فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

196 : برهان واسطه در فیض چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

فلاسفه برای عالم چهار مرحله ذکر کرده اند: عالم ربوبی، عالم عقل، عالم مثال و عالم طبیعت. و نیز آنان به عقول ده گانه معتقدند که خداوند علت فاعلی و قریب عقل اول و عقل دوم معلول عقل اول و همچنین... و در نهایت عقل دهم، علت فاعلی بر عالم مثال و عالم مثال نیز علت عالم طبیعت و ماده است، زیرا عالم، عالم اسباب و مسببات است و خداوند این نظام را بر اساس آن بنا نهاده است.
حال اگر کسی سؤال کند که چرا خداوند مستقیما و بدون واسطه عالم طبیعت را ایجاد نکرده است؟ در جواب می گوییم به جهت آنکه بین عالم ربوبی و عالم ماده سنخیت وجود ندارد و لذا عوالم مختلف را به جهت برقراری سنخیت بین عالم ربوبی و عالم ماده و طبیعت، آفرید. از میان موجودات عالم ماده تنها انسان است که با عالم مثال سنخیت دارد، و برای ایجاد سنخیت کامل، احتیاج به انسان کامل است، زیرا او واسطه فیض بر مجموعه انسان های دیگر است و در این زمینه فرقی بین فیض تکوین و تشریع نیست.
به عبارت دیگر همان گونه که قانون سنخیت بین علت و معلول و نیز نظام اسباب و مسببات در عالم تکوین اقتضا می کند که بین عالم ربوبی و عالم طبیعت عوالم دیگری باشد تا فیض وجود از راه آنها کانالیزه شده و به عالم طبیعت برسد، در مورد فیض معنوی خداوند و تصرفات او در قلوب انسان نیز با واسطه انجام خواهد گرفت که همان وجود امام معصوم کامل است. البته فیض تشریع نیز از این کانال به انسان می رسد.
از این بیان به خوبی معنای حدیث: لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما؛ [ای پیامبر] اگر تو نبودی هرگز افلاک را خلق نمی کردم و اگر علی نبود هرگز تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود هرگز شما دو نفر را خلق نمی کردم. روشن می شود؛ زیرا وجود این انسان های از همه جهت کامل، سبب فیض الهی بر عالم ماده و افلاکند. و حضرت زهرا سلام الله علیها نیز حلقه وصل بین عالم عقل و نبوت با عالم امامت و انسان کامل است.

197 : برهان علت غایی چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

در علم کلام در مبحث افعال الهی به این نکته اشاره شده که افعال خداوند دارای هدف و غرض است، ولی هدف و غرض الهی همانند هدف انسان نیست؛ زیرا غایت افعال خداوند رسیدن به کمال نیست، خداوند کامل مطلق است و نقص ندارد تا بخواهد از طریق فعل خود آن را بر طرف سازد، بلکه غایت افعال الهی به مخلوقات باز می گردد و به جهت استکمال مخلوقات است.
دلیل غایت مندی افعال خداوند آن است که فعل بدون هدف، عبث و لغو است وانجام چنین کاری از خداوند قبیح می باشد. قرآن کریم نیز در تأیید هدفمند بودن افعال خداوند می فرماید: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لاعبین(585)؛ و آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است به بازی نیافریدیم.
حکما و فلاسفه الهی می گویند: در قوس صعود از هیولی تا وجود محض، هر مرتبه عالی، غایت و ثمره برای مرتبه دانی و پایین تر است. ونیز به اثبات رسیده که نتیجه، علت فاعلیت فاعل است. بنابراین هرگاه در عالم خلقت انسانی نباشد خلقت حیوان و وجود او لغو است و....
از طرفی دیگر می دانیم که هر فردی از افراد انسان ولو در صورت با افراد دیگر از انسان ها شبیه بوده، و همگی از افراد نوع واحد منطقی به حساب می آیند ولی در واقع با یکدیگر اختلاف دارند، و لذا در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم: الناس معادن کمعادن الذهب و الفضة(586)؛ جوهر انسان ها به مانند معادن طلا و نقره با یکدیگر متفاوت است.
بنابر این، انسان به مانند درختی است که میوه آن وجود انسان کامل است، و او کسی غیر از حجت معصوم خدا در روی زمین نیست. و لذا در روایات می خوانیم: ... لو بقیت الارض بغیر امام لساخت(587)؛ اگر زمین بدون امام شود دگرگون خواهد شد.
خلاصه اینکه انسان کامل - که از او به حجت خدا تعبیر می شود - از آن جهت که علت غایی وجود انسان و... است، وجودش همیشه ضروری است.

198 : با برهان امکان اشرف چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام استدلال می شود؟

حکما می گویند: وجود، حیات، علم، قدرت، رحمت و سایر کمالات از مبدا فیاض بر موجودات پایین نمی رسید مگر آنکه در مرتبه سابق، بر موجود اشرف رسیده باشد همانند چراغی که نزد ما روشن است، ابتدا مکانی که نزدیک به اوست روشن می شود، سپس دورتر از آن استفاده می کند و... .
در امور غیر حسی از قبیل وجود و حیات و علم و قدرت و تمام کمالات که از ذات اقدس الهی تراوش نموده و بر ماهیات امکانی تجلی می یابد، در ابتدا ماهیاتی بهره مند می شوند که در رتبه، اشرف و اقدم از سایر ماهیات هستند.
علامه طباطبایی رحمة الله علیه می گوید: معنا و مفهوم قاعده امکان اشرف آن است که ممکن اشرف باید در مراتب وجود اقدم از ممکن اخس باشد، لذا باید ممکنی که اشرف از اوست قبل از او موجود باشد....
ملاصدرا در استدلال بر این قاعده می گوید: اگر ممکن اخس از طرف خداوند موجود شد باید قبل از او ممکن اشرف موجود باشد وگرنه در صورت تحقق، هم زمانی اشرف و اخس لازم می آید که دو چیز در یک مرتبه برای یک ذات از یک جهت از واجب لذاته صادر شود، که محال است. و در صورتی که موجود اشرف بعد از موجود اخس و به واسطه موجود شود لازم می آید که معلول، اشرف از علت و اقدم از او باشد، که این نیز محال است....(588)
می دانیم که انسان، اشرف مخلوقات است، زیرا او اشرف از حیوان و حیوان اشرف از گیاه و گیاه اشرف از جماد است. و به حکم قاعده امکان اشرف، محال است وجود از مبدا فیاض به جماد برسد قبل از آنکه در رتبه سابق، به حیوان رسیده باشد، و همچنین به حیوان برسد قبل از آنکه در رتبه سابق به انسان رسیده باشد. و نیز محال است که وجود، حیات، علم، قدرت و جمال و جلال و... از مبدا فیاض بر افراد انسان برسد. قبل از آنکه این کمالات به انسان کاملی که حجت خدا روی زمین است رسیده باشد.
بنابراین قاعده، مادامی که فردی از افراد بشر در خارج موجود است باید فردی به نام انسان کامل که از او به حجت خدا تعبیر می شود روی زمین موجود باشد.
کلینی به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: الحجة قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق(589)؛ حجت قبل از خلق و با خلق و بعد از خلق خواهد بود.
ونیز می فرماید: لو لم یبق فی الارض الا اثنان، لکان احدهما الحجة(590)؛ اگر در روی زمین جز دو نفر کسی نباشد حتما یکی از آن دو امام خواهد بود.