فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

227 : چرا در احادیث دوازده خلیفه از اسامی آنها سؤال نشده است؟

رسم مسلمانان این بود که از همه نوع مسائل حتی در اثنای سخنرانی حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال می کردند. این روایت خبر از امر مهمی که همان خلفای بعد از پیامبر است می دهد خلافتی که از مسائل بسیار مهم در جامعه اسلامی است. حال سؤال این است که چرا کسی از اسامی این دوازده خلیفه سوالی نکرده است. آیا معقول است که هیچ یک از مسلمانان در حجة الوداع یا بازگشت از حج به مدینه از اسامی آنها سؤال نکرده باشد؟ هرگز! زیرا دأب صحابه این بود که از جزئیات مسائل سؤال می کردند اما چرا و چگونه در این روایات اسامی آنها ذکر نشده است؟
احتمالی که داده می شود این است که دست مخالفین اهل بیت بر این احادیث دراز شده و نگذاشته است که اسامی آنها به طور صریح به گوش مردم برسد گر چه مطابق آنچه قبلا بیان شد با جمع بین این احادیث و احادیث غدیر و ثقلین می توان پی برد که این دوازده خلیفه از عترت و اهل بیت پیامبرند و نیز اول آنها علی بن ابی طالب علیه السلام است. با این حال مطابق برخی روایات که حموینی در فرائد السمطین و قندوزی در ینابیع المودة آورده اسامی آنها نیز از ناحیه پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شده است.

228 : در برخی روایات اهل سنت، ابوبکر و عمر هم جزء دوازده خلیفه معرفی شده اند آن را چگونه توجیه می کنید؟

طبرانی به سند خود از عبدالله بن عمرو نقل می کند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: بعد از من دوازده خلیفه خواهد آمد ابوبکر صدیق، او بعد از من بیش از مدتی کم درنگ نمی کند و صاحب آسیاب خانه اش... عمر بن خطاب....(677)
پاسخ :
1- حدیث از حیث سند اشکال دارد زیرا از جمله رجال آن عبدالله بن صالح است که ذهبی احادیث او را منکر دانسته است. و نیز احمد بن حنبل می گوید: او در آخر عمر فاسدالعقیده شد. و صالح بن محمد می گوید: به نظر من او در نقل حدیث دروغگوست. احمد بن صالح او را متهم دانسته و نسائی او را غیر ثقه می داند... .
و نیز در سند آن لیث بن سعد است که مورد اعتماد منصور عباسی بوده و سعی و کوشش فراوان در تضعیف ولای اهل بیت در مصر داشته است.
2- در این حدیث هر یک از خلفای سه گانه خصوصا عثمان با تعبیراتی ستوده شده اند که با واقعیات خارجی سازگاری ندارد.
3- با مراجعه به روایات دیگر پی می بریم که مقصود از حدیث، دوازده نفر از ذریه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشند.(678)

229 : آیا احادیث دوازده خلیفه نزد شیعه ضعیف السند و غیر معتبر است؟

احمد کاتب می گوید: روایاتی که اصحاب نظریه دوازده امامی نقل می کنند همگی از اخبار آحاد است و هیچ حجت و دلیلی آنها را تأیید نمی کند و ادعای علم به صحت آنها نیز ممکن نیست. و در عین حال راویان آنها نیز مورد طعن واقع شده اند.(679)
پاسخ :
1- روایاتی که دلالت بر دوازده امام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد از حد تواتر فراتر رفته است. و می دانیم که حدیث متواتر فی حد نفسه مفید یقین است و احتیاجی به بررسی سندی ندارد.
2- اصحاب و رجال شیعه همگی این احادیث را مورد قبول قرار داده و بر عمل به آنها اتفاق کرده اند و این خود دلیل بر صحت این روایات و اعتماد اصحاب بر صدور آنها از امام است.
شهید صدر رحمة الله علیه می فرماید: این روایات با کثرت احتیاط از جانب امامان در نقل آنها به جهت حفظ امام، به درجه بالایی از کثرت و انتشار رسیده است. و کثرت عددی در این روایات تنها اساس برای قبول آنها نیست بلکه اضافه بر آن مزایا و قرائنی در اینها وجود دارد که دلیل بر صحت احادیث خواهد بود... مشاهده می کنیم بخاری که معاصر امام جواد و هادی و عسکری علیهم السلام است این حدیث را نقل کرده است، و این نکته مهمی است. این خود دلیل بر آن است که این حدیث از پیامبر ثابت شده است قبل از آنکه مضمون آن تحقق یافته و فکر دوازده امام به کمال برسد.(680)
3- با ملاحظه مجموعه روایات، به تعداد بی شماری از احادیث صحیح السند بر می خوریم که اگر به حد تواتر نباشد لااقل در حد استفاضه است.(681) خصوصا آنکه کلینی در قبول روایات منهج روش خاصی را دنبال می کرده است. او به روایاتی اخذ می کرده که قطع یا اطمینان به صدور آنها از معصومین داشت است. خبر صحیح نزد کلینی و دیگران از قدما خبری بوده که قرائن داخلی و خارجی آن را تأیید می کرده است و اعتماد آنها بر وثاقت اشخاص نبوده است، بلکه وثاقت تنها راهی برای صحت صدور روایت نزد او بوده است. از جمله قرائن نزد او بر قبول خبر، وجود حدیث در بسیاری از اصول چهارصد گانه حدیثی بوده که در عصر امامان تألیف شده است، و یا آنکه حدیث در کتاب معروفی بوده که مورد تأیید بزرگان از اصحاب قرار گرفته است.
و از جمله قرائن خارجی وجود حدیث در کتاب هایی بوده که بر امامان عرضه شده و آن حضرات مولفین آنها را تمجید نموده اند، همانند کتاب سلیم که مورد تمجید امام صادق علیه السلام قرار گرفته است.
ونیز از جمله قرائن آن است که حدیث از کتاب هایی اخذ شده که نزد متقدمین مورد وثوق و اعتماد بوده است، شیخ کلینی این گونه روایات را هم مورد توجه قرار داده و قبول کرده است، و تنها به روایاتی که راویانش ثقه اند توجه نداشته است بلکه این قسم از روایات بخشی از احادیث او را تشکیل داده است.
4- کاتب در تضعیف برخی روایات به تضعیفات ابن الغضائری استناد کرده با آنکه اصل کتابش به اثبات نرسیده و نیز تضعیفاتش مورد قبول علما قرار نگرفته است. و نیز برخی را همچون علی بن ابراهیم و سهل بن زیاد تضعیف کرده که در جای خود توثیق شده اند.