فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

289 : نظر فرقه شیخیه درباره امام زمان علیه السلام چیست؟

یکی از مهمترین اندیشه های شیخیه به ریاست شیخ احمد احسائی اعتقاد به بدن هورقلیایی است که این بدن در شهر جابلقا و جابرسا قرار دارد. او به گمان خود با این نظریه، سه مسئله مهم و عمیق فلسفی را تحلیل نموده است؛ یعنی معراج جسمانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و معاد جسمانی و حیات امام زمان علیه السلام را در طول بیش از ده قرن.
او معتقد است که امام زمان علیه السلام با بدنی غیر عنصری و تنها هورقلیایی در شهر جابلقا و جابرسا زندگی می کند.
شیخ احمد احسائی، امام زمان علیه السلام را زنده و در عالم هورقلیا می داند.(859)
وی می گوید: هورقلیا ملک آخر است که دارای دو شهر جابرسا که در مغرب قرار دارد و جابلقا که در مشرق واقع است می باشد. پس حضرت قائم علیه السلام در دنیا در عالم مثال نیست اما به گونه ای است که به صورت هیکل عنصری می باشد با مثالش بو با روحش در ارواح است.(860)
او همچنین می گوید: امام زمان علیه السلام در هنگام غیبت در عالم هورقلیا است و هر گاه بخواهد به اقالیم سبعه تشریف بیاورد، صورتی از صورت های اهل این اقالیم را می پوشد و کسی او را نمی شناسد. جسم و زمان و مکان ایشان لطیف تر از عالم اجسام بوده و از عالم مثال است.(861)

290 : جابلقا و جابرسا چه شهرهایی است؟

عبدالکریم صفی پور می گوید: جابلص شهری است به مغرب که بعد از شان انسانی نیست، و جابلق شهری است به مشرق برادر جابلص.(862)
خلف تبریزی می گوید: در عالم مثال گفته اند: جابلقا و جابرسا دو شهری است در عالم مُثُل. و به اعتقاد محققان، منزل آخر سالک است در سعی وصول قید به اطلاق و مرکز به محیط. و سپس می گوید: جابلقا منزل اول سالک باشد.(863)
قطب الدین شیرازی، تفاوت جابلقا و جابرسا را چنین مطرح می کند: جابرسا و جابلقا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل است.(864)
سید کاظم رشتی، مهم ترین شاگرد شیخ احمد احسائی گفته است: جابلقا و جابرسا در سفر اول که سفر از خلق به حق است قرار دارد. این سفر (بلکه این شهر) دارای محله های متعددی است که محله نوزدهم آن حظیره القدس و محل پرندگان سبز و صور مثالیه است. جابرسا و جابلقا دو محله از این شهر می باشند که هر کدام از آنها دارای هفتاد هزار درب است و در کنار هر دربی هفتاد هزار امت وجود دارد که به هفتاد هزار زبان با یکدیگر صحبت می کنند و هر زبانی با زبان دیگر هیچ مشابهتی ندارد.(865)

291 : مقصود از بدن هورقلیایی چیست؟

در پاورقی کتاب برهان قاطع آمده است: هورقلیا ظاهرا از کلمه عبری هبل به معنای هوای گرم، تنفس و بخار و قرنئیم به معنای درخشش و شعاع است. و کلمه مرکب به معنای تشعشع بخار است.(866)
شیخ احمد احسائی معتقد است که هورقلیایی لغتی سریانی و از زبان صابئین گرفته شده است.(867)
قطب الدین شیرازی می گوید: جابلقا و جابرسا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل و هورقلیا از جنس افلاک مثل است. پس هورقلیا بالاتر است.(868)
با توجه به آنچه گذشت روشن می شود که مراد از عالم هورقلیایی همان عالم مثال است و چون عالم مثال بر دو قسم است: اول و آخر، گفته اند: این عالم دارای دو شهر است: جابلقا و جابرسا. عالم مثال، یا خیال منفصل، یا عالم برزخ بین عالم عقول و عالم ماده، چیزی است که عارفان و فیلسوفان اشراق به آن معتقدند ولی فلاسفه مشاء آن را نپذیرفته اند.
اشراقیان عالم مثال را دو مرحله می دانند:
1- مثال در قوس نزول، که بین غیب مطلق و شهادت مطلق قرار دارد. این عالم را برزخ قبل از دنیا می دانند که به وسیله قاعده امکان اشرف اثبات می کنند. این مثال را جابلقا می نامند.
2- مثال در قوس صعود، که بین دنیا و آخرت قرار دارد و پس از افول و غروب نفس ناطقه از این بدن ظلمانی وارد عالم برزخ شده و از آنجا به قیامت کبرا می رود. این مثال را جابرسا می نامند.
ولی شیخ احمد احسائی در جواب ملا محمد حسین اناری که از لفظ هورقلیا سؤال کرده بود این چنین می گوید: هورقلیا به معنای ملک دیگر است که حد وسط بین عالم دنیا و ملکوت بوده و در اقلیم هشتم قرار دارد. و دارای افلاک و کواکبی مخصوص به خود است که به آنها جابرسا و جابلقا می گویند.(869)