فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

201 : برهان تقابل قطبین چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارند؟

این برهان را با دو مقدمه بیان می کنیم:
الف: خداوند متعال تجلیات جمالی و جلالی دارد و در الوهیت و تجلیات و صفات خود کامل است.
ب: به مقتضای تقابل بین قطبین و محاذات بین قطب الوهیت و تجلی تام و بین قطب عبودیت و متجلی و مجلای تام و لزوم سنخیت بین این دو، لازم است که در روی زمین انسان کامل در عبودیت و متجلیات الهی موجود باشد تا تجلی اتم بدون مجلای اتم لازم نیاید. و این انسان کامل کسی غیر از حجت خدا و خلیفه و ولی او نیست که در اصطلاح فلسفه اشراقیون از او به کلمه قدسیه الهیه تعبیر شده و در فلسفه مشائیون از او به عقل دهم تعبیر می شود. و اوست که چگونگی خضوع و عبادت مناسب با شان و مرتبه خداوند را می داند و به آن عمل می کند و چنین کسی جز حضرت حجة بن الحسن المهدی علیه السلام در این زمان نیست.

202 : قانون عدم تبعیض در فیض چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

نبوت و امامت فیض معنوی است. از دیدگاه کلیمیان با مرگ حضرت موسی علیه السلام این فیض و ارتباط بشر با عالم لاهوت قطع شد و نیز پرتستان های مسیحی معتقدند که با به دار آویخته شدن حضرت مسیح علیه السلام ارتباط بشر با عالم لاهوت قطع شد.
اهل سنت از فرقه های اسلامی نیز خود را از این فیض محروم کرده و معتقدند که با فوت پیامبر صلی الله علیه و آله این فیض قطع شده است. حال جای این سوال است که چرا امت اسلامی بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از این فیض محروم باشد؟ مگر از امت های پیشین کمتر است؟ چرا خداوند متعال چنین فیضی - که همان ارتباط با عالم ربوبی توسط امام است - را به آنها نداده باشد؟
شیعه امامیه این مشکل را حل کرده و به این سؤال پاسخ داده است. امامیه می گوید این فیض از طریق وحی و نبوت گر چه با فوت پیامبر صلی الله علیه و آله قطع شد ولی از طریق انسان کامل برقرار است که امروزه در وجود نازنین حضرت مهدی علیه السلام متبلور است.
پروفسور هانری کربن استاد دانشگاه سوربن پاریس می گوید: به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی بین عالم انسانیَّت و خداوند را به طور مداوم حفظ نموده و ولایت را به صورت زنده تا قیامت ثابت و مستمر نگاه داشته است....(593)

203 : برهان لزوم عقل بالفعل چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

فارابی برهانی را اقامه کرده که قابل انطباق بر وجود امام زمان علیه السلام است. او می گوید: هر عضوی از اعضای مدینه فاضله را صلاحیت آن نیست که ریاست مدینه فاضله را بر عهده گیرد. رئیس مدینه فاضله نمی تواند هر کسی باشد، زیرا ریاست به دو چیز است: یکی آنکه شخص از حیث سرشت و طبیعت آماده آن مقام باشد. دیگر آنکه ملکه و هیئت ارادی چنان کاری را داشته باشد. چنین انسانی، انسان کامل است که بالفعل هم عقل است و هم معقول... . این رئیس هم معلم است و هم مرشد و هم مدبر....(594) فارابی برای برپایی اجتماع، وجود معلم را که همان امام است ضروری می داند و این یکی از عقاید شیعه است که باید امام بر اجتماع اشراف کامل داشته باشد.
این فیلسوف بزرگ امام را عقل بالفعل می داند یعنی انسانی که همه امکانات عقلی، طبعی و کسبی در وجود او در مرتبه کمال و نهایی به فعلیت رسیده و دائم الاتصال به عقل فعال است بلکه خود به گونه ای عقل فعال است. فارابی چنین شخصی را شایسته آن می داند که در راس جامعه قرار گیرد و معلم و مربی و امام و رئیس باشد. در نظر او این گونه رئیسی در جامعه به منزله قلب است در بدن انسان.(595)