فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

300 : حضرت مهدی علیه السلام در عصر غیبت چه کارهایی را انجام می دهند؟

در عصر غیبت کبرا کارها و مشاغل حضرت مهدی علیه السلام بسیار حساس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط ید و حکومت ظاهری بر اوضاع ندارند ولی مع ذلک ناظر بر اوضاع بوده و تصرفاتی می نمایند.
شؤون امامت و رهبری و زعامت را در حد امکان متصدی شده و وظایف خود را به نحو احسن انجام می دهند. عمر ایشان در راه اطاعت خدا می گذرد. تکالیف اجتماعی را آنچه مقتضی و مصلحت باشد انجام می دهند؛ مانند هدایت اشخاص، یاری دادن مؤمنین بر مخالفین، حل مسائل مشکل، نصیحت و موعظه افراد، شفای امراض، هدایت گمشدگان و رساندن آنها به مقصد، تعلیم معارف، کمک مالی به نیازمندان، فریادرسی گرفتاران و... .
در نتیجه می توان یکی از تصرفات اساسی حضرت را همین نظام دادن به جامعه شیعی و حوزه های آن در طول تاریخ دانست که با عدم سازماندهی ظاهری مشاهده می کنیم که دست غیبی حضرت حافظ آن بوده و آن را تحت کنترل خود دارد.

301 : آیا موضوع غیبت با وظیفه هدایت گری امام علیه السلام سازگاری دارد؟

با مراجعه به کتاب های کلامی و فلسفی و عرفانی به وجود دو تفسیر بر امامت پی می بریم:
1- تعرف کلامی: مطابق این تعریف امامت ریاستی است بر عموم توسط یکی از اشخاص در امور دین و دنیا.(881)
2- تعریف فلسفی - عرفانی: مطبق این تعریف، امامت منصبی است الهی همانند نبوت، و بین این دو امامت و نبوت هیچ فرقی جز وحی نیست. امامت استمرار تمام وظایف نبوت جز تحمل وحی الهی است، و نیز نوعی تصرف است در باطن و نفوس افراد برای رساندن آنها به کمال مطلوب.
مطابق این تعریف ریاست در امور دین و دنیا شأنی از شؤون امامت به این معناست و این همان معنایی است که شیعه دوازده امامی به آن ملتزم است. لذا امامت را به همین جهت جزء اصول دین به حساب آورده و آن را از نبوت بالاتر می داند.
علامه طباطبایی رحمة الله علیه می فرماید: امامت حقیقتی ورای مقام اطاعت یا ریاست دین و دنیا یا وصایت و خلافت و جانشینی در روی زمین به معنای حکومت بین مردم است.(882)
عمق معنای امامت نزد ایشان به این است که امامت، هدایت باطنی بوده که همان ولایت بر مردم و کردار آنان است و این هدایت باطنی جز ایصال به مطلوب نیست.
متکلمین بر ضرورت معنایی که برای امامت ذکر کرده اند به ادله ای از قبیل: قاعده لطف، لزوم حفظ شریعت و تبیین دین خداوند استدلال کرده اند که عمدتا با حضور امام در بین مردم تامین می شود.
ال اگر اشکال شود که این لطف چگونه با غیبت حضرت سازگاری دارد در جواب باید بگوییم:
اولا:
امام زمان علیه السلام حافظ کلی شریعت است و از اتفاق بر باطل جلوگیری می کند.
ثانیا:
الطاف خداوند درجات مختلفی دارد که هنگام تزاحم آنچه که لطف بیشتری دارد مقدم می گردد و لذا اگر چه با حضور امام، مردم به الطافی خواهند رسید و از حضور او بهره مند خواهند شد، ولی لطف غیبت او مهم تر است، همان گونه که در بحث فلسفه غیبت به آن اشاره کردیم.
در مورد تفسیر دوم برای امامت که همان تفسیر عرفا است جای هیچ نوع اشکالی در مورد غیبت امام نیست، زیرا بنا بر آن تعریف، امامت حقیقتی است که امام به جهت قابلیت هایی که پیدا کرده می تواند در نفوس انسان ها تصرف کرده و آنها را به سر منزل مقصود برساند.
این معنا برای امامت، با غیبت او نیز سازگاری دارد و امام در عصر غیبت نیز این تصرفات را می تواند انجام دهد که در طول عصر غیبت چنین هدایت هایی را فراوان داشته است.(883)

302 : با غیبت امام زمان علیه السلام چگونه می توان امام زمان خود را شناخت؟

مطابق روایاتی که در کتب فریقین آمده، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(884)؛ هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. جای این سؤال باقی است که با وجود غیبت امام زمان علیه السلام چگونه می توان او را شناخت؟
در جواب می گوییم: مقصود از شناخت و معرفت حضرت شناخت جسم و شکل و شمایل او نیست بلکه مقصود، معرفت به مقام و منزلت و جایگاهی است که حضرت مهدی علیه السلام نزد خداوند متعال در این عالم دارد. او کسی است که حافظ کلی شریعت است، واسطه فیض تکوینی و تشریعی الهی است. او کسی است که به اذن و اراده الهی در نفوس قابل تصرف کرده و به حق و حقیقت رهنمون می کند. او کسی است که جامع جمیع علوم اولین و آخرین است و او کسی است که... .
این معرفت نسبت به حضرت مهدی علیه السلام که امام زمان ما است بدون دیدن شکل و شمایل ایشان هم قابل تحصیل است.