فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

191 : اگر امام ولایت تکوینی دارد پس چرا در مواقع ضروری از آن استفاده نمی کند؟

برخی می گویند: اگر امام داری ولایت تکوینی و حق تصرف در نظام تکوین است، چرا در مواقع ضرورت، در تقدیرات الهی تصرف نمی کند تا بلا را از خود دور کرده، دشمنان خود را ریشه کن کند و تمام امکانات را برای خود جلب نماید؟
پاسخ :
اولا: قبل از هر چیز این نکته را باید ملتفت باشیم که چه بسا اموری را که گمان می کنیم برای ما ضرر دارد در حالی که خیر محض است، و نیز به عکس چه بسا اموری که گمان می کنیم برای ما خیر است در حالی که شر محض است. ما این را نمی دانیم، اگر چه علام الغیوب و هر که را که خداوند خواسته و او را از علم غیب مطلع ساخته است از آن اطلاع دارد. لذا نباید به ظاهر امر قضاوت کرد که چرا امام این مصیبت را از خود دور نکرد و این منفعت را برای خود تحصیل ننمود.
قرآن می فرماید: کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم(578)؛ جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است.
و نیز می فرماید: فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا(579)؛ چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می دهد.
ثانیا: امام از آنجا که تسلیم تقدیرات الهی است در هر کاری دست به تصرف تکوینی نمی زند و خلاف اراده و تقدیر مشیت الهی گام برنداشته و اقدام عملی انجام نمی دهد.
ثالثا: اراده حتمی اولی خداوند بر آن است که در این دار تکلیف هر کاری بر روال طبیعی و از اختیار انجام می گیرد و حتی الامکان از معجزه و خرق نظام طبیعت استفاده نشود.
رابعا: هرگز انسان معصوم در نظام تکوین به جهت مصالح شخصی اقدام و تصرفی بر خلاف مقدرات الهی انجام نمی دهد، و اگر معجزه و اعمال ولایتی کند به جهت مصالح نوعی بشر و عالم است که این هم مطابق اراده و خواست و مشیت خداوندی است.

وجود امام مهدی علیه السلام از دیدگاه عقل

192 : برهان لطف چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

در تقریر برهان لطف بر وجود امام زمان علیه السلام ابتدا به مقدماتی اشاره می کنیم:
1- به یک جهت لطف به دو قسم تقسیم می شود:
الف: لطف محصل: لطفی که با آن، مکلف به اختیار خویش طاعت را بر می گزیند.
ب: لطف مقرب:
لطفی که مکلف با آن، به انجام واجبات نزدیک تر و از ارتکاب محرمات دور می شود.
2- متکلمان عدلیه اعم از امامیه و معتزله، لطف را بر خداوند واجب می دانند، زیرا او بندگان خود را عبث و بیهوده نیافریده است لذا هر چه را که در رسیدن آنها به هدف موثر است باید انجام دهد که از آن جمله لطف است.
قاعده لطف مقرب ایجاب می کند که در میان جامعه امامی باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق باز دارد از همین رو است که می گوییم: اجماع حجت است. قاعده لطف اقتضا می کند که رئیسی در میان مردم باشد، رئیسی که نمی تواند نسبت به جامعه بی تفاوت باشد تا اگر همه جامعه به بیراهه رفتند آنها را هدایت کند و نگذارد که امت، اجتماع بر باطل کنند.
صفار به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ان الله جل و عز أجل و أعظم من ان یترک الارض بغیر امام(580)؛ همانا خداوند عزوجل جلیل تر از آن است که زمین را بدون امام رها کند.
الطاف وجود امام غایب
1- حراست از دین خداوند در سطح کلی؛
مرحوم شریف العلماء می فرماید: به طور حتم وجود امام در زمان غیبت لطف است و از جمله لطف آن حفظ شریعت و نفی اتفاق بر باطل و ارشاد مردم به حق است.(581)
2- تربیت نفوس مستعد؛
بر خلاف تصور برخی که گمان کرده اند رابطه امام با مردم در زمان غیبت به طور کلی قطع می شود، ولی حق این است که این چنین نیست بلکه مطابق برخی روایات گروهی از افراد قابل و نفوس مستعد از نور وجود آن حضرت بهره مند می شوند.
3- وجود امام، سبب بقای مذهب؛
جامعه شناسان و روانکاوان معتقدند که اعتقاد به وجود امام و رهبر هر چند غایب می تواند اثر عمیقی در جوامع دینی و غیر دینی داشته باشد. در جنگ احد برای تضعیف روحیه مردم شایعه قتل پیامبر را منتشر کردند.
4- تأثیر وجود الگو در پیشرفت بشر؛
از امتیازات اساسی ادیان الهی آن است که اگر بشارت به امری می دهند در ابتدا برای آن الگویی معرفی می کنند تا مردم با توجه به او خود را به کمال مطلق نزدیک کنند و می دانیم که بهترین الگو امام و مقتدای کامل و زنده است.