فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

257 : سفیر چهارم امام زمان علیه السلام چه کسی بوده و چه موقعیتی داشته است؟

سفیر چهارم شیخ جلیل ابوالحسن علی بن محمد سَمَری است. تاریخ ولادت او مشخص نیست ولی برای اولین بار به عنوان یکی از اصحاب امام عسکری علیه السلام شناخته شده است،(748) که در بغداد با اشاره حسین بن روح از طرف امام زمان علیه السلام متصدی امر سفارت شد.
در مورد سفارت او خبر معینی نرسیده و تنها این مطلب را می توان با تسالم و اتفاقی که در بین شیعیان درباره سفارت او بوده کشف نمود، و این موضوع را می توان در نتیجه، کاشف از ابلاغی دانست که از طرف امام زمان علیه السلام به حسین بن روح شده است. او وظایف خود را در امر سفارت از هنگام وفات حسین بن روح به مدت سه سال ادامه داد. وی گر چه همانند دیگران مورد وثوق و اطمینان بود ولی همانند آن سه سفیر فعالیت گسترده ای نداشته است. و این امر بعید به نظر نمی رسد زیرا در آن سال ها مملکت اسلامی پر از ظلم و جور و خونریزی ها و درگیری ها بوده است، اموری که با برنامه های فرهنگی و اجتماعی منافات داشت و این خود به تنهایی می تواند تأثیرگذار در انقطاع سفارت بعد از وفات او و عزم امام علیه السلام بر انقطاع و شروع غیبت کبرا نیز باشد. و لذا چند روز قبل از وفاتش توقیعی را از امام علیه السلام دریافت می کند که حضرت در آن خبر از انتهای غیبت صغرا و عهد سفارت با مرگ او می دهد و او را از وصیت کردن به سفارت برای بعد از خودش منع می نماید.(749)
راوی می گوید بعد از شش روز از صدور این توقیع به خدمت علی بن محمد رسیدیم در حالی که در حال احتضار بود. به او عرض شد: وصی تو کیست؟ فرمود: برای خدا امری است که او رساننده آن است. این را گفت و از دار دنیا رحلت نمود.

258 : نیابت چهار سفیر حضرت علیه السلام چگونه اثبات می گردد؟

1- در مورد عثمان بن سعید می گوییم: او مورد وثوق امام عسکری علیه السلام بوده و امام مهدی علیه السلام نیز بر منصبش تصریح نموده است.
در مورد فرزندش محمد بن عثمان نیز می گوییم: او منصوب از طریق پدرش بوده و غیر از آنکه مورد وثوق امام عسکری بوده از طرف امام زمان علیه السلام نیز بر این امر نیابت خاصه داشته است.
حسین بن روح نیز از طرف محمد بن عثمان به این سمت منصوب شد و او نیز علی بن محمد سمری را بر این مقام منصوب کرد.
2- راه دوم برای اثبات نیابت این چهار بزرگوار این است که آنها خط امام را که معروف بود به دیگران نشان داده، بازگو می کردند. خط حضرت در زمان پدرش امام عسکری علیه السلام نزد شیعیان معروف بود.
3- کرامات فراوانی که به دست مبارک این بزرگواران انجام می گرفت می توانست اثبات کننده سفارت آنها باشد. این کرامات در برخی موارد به دست آنها انجام می گرفت و برخی دیگر نیز منسوب به امام زمان علیه السلام بود که آنها به اطلاع شیعیان می رساندند، همان گونه که در قضیه معروف از ابو علی بغدادی رسیده است.(750)
سید عبداله شبر می گوید: شیعه هرگز گفتار نواب را نمی پذیرفت مگر در صورتی که معجزه ای از طرف امام عصر علیه السلام بر دست آنها ظاهر می گشت که دلالت بر صدق گفتار و صحت نیابت آنها داشت.(751)

259 : ارتباط نواب اربعه با شیعیان چگونه بوده است؟

شیعیان با نواب اربعه دو نوع ارتباط داشتند:
1- ارتباط با واسطه و غیر مستقیم
ارتباط با واسطه یک اصل در سازمان سفارت بود چرا که این سازمان به جهت ظلم عباسیان نمی توانست آشکارا و آزادانه فعالیت کند. بنابراین باید در ارتباط با مردم از راه های استتاری بهره می گرفت.
2- ارتباط مستقیم و بی واسطه
این ارتباط در آغاز فعالیت نواب اربعه در دوره غیبت صغرا وجود نداشت، زیرا بنا بود که مسأله نیابت خاصه مخفی بماند تا حاکمان جور بازتاب و واکنشی از خود نشان ندهند ولی کم کم شیعیان به صورت پنهانی نام و نشانی سفیر را از وکلا و خواص گرفتند و توانستند با آنان مستقیما تماس بگیرند. این کار عمدتا از زمان سفارت دومین سفیر شروع شد و ادامه یافت. شیخ طوسی درباره این نوع ارتباط می نویسد: عده ای از افراد مورد اعتماد نزد سفرای امام مهدی علیه السلام می رفتند و با دادن نامه و یا بیان داشتن خواسته های خود پاسخ آن را از ناحیه مقدسه و توسط سفرا دریافت می کردند.(752)