فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

355 : چرا در کتاب تاریخ قم که پنج باب دارد اثری از قضیه جمکران نیست؟

کتاب تاریخ قم که الان در دسترس محققین است یک چهارم اصل کتاب می باشد؛ زیرا مطابق آنچه در کتاب آمده این کتاب مشتمل بر بیست باب بوده که تنها پنج باب آن به دست رسیده و چاپ شده است. و لذا احتمال قوی است که قضیه جمکران در آن بخشی از تاریخ قم بوده که مفقود شده است. و مرحوم محدث نوری و مشایخ او بر اصل کتاب دسترسی پیدا نکرده اند. و لذا او این قضیه را از سید نعمت الله جزایری نقل کرده که اصل نسخه تاریخ قم در دسترس او بوده است.

356 : از آنجا که کتاب مونس الحزین کتاب معروفی از صدوق نیست لذا چگونه می توان قضیه را ثابت نمود؟

ما نیز انتساب این کتاب را به شیخ صدوق رحمة الله علیه بعید می دانیم، ولی این دلیل نمی شود که کتاب مونس الحزین وجود خارجی نداشته باشد بلکه برای شخص دیگر است.
ابن شهر آشوب در المناقب این کتاب را به فتال نیشابوری نسبت می دهد و می گوید: فتال نیشابوری در کتاب مونس الحزین به سندش از عیسی بن حسن از صادق علیه السلام...، آن گاه با این سند معجزه ای از معجزات امام حسن مجتبی علیه السلام را نقل می کند.(982)
علامه مجلسی نیز این معجزه را از کتاب المناقب نقل کرده و در انتساب این کتاب به فتال نیشابوری اعتراضی نکرده است.(983)
قبل از مرحوم مجلسی، سید محمد بن ابی طالب حسینی در کتاب تسلیة المجالس از کتاب مونس الحزین فتال نیشابوری حدیث نقل کرده و در انتساب کتاب به او هیچ گونه تردیدی نکرده است.

357 : چرا کتاب مونس الحزین به شیخ صدوق نسبت داده شده است؟

احتمال دارد که این قضیه به جهت تناسب با تاریخ قم در حاشیه این کتاب نوشته شده و سپس به مرور زمان از حاشیه داخل متن کتاب شده است. و از آنجا که فتال نیشابوری در سال 508 به شهادت رسیده و دو قرن بعد از نویسنده کتاب تاریخ قم بوده که معاصر شیخ صدوق است، لذا این کتاب به شیخ صدوق نسبت داده شده است.
این کار بسیار زیاد اتفاق افتاده است که صاحب قاموس الرجال نمونه هایی از آن را نقل می کند. از آن جمله اینکه در کتاب مقنعه شیخ مفید رحمة الله علیه در مورد حدیث نماز استخاره ذات الرقاع آمده است. و هذه الروایة شاذة.(984)
ولی مرحوم مجلسی بعد از نقل کلام مقنعه می گوید: سید بن طاووس می گوید: نزد من نسخه ای قدیمی از کتاب مقنعه است که تاریخ آن منطبق بر عصر شیخ مفید است و در آن این جمله: و هذه الروایة شاذه وجود ندارد. لذا ممکن است که برخی از حاشیه نویسان آن را در حاشیه کتاب نوشته ولی به مرور زمان داخل در متن کتاب شده است.(985)
مؤید این مطلب اینکه در زمان قدیم چاپ نبوده، و از روی هر کتاب استنساخ (رونویسی) می کرده اند و افرادی بودند که حرفه آنها رونویسی بوده است هر چند خودشان عالم به مباحث آن کتاب نبوده اند.