فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

202 : قانون عدم تبعیض در فیض چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

نبوت و امامت فیض معنوی است. از دیدگاه کلیمیان با مرگ حضرت موسی علیه السلام این فیض و ارتباط بشر با عالم لاهوت قطع شد و نیز پرتستان های مسیحی معتقدند که با به دار آویخته شدن حضرت مسیح علیه السلام ارتباط بشر با عالم لاهوت قطع شد.
اهل سنت از فرقه های اسلامی نیز خود را از این فیض محروم کرده و معتقدند که با فوت پیامبر صلی الله علیه و آله این فیض قطع شده است. حال جای این سوال است که چرا امت اسلامی بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از این فیض محروم باشد؟ مگر از امت های پیشین کمتر است؟ چرا خداوند متعال چنین فیضی - که همان ارتباط با عالم ربوبی توسط امام است - را به آنها نداده باشد؟
شیعه امامیه این مشکل را حل کرده و به این سؤال پاسخ داده است. امامیه می گوید این فیض از طریق وحی و نبوت گر چه با فوت پیامبر صلی الله علیه و آله قطع شد ولی از طریق انسان کامل برقرار است که امروزه در وجود نازنین حضرت مهدی علیه السلام متبلور است.
پروفسور هانری کربن استاد دانشگاه سوربن پاریس می گوید: به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی بین عالم انسانیَّت و خداوند را به طور مداوم حفظ نموده و ولایت را به صورت زنده تا قیامت ثابت و مستمر نگاه داشته است....(593)

203 : برهان لزوم عقل بالفعل چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

فارابی برهانی را اقامه کرده که قابل انطباق بر وجود امام زمان علیه السلام است. او می گوید: هر عضوی از اعضای مدینه فاضله را صلاحیت آن نیست که ریاست مدینه فاضله را بر عهده گیرد. رئیس مدینه فاضله نمی تواند هر کسی باشد، زیرا ریاست به دو چیز است: یکی آنکه شخص از حیث سرشت و طبیعت آماده آن مقام باشد. دیگر آنکه ملکه و هیئت ارادی چنان کاری را داشته باشد. چنین انسانی، انسان کامل است که بالفعل هم عقل است و هم معقول... . این رئیس هم معلم است و هم مرشد و هم مدبر....(594) فارابی برای برپایی اجتماع، وجود معلم را که همان امام است ضروری می داند و این یکی از عقاید شیعه است که باید امام بر اجتماع اشراف کامل داشته باشد.
این فیلسوف بزرگ امام را عقل بالفعل می داند یعنی انسانی که همه امکانات عقلی، طبعی و کسبی در وجود او در مرتبه کمال و نهایی به فعلیت رسیده و دائم الاتصال به عقل فعال است بلکه خود به گونه ای عقل فعال است. فارابی چنین شخصی را شایسته آن می داند که در راس جامعه قرار گیرد و معلم و مربی و امام و رئیس باشد. در نظر او این گونه رئیسی در جامعه به منزله قلب است در بدن انسان.(595)

204 : آیا می توان از راه حساب احتمالات وجود امام زمان علیه السلام را به اثبات رساند؟

مرحوم شهید صدر رحمة الله علیه در این باره می فرماید: قضیه مهدی علیه السلام حقیقتی است که امت اسلامی در طول قرن ها با آن زندگی نموده است و خصوصا در طول هفتاد سال سُفرا و نواب خاص حضرت علیه السلام در خلال معاشرتشان با مردم به آن تذکر داده اند، در حالی که هیچ کس در این مدت حرف خلافی از آنها نشنیده است. آیا انسان می تواند باور کند که دروغی بتواند نه تنها در مدت هفتاد سال بلکه قرن ها دوام آورد و یا چهار نفر به عنوان نایب آن حضرت علیه السلام بر او اتفاق داشته باشند بدون آنکه هیچی گونه شک و تردیدی برای کسی پدید آید و بدون آنکه بین آن چهار نایب کمتر علاقه خاصی وجود داشته باشد تا مجوز توافق بر کذب شود. از قدیم الایام گفته شده که ریسمان دروغ کوتاه است و نیز منطق حیات و زندگانی ثابت می کند که از جهت علمی و به حساب احتمالات محال است که دروغی به این شکل بتواند دوام آورده و اطمینان تمام امت را جلب نماید.(596)