فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

222 : حدیث (عدم خلو زمان از امام قرشی) چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

بخاری و مسلم و دیگران به سندهای خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که فرمود: لا یزال هذا الامر فی قریش ما بقی من الناس اثنان(669)؛ این امر خلافت در قریش ثابت است مادامی که دو نفر از مردم باقی باشد.
در این حدیث خبر از واقعیتی خارجی می دهد که واجب است تحقق یابد و وظیفه مسلمین است که خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله را در هر زمان به دست یک نفر شایسته از قریش قرار دهند. مقصود از هذا الامر چیست؟ همان امری است که در آیه اولی الامر به آن اشاره شده است: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(670). مطابق بیان فخر رازی و دیگران مقصود از اولی الامر در این آیه معصومین هستند.(671)
پس باید در هر زمانی امام معصومی از قریش باشد مادامی که عمر دنیا به سر نیامده و از مردم روی زمین دو نفر باقی مانده است و او در این زمان غیر از حضرت مهدی علیه السلام نیست.
به بیان دیگر: مقصود از الامر در روایت و آیه، امر زعامت و ولایت و رهبری ظاهری و باطنی و هدایت مطلق مردم به حق و حقیقت است، شخصی که به تمام معنا داری صفات و خصوصیات پیامبر است تا بتواند امر خلافت و جانشینی او را در تمام شؤونات به جز وحی ادامه دهد، چنین شخصی در هر زمان باید موجود باشد و در این زمان کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نیست.
ابن حجر عسقلانی می گوید: نماز خواندن عیسی علیه السلام پشت سر مردی از این امت در آخر الزمان و نزدیک به برپایی قیامت دلالت صحیح بر این قول دارد که: زمین هیچ گاه از حجتی که قائم بالله است خالی نخواهد بود.(672)

وجود امام مهدی علیه السلام در احادیث دوازه خلیفه

223 : احادیث دوازده خلیفه چیست؟

از جمله احادیث متواتر و صحیح نزد شیعه و اهل سنت احادیث دوازده خلیفه است. روایاتی که پیامبر صلی الله علیه و آله امامان و جانشینان بعد از خود را دوازده نفر تعیین کرده است.
جابر بن سمره از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: لا یزال الاسلام عزیزا الی اثنی عشر خلیفة ثم قال کلمة لم افهمها. فقلت لابی ما قال؟ فقال: کلهم من قریش(673)؛ دائما اسلام عزیز است تا اینکه دوازده خلیفه بر آنها حاکم گردد آن گاه کلمه ای گفت که من آن را نفهمیدم. به پدرم گفتم پیامبر صلی الله علیه و آله چه فرمود: گفت: همه آنها از قریشند.
این حدیث را با مضامین مختلف 36 نفر از صحابه نقل کرده اند ولی عمده روایات از جابر بن سمره سوائی نقل شده است و نیز تعداد بسیاری از علمای اهل سنت آنها را در کتب خود آورده اند.