فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

330 : مشخصات ظاهری حضرت چیست و آیا کسی می تواند خودش را به صورت حضرت درآورد؟

امام زمان علیه السلام بعد از شهادت پدرش هنگامی که برای نماز بر جنازه او حاضر شد مردم او را مشاهده کردند در حالی که طفلی گندم گون بود با موهای فری و بین دندانهای جلو او باز بود.(920)
شیخ طوسی رحمة الله علیه از برخی کسانی که حضرت را در خلال غیبت صغرا مشاهده کردند نقل می کند که آن حضرت جوانی زیبارو، با بویی معطر، و هیبتی عظیم بود. راوی می گوید: هنگامی که سخن می گفت، کسی را بهتر از او در سخن گفتن ندیدم.(921)
در روایتی دیگر می خوانیم که راوی گفت: حضرت جوانی گندم گون بود و هرگز کسی را به مانند او در زیبایی و اعتدال قامت ندیدم.(922)
و در روایتی دیگر آمده است: قد او نه طولانی است و نه کوتاه، بلکه معتدل القامه است. سر مبارکش گرد و پیشانی اش پهن است. بینی او کشیده و گونه های او صاف و بر گونه راستش خالی است.(923)
در مورد ذیل سؤال که آیا کسی می تواند خودش را به شکل و شمایل حضرت علیه السلام درآورد یا خیر؟ می گوییم: اگر چه به حسب ظاهری کسی بتواند خودش را به مانند حضرت در اوصافی که ذکر شد درآورد ولی علائم ظهور که در جای خود ثابت شده و نیز با اعجازی که حضرت از خود نشان می دهند هرگز کسی در امامت او شک نخواهد کرد. و این مقتضای لطف خداوند است. و لطف بر او واجب است، و لذا به طور حتم کاری خواهد کرد که وجود حضرت در عصر ظهور به کسی مشتبه نخواهد شد.

331 : آیا نام بردن اسم حضرت (محمد) جایز است؟

در مورد حکم نام بردن اسم شریف حضرت علیه السلام بیش از صد روایت وجود دارد که می توان آن ها را به چهار دسته تقسیم کرد:
1- روایاتی که به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی از ذکر نام حضرت نهی کرده است.(924)
2- روایاتی که از ذکر نام شریف آن حضرت تا زمان ظهور نهی کرده است.(925)
3- روایاتی که علت نهی از ذکر نام شریف آن حضرت را خوف و تقیه و علل دیگر دانسته است.(926)
4- روایاتی که در آنها به اسم شریف حضرت چه از سوی امام یا راوی تصریح شده است.(927)
دسته اول و دوم بیانگر یک معناست برخی با استناد روایات به حرمت فتوا داده و ذکر نام شریف حضرت را تا زمان ظهور حرام دانسته اند، از آن جمله می توان از علامه مجلسی، شیخ صدوق، شیخ مفید، طبرسی، میر داماد، محدث جزایری، محدث نوری، میرزای شیرازی، میرزا محمد تقی اصفهانی - رضوان الله علیهم - نام برد.
و برخی نیز حرمت ذکر نام شریف آن حضرت را مقید به صورت خوف و تقیه دانسته اند که از آن جمله می توان از اربلی، شیخ حر عاملی، خواجه نصیر الدین طوسی، و فیض کاشانی و دیگران - رضوان الله علیهم - نام برد.
برخی نیز این حکم را به عصر غیبت صغرا اختصاص داده اند.
به نظر می رسد که حق با قول دوم باشد؛ یعنی حرمت مختص به صورت خوف و تقیه است به دلیل:
1- در باب تلقین محتضر در حدیثی چنین آمده است: تلقین کن به محتضر کلمات فرج و شهادتین و اسم هر یک از امامان را تا هنگام فوتش.(928) معلوم است که هنگام تلقین به اسم حضرت تصریح می شود.
2- در مورد تلقین میت نیز همین دستور آمده که نام هر یک از امامان را بر او ببر و تلقین کن، که از آن جمله نام امام زمان علیه السلام است.(929)
3- محمد بن ابراهیم کوفی می گوید: امام عسکری علیه السلام برای کسی که اسمش را برد به توسط من پولی فرستاد تا گوسفندی از طرف حضرت قربانی کند و فرمود: این به جهت عقیقه برای فرزندم محمد علیه السلام است.(930)
4- کنیه معروف حضرت عسکری علیه السلام ابو محمد است و در این کنید تصریح به اسم حضرت مهدی علیه السلام می باشد.
5- از امام رضا علیه السلام در مورد زیارت قبر امام حسین علیه السلام سؤال شد، حضرت فرمود: ... و بسیار بر محمد و آل او درود می فرستی و نام هر یک از آنها را می بری و به سوی خدا از دشمنانشان پناه می بری.(931)
محق اربلی می گوید: نظر من چنین است که منع از ذکر نام شریف حضرت به جهت تقیه در دوران خوف و تحت تعقیب بودن و سوال از نام و محل ایشان بوده است، ولی الان که خوف و تقیه ای نیست منع و حرمتی از ذکر نام شریفش وجود ندارد.(932)
6- جابر بن عبدالله انصاری به امام باقر علیه السلام می گوید: وارد بر فاطمه زهرا علیها السلام شدم تا در ولادت امام حسن علیه السلام به حضرتش تهنیت بگویم، صحیفه ای از در سفید در دست مبارکش یافتم، سؤال کردم: ای بهترین زنان عالم این صحیفه که در دستان شما می بینم چیست؟ حضرت فرمود: در آن اسامی امامان از فرزندانم هست... جابر می گوید: نگاه کردم و اسامی هر یک از امامان را در آن صحیفه مشاهده کردم....(933)
7- در احادیث زیادی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وارد شده که حضرت مهدی همنام رسول خداست، و این تصریح ضمنی به نام مبارک امام زمان علیه السلام است.

332 : آیا مهدی علیه السلام از اولاد و نسل عباس است؟

عباسیان برای تثبیت موقعیت سیاسی خود دست به جعل احادیث زده و از احادیث متواتر مهدویت به نفع خود استفاده کرده اند اینک به نقد برخی از این احادیث می پردازیم:
1- احمد بن حنبل به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: هر گاه مشاهده نمودید که پرچم های سیاه از طرف خراسان می آید به آنها ملحق شوید زیرا در میان آنها خلیفه خدا مهدی است.(934)
این حدیث را ابن قیم جوزیه در کتاب خود المنار المنیف تضعیف کرده است. زیرا در سند آن علی بن زید وجود دارد که منفرداتش یعنی روایاتی که تنها او نقل کرده قابل احتجاج نیست.(935)
2- ابن ماجه در سننش همین مضمون را نیز نقل کرده است.(936) ولی ابن قیم نیز آن را به خاطر وجود یزید بن ابی زیاد در سلسله سند آن تضعیف نموده است. آن گاه می گوید: این حدیث و حدیث قبلی بر فرض صحت نمی تواند دلیل بر این باشد که متولی سلطنت و حکومت جهانی مهدی از اولاد عباس است که در آخرالزمان خروج خواهد نمود...(937)
خصوصا آنکه مهدی عباسی در آخرالزمان نبوده و با او بین رکن و مقام بیعت نشده است و دجال را نکشته و نیز حضرت عیسی علیه السلام برای مساعدت او از آسمان فرود نیامده است، خصوصیاتی که در روایات برای حضرت مهدی علیه السلام آمده است.
به تعبیر دیگر هیچ یک از علایم و خصوصیات حضرت مهدی موعود علیه السلام بر او صادق نبوده است.
3- عثمان به عفان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: مهدی از فرزندان عباس موی من است.(938)
اولا:
ابن الجوزی پی به وضع این حدیث برده و لذا آن را در کتاب الموضوعات آورده است، کتابی که ر آن احادیث جعلی جمع آوری شده است.
ثانیا:
این حدیث توسط سه نفر از صحابه: کعب الاحبار، عثمان بن عفان و عبدالله بن عمر نقل شده است. سند حدیث کعب که ابن حماد آن را نقل کرده منقطع بوده و حکم این نوع حدیث حکم حدیث مرسل است که نزد شیعه و سنی اعتباری ندارد مگر مراسیل برخی از افراد خاص و حدیث عثمان بن عفان را که محب الدین طبری نقل کرده در سندش محمد بن ولید واقع است که علمای رجال او را تضعیف نموده اند و سند روایت عبدالله بن عمر نیز ضعیف است.