فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

184 : آیا حضرت مهدی علیه السلام برای اثبات امامتش در کودکی اقدامی انجام داده است؟

حضرت مهدی علیه السلام در راستای تثبیت امامت و رهبری خود نسبت به جامعه شیعی اقداماتی را انجام داد:
1- اقامه معجزات و کرامات
در قضیه ابوالادیان - که قبلا به آن اشاره شد - آمده است: ... کودک جلو آمد و بر حضرت عسکری علیه السلام نماز گزارد و بعد در کنار قبر پدرش به خاک سپرده شد. کودک - حضرت مهدی علیه السلام - به من فرمود: ای بصری! جواب نامه هایی که با تو است نزد من آر. آنها را به حضرت تقدیم نمودم. در دلم گفتم: این دو نشانه از نشانه های امامت است که در این کودک مشاهده کردم. تنها می ماند یک نشانه و آن اینکه از آنچه در همیان است خبر دهد... .
ابوالادیان می گوید: خادم خارج شد و فرمود: نزد شما نامه های فلان شخص و فلان شخص است، و در خورجین او هزار و ده دینار وجود دارد که از آن جمله دینارهایی زرکوب است. آن جماعت نیز نامه ها و مال را به او داده و گفتند: کسی که تو را برای گرفتن اینها فرستاده همان امام است....(556)
2- جواب مسائل
یکی دیگر از راه های اثبات امامت پاسخ به سوالهایی بود که توسط نواب اربعه به آن حضرت ارسال می شد و حضرت نیز جواب آنها را به صورت توقیع مرقوم می داشتند، همانند: جواب به مسائل احمد بن اسحاق اشعری، جواب به مسائل اسحاق بن یعقوب، جواب سؤال های حمیری، جواب به مسائل محمد بن ابراهیم مهزیاری، و جواب به مسائل ابی الحسین بن محمد اسدی و دیگران.

ولایت امام مهدی علیه السلام

185 : ولایت به چه معنایی است؟

ولایت در لغت به معنای قرب و نزدیکی است.
فیومی می گوید: ولی مثل فلس به معنای قرب و نزدیکی است.(557)
در اقرب الموارد آمده است: ولی عبارت است از قرار گرفتن فرد یا شی ء دوم به دنبال فرد یا شی ء اول بدون فاصله....(558)
راغب اصفهانی می گوید: ولاء و توالی به معنای آن است که دو چیز و یا بیشتر طوری کنار هم قرار گیرند که بین آن دو، غیر از خود آنها چیز دیگری فاصله نبوده باشد.(559)
با توجه به حالات اولیه انسان در کاربرد الفاظ و اینکه معمولا کلمات را در آغاز برای بیان معانی مربوط به محسوسات به کار می برد، می توان گفت:
واژه ولایت در آغاز برای قرب و نزدیکی خاص در محسوسات قرب حسی به کار رفته است، آن گاه برای قرب معنوی استعاره آورده شده است. بر این اساس، هر گاه این واژه در امور معنوی به کار می رود بر نوعی از نسبت قرابت دلالت می کند و لازمه آن این است که ولی نسبت به آنچه بر آن دلالت دارد دارای حقی است که دیگری ندارد و می تواند تصرفاتی را بنماید که دیگری جز به اذن او نمی تواند. مثلا، ولی میت می تواند در اموال او تصرف کند. این ولایت او ناشی از حق وراثت است. کسی که بر صغیر ولایت دارد حق تصرف در امور وی را دارد و کسی که ولایت نصرت دارد می تواند در امور منصور آن کسی که نصرتش را عهده دار است تصرف کند. خداوند ولی امر بندگان خویش است یعنی امور دنیوی و اخروی آنها را تدبیر می کند و او ولی مومنان است، یعنی بر آنها ولایت خاص دارد.
بنابراین، حاصل معنای ولایت در همه موارد استعمال آن، گونه ای از قرابت است که منشا تصرف و مالک بودن تدبیر است.(560)
به عبارت دیگر: ولایت، نوعی اقتراب و نزدیکی به چیزی است، به گونه ای که موانع و حجاب ها از میان برداشته می شود.(561)
حال اگر کسی با ریاضت های نفسانی و قابلیت هایی که برای خود ایجاد کرده، و از طرفی دیگر مورد عنایات و الطاف الهی قرار گرفته و به مقام قرب تام الهی نایل شود، این چنین شخصی از جانب خداوند بر مردم ولایت دارد، ولایتی که لازمه آن این است که ولی نسبت به آنچه بر آن دلالت دارد دارای حقی است که دیگری ندارد و او می تواند تصرفاتی بنماید که دیگری جز به اذن او نمی تواند. و همه اینها به اذن و اراده و مشیت خداوند است.