فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

190 : آیا ولایت تکوینی متعلق به خداوند است؟

برخی می گویند از آیات قرآن استفاده می شود که ولایت تنها متعلق به خداوند است.
قرآن کریم می فرماید: ام اتخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی و هو یحی الموتی و هو علی کل شی ء قدیر(574)؛ آیا آنها غیر از خدا ولی خود برگزیدند؟! در حالی که ولی فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده می کند و اوست که بر هر چیزی تواناست .
ونیز در جای دیگر می فرماید: و ما لکم من دون الله من ولی و لا نصیر(575)؛ و برای شما به جز خدا ولی و یاری کننده ای نیست.
از جمع بین این آیات و آیات دیگر استفاده می شود که ولایت در اصل برای خداوند متعال است و دیگران به جهت قرب به خدا و به اذن او از این مقام بهره مند می شوند.
لذا در سوره مائده می خوانیم: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون(576)؛ سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
و نیز در سوره تحریم می خوانیم: و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المومنین و الملائکة بعد ذلک ظهیر(577)؛ و اگر بر ضد او [پیامبر صلی الله علیه و آله دست به دست هم دهید [کاری از پیش نخواهید برد] زیرا خداوند ولی اوست و همچنین جبرئیل و مومنان صالح و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.

191 : اگر امام ولایت تکوینی دارد پس چرا در مواقع ضروری از آن استفاده نمی کند؟

برخی می گویند: اگر امام داری ولایت تکوینی و حق تصرف در نظام تکوین است، چرا در مواقع ضرورت، در تقدیرات الهی تصرف نمی کند تا بلا را از خود دور کرده، دشمنان خود را ریشه کن کند و تمام امکانات را برای خود جلب نماید؟
پاسخ :
اولا: قبل از هر چیز این نکته را باید ملتفت باشیم که چه بسا اموری را که گمان می کنیم برای ما ضرر دارد در حالی که خیر محض است، و نیز به عکس چه بسا اموری که گمان می کنیم برای ما خیر است در حالی که شر محض است. ما این را نمی دانیم، اگر چه علام الغیوب و هر که را که خداوند خواسته و او را از علم غیب مطلع ساخته است از آن اطلاع دارد. لذا نباید به ظاهر امر قضاوت کرد که چرا امام این مصیبت را از خود دور نکرد و این منفعت را برای خود تحصیل ننمود.
قرآن می فرماید: کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم(578)؛ جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است.
و نیز می فرماید: فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا(579)؛ چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می دهد.
ثانیا: امام از آنجا که تسلیم تقدیرات الهی است در هر کاری دست به تصرف تکوینی نمی زند و خلاف اراده و تقدیر مشیت الهی گام برنداشته و اقدام عملی انجام نمی دهد.
ثالثا: اراده حتمی اولی خداوند بر آن است که در این دار تکلیف هر کاری بر روال طبیعی و از اختیار انجام می گیرد و حتی الامکان از معجزه و خرق نظام طبیعت استفاده نشود.
رابعا: هرگز انسان معصوم در نظام تکوین به جهت مصالح شخصی اقدام و تصرفی بر خلاف مقدرات الهی انجام نمی دهد، و اگر معجزه و اعمال ولایتی کند به جهت مصالح نوعی بشر و عالم است که این هم مطابق اراده و خواست و مشیت خداوندی است.

وجود امام مهدی علیه السلام از دیدگاه عقل