مسلم به طور تفصیل از آن یاد شده است.
در آن حدیث به طور تفصیل اشاره به وجود شخصی به نام دجال شده که با عمری بسیار طولانی غایب از دیدگان مردم و در جزیره ای از دریا زندگی می کند و در برهه ای از زمان به نهضتی باطل دست خواهد زد.(1064)

398 : آیا کسانی در امت های پیشین عمر طولانی داشته اند؟

آری، با مراجعه به تاریخ پی می بریم که کسانی عمرهای بسیار طولانی داشته اند از قبیل:
1- خضر نبی که هزاران سال عمر کرده(1065) و هنوز زنده است.
2- لقمان بن عاد که 3500 سال عمر داشته است.(1066)
3- لقمان حکیم با 4000 سال یا بنابر نقلی دیگر، هزار سال.
4- نوح پیامبر با 2500 سال.
5- شیث فرزند آدم با 912 سال.(1067)
6- حضرت آدم علیه السلام با 930 سال.(1068)
7- ادریس نبی با 862 سال.(1069)
8- سلیمان نبی با 712 سال.(1070)
9- سام پسر نوح با 600 سال.(1071)
و دیگران.

399 : آیا طول عمر امکان فلسفی و منطقی دارد؟

مقصود از امکان فلسفی یا منطقی آن است که با مراجعه به عقل هیچ گونه مشکل عقلی و فلسفی که مخالف با نظریه طول عمر باشد وجود نداشته باشد.
شکی نیست که طولانی شدن عمر انسان به هزاران سال از جنبه عقلی و منطقی ممکن است و هیچ گونه اشکال عقلی ندارد و هیچ گاه مستلزم تناقض نخواهد شد زیرا در مفهوم حیات و زندگی، مرگ سریع نهفته نشده است.
فخر رازی در توجیه طول عمر انسان در ذیل آیه شریفه فلبث فیهم الف سنة الا خمسین عاما...(1072)، می گوید: برخی از اطبا گویند: عمر انسان بیش از 120 سال نمی شود، ولی آیه بر خلاف آن دلالت داشته و عقل نیز بیش از این را تأیید می کند؛ زیرا بقا بر ترکیبی که در انسان است ذاتا ممکن است و گرنه باقی نمی ماند. دوام تأثیر موثر در او ممکن است؛ زیرا موثر در وجود انسان اگر واجب الوجود است که دوام دارد و اگر غیر واجب الوجود باشد برای او موثری است و بالاخره به واجب الوجود باز می گردد که دوام دارد. لذا ممکن است که تاثیر واجب الوجود دائمی شود که در نتیجه بقا ذاتا ممکن می گردد و چنانچه بقا نداشته باشد به جهت امر عارض است و عارض هم ممکن العدم است. و اگر وجود عارض مانع واجب بود به همین مقدار عمر هم نمی توانست باقی بماند نتیجه اینکه حرف برخی از اطبا که گفته اند عمر انسان از 120 سال فراتر نمی رود باطل است.
شیخ مجتبی قزوینی خراسانی در استدلال عقلی و فلسفی بر ضرورت وجود شخص طویل العمر در خارج می گوید: طبق قواعد فلسفی و حکمی، هر طبیعتی که قابل زیاده و نقصان در عالم وجود است باید فرد کامل آن طبیعت در خارج موجود گردد؛ زیرا هر طبیعتی طالب کمال نهایی خود است مطابق این قاعده تعدادی از مسائل فلسفی پایه گذاری شده است که از جمله آنها وجود فرد کامل در بین بشر به اسم نبی یا حکیم است. و مطابق این قانون که با برهان به اثبات رسیده قابلیت زندگی و عمر بیشتر دارای مراتب متعددی در خارج است. عمر 1000 سال یا 2000 سال را نمی توان نهایت مرتبه امکان زندگی به طور یقین دانست بلکه ممکن است که بیش از این مقدار نیز باشد...(1073)