فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

290 : جابلقا و جابرسا چه شهرهایی است؟

عبدالکریم صفی پور می گوید: جابلص شهری است به مغرب که بعد از شان انسانی نیست، و جابلق شهری است به مشرق برادر جابلص.(862)
خلف تبریزی می گوید: در عالم مثال گفته اند: جابلقا و جابرسا دو شهری است در عالم مُثُل. و به اعتقاد محققان، منزل آخر سالک است در سعی وصول قید به اطلاق و مرکز به محیط. و سپس می گوید: جابلقا منزل اول سالک باشد.(863)
قطب الدین شیرازی، تفاوت جابلقا و جابرسا را چنین مطرح می کند: جابرسا و جابلقا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل است.(864)
سید کاظم رشتی، مهم ترین شاگرد شیخ احمد احسائی گفته است: جابلقا و جابرسا در سفر اول که سفر از خلق به حق است قرار دارد. این سفر (بلکه این شهر) دارای محله های متعددی است که محله نوزدهم آن حظیره القدس و محل پرندگان سبز و صور مثالیه است. جابرسا و جابلقا دو محله از این شهر می باشند که هر کدام از آنها دارای هفتاد هزار درب است و در کنار هر دربی هفتاد هزار امت وجود دارد که به هفتاد هزار زبان با یکدیگر صحبت می کنند و هر زبانی با زبان دیگر هیچ مشابهتی ندارد.(865)

291 : مقصود از بدن هورقلیایی چیست؟

در پاورقی کتاب برهان قاطع آمده است: هورقلیا ظاهرا از کلمه عبری هبل به معنای هوای گرم، تنفس و بخار و قرنئیم به معنای درخشش و شعاع است. و کلمه مرکب به معنای تشعشع بخار است.(866)
شیخ احمد احسائی معتقد است که هورقلیایی لغتی سریانی و از زبان صابئین گرفته شده است.(867)
قطب الدین شیرازی می گوید: جابلقا و جابرسا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل و هورقلیا از جنس افلاک مثل است. پس هورقلیا بالاتر است.(868)
با توجه به آنچه گذشت روشن می شود که مراد از عالم هورقلیایی همان عالم مثال است و چون عالم مثال بر دو قسم است: اول و آخر، گفته اند: این عالم دارای دو شهر است: جابلقا و جابرسا. عالم مثال، یا خیال منفصل، یا عالم برزخ بین عالم عقول و عالم ماده، چیزی است که عارفان و فیلسوفان اشراق به آن معتقدند ولی فلاسفه مشاء آن را نپذیرفته اند.
اشراقیان عالم مثال را دو مرحله می دانند:
1- مثال در قوس نزول، که بین غیب مطلق و شهادت مطلق قرار دارد. این عالم را برزخ قبل از دنیا می دانند که به وسیله قاعده امکان اشرف اثبات می کنند. این مثال را جابلقا می نامند.
2- مثال در قوس صعود، که بین دنیا و آخرت قرار دارد و پس از افول و غروب نفس ناطقه از این بدن ظلمانی وارد عالم برزخ شده و از آنجا به قیامت کبرا می رود. این مثال را جابرسا می نامند.
ولی شیخ احمد احسائی در جواب ملا محمد حسین اناری که از لفظ هورقلیا سؤال کرده بود این چنین می گوید: هورقلیا به معنای ملک دیگر است که حد وسط بین عالم دنیا و ملکوت بوده و در اقلیم هشتم قرار دارد. و دارای افلاک و کواکبی مخصوص به خود است که به آنها جابرسا و جابلقا می گویند.(869)

292 : چه اشکالاتی نسبت به اعتقاد شیخیه درباره کیفیت وجود امام زمان علیه السلام در عصر غیبت وجود دارد؟

عقیده و نظر شیخیه به سرکردگی شیخ احمد احسائی درباره کیفیت وجود امام زمان علیه السلام در عصر غیبت و کیفیت بدن او و مکان او از اشکالات بسیاری برخوردار است. اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- تحلیل این بدن هورقلیایی و اعتقاد به حیات امام زمان علیه السلام با بدن هورقلیایی در واقع به معنای انکار امام زمان علیه السلام در روی زمین است. زیرا اگر مراد آن است که حضرت مهدی علیه السلام در عالم مثال و برزخ چه برزخ اول یا برزخ دوم زندگی می کند یا آن چنان که قبر را آنان از عالم هورقلیا می دانند، پس آن حضرت حیات با بدن عنصری ندارد و حیات و مثل حیات مردگان در عالم برزخ است. و این با احادیث متواتر عدم خلو زمین از حجت سازگاری ندارد.
2- این اعتقاد با ادله عقلی که قبلا اشاره شد بر ضرورت وجود امام زمان علیه السلام در این عالم مناسبت ندارد.
3- شیخ احمد احسائی عالم هورقلیا را حد وسط بین دنیا و ملکوت معرفی می کند و در حالی که عالم ملکوت همان عالم مثال است.
4- این سخن که حضرت مهدی علیه السلام با بدن هورقلیایی زندگی می کند صرفا یک ادعای بدون دلیل است و هیچ دلیل عقلی و نقلی بر آن اقامه نشده است.
5- در قرن سیزدهم، گزاف گویی و به کار بردن واژه های نامانوس و الفاظ مهمل، بسیار رایج شد و حتی عوام مردم اینها را نشانه علم و دانش می پنداشتند و بعید نیست که شیخ احمد احسائی و نیز سید کاظم رشتی به جهت خوشایند جاهلان و عوام به این واژه های و کلمات روی آورده باشند.
نتیجه سخنان شیخ احمد پیدایش مذاهب ضاله بابیت و بهائیت و سرانجام بی دینی به اسم آیین پاک به وسیله کسروی بوده، و این میدان عمل و نتایج اسفبار سخنان شیخیه، خود محک و ملاک خوبی بر ضعف و سستی این سخنان است.