فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

232 : احادیث سیزده امام چگونه قابل توجیه است؟

ظاهر برخی از روایات اشاره به آمدن سیزده خلیفه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد، در توجیه این روایات می گوییم:
1- هیچ یک از علمای شیعه چنین ادعایی نکرده که امامان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله سیزده نفرند، جز هبة الله بن احمد مفید عمری که نجاشی درباره او نقل می کند: او هم صحبت و هم مجلس با ابوالحسین بن ابی شیبه علوی زیدی بوده و برای او کتابی تألیف کرده است. او امامان را سیزده نفر شمرده و زید بن علی بن حسین را به جهت خوشایندی ابن ابی شیبه زیدی جزء امامان به شمار آورده است.
2- روایاتی که برخی از کج فهم ها امامت سیزده امام را از آنها فهمیده اند برخی به جهت سوء تعبیر راویان حدیث است.
از آن جمله در روایت سلیم آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: تو و دوازده نفر از اولادت امامان بر حق می باشید. معلوم است که در تعبیر به دوازده امام حضرت امیر المومنین علیه السلام نیز داخل بوده است خصوصا به قرینه روایات متواتری که در کتب شیعه و سنی وجود داشته و اشاره بلکه تصریح به آمدن دوازده خلیفه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله دارد.
3- در کتاب سلیم بن قیس هلالی بیش از بیست حدیث است که دلالت بر آمدن دوازده امام بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله دارد.
4- کلینی و سلیم بن قیس که این گونه روایات را در کتب حدیثی خود آورده اند از داعیان و مریدان دوازده امام هستند. و این خود دلالت بر اشتباه نساخ در نقل حدیث دارد و لذا تمام کسانی که این گونه احادیث را نقل کرده اند در باب دوازده امام آورده اند.
5- همه احادیثی که ظهور بدوی در سیزده امام دارد ضعف سندی دارد.

غیبت صغرا

233 : مبدا غیبت صغرا از چه زمانی به حساب می آید؟

در اینجا دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول اینکه: غیبت صغرا از زمان ولادت حضرت مهدی علیه السلام بوده زیرا ولادت حضرت در اختفا و پنهانی بوده است. ولی این نظریه مورد مناقشه واقع شده زیرا بحث در غیبت امام است و در آن هنگام حضرت به مقام امامت نرسیده بود. خصوصا آنکه جماعت زیادی از شیعیان، حضرت را در آن پنج سال قبل از شهادت حضرت عسکری علیه السلام مشاهده کرده اند.
نظریه دوم اینکه: غیبت حضرت از زمان شهادت پدرش امام عسکری علیه السلام بوده است. و به طور دقیق می توان گفت که بعد از نماز خواندن بر جنازه پدرش در آن قضیه ای که ابوالادیان بصری نقل می کند.(685)