فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

169 : آیا عقل، امامت کودک را تأیید می کند؟

برخی می گویند: امامت در سنین کودکی عقلا محال است. در پاسخ می گوییم:
امر محال بر سه قسم است:
1- محال ذاتی: که فی حد نفسه محال است بدون در نظر گرفتن امری دیگر، مثل اجتماع نقیضین یا ارتفاع نقیضین.
2- محال وقوعی: که وقوع آن محال است مثل وقوع معلول بدون علت.
3- محال عادی: که وقوع آن طبق قوانین شناخته شده طبیعت محال است ولی نه ذاتا محال است و نه مستلزم محال. همانند کارهایی که بر آن معجزه صدق می کند.
در مورد امامت در سنین کودکی می گوییم: این مسأله محال ذاتی یا وقوعی نیست زیرا خداوند متعال قادر است تا تمام شرایط رسالت و امامت را در کودک قرار دهد. عقل انسان این مطالب را بعید نمی داند و نبوت حضرت یحیی و عیسی علیهما السلام بهترین شاهد صدق بر این مدعا است.
محمد بن حسن صفار به سند خود از علی بن اسباط نقل کرده که گفت: رأیت ابا جعفر علیه السلام قد خرج علی فاحددت النظر الیه و الی راسه و الی رجله لاصف قامته لاصحابنا بمصر، فخر ساجدا. فقال ان الله احتج فی الامامة مثل ما احتج فی النبوة. قال الله تعالی: و آتیناه الحکم صبیا(528) و قال الله: فلما بلغ اشده و بلغ اربعین سنة(529). فقد یجوز ان یوتی الحکمة و هو صبی و یجوز ان یوتی و هو ابن اربعین سنة(530)؛ ابا جعفر علیه السلام را در حالی که بر من وارد می شد مشاهده کردم. خوب به سر و پای مبارکش نظاره کردم تا بتوانم بر اصحاب خود در مصر آن حضرت را توصیف نمایم. ناگهان مشاهده کردم که حضرت به سجده افتاد و فرمود: خداوند احتجاج نموده در امر امامت به آنچه در امر نبوت احتجاج کرده است، و می فرماید: و آتیناه الحکم صبیا و نیز می فرماید: فلما بلغ اشده و بلغ اربعین سنة. پس گاهی ممکن است که خداوند به کسی حکمت عطا کند در حالی که کودکی بیش نیست همان گونه که جایز است به کسی دیگر در سنین چهل سالگی حکمت عطا فرماید.

170 : آیا طفل در سنین کودکی می تواند رشد عقلی داشته باشد؟

دانشمندان می گویند: برای رشد عقلی سن معینی وجود ندارد زیرا چه بسا شخصی رشید است اما سن او بیش از پنج سال نیست؛ چون قوه عاقله او به قدرت خداوند به حد کافی رشد کرده است چه مانعی دارد که خداوند متعال سن رشد را در امام علیه السلام به پنج سالگی قرار دهد؟
علامه حلی می فرماید: طبیعت کودکان با دوستی و محبت پدر و مادر و میل به آن در آمیخته است لذا کناره گیری کودک از آنان و توجه به خداوند متعال دلیل بر قوت کمال اوست.
او در ادامه می نویسد: طبیعت کودکان با نظر و تامل در امور عقلی و تکالیف الهی ناسازگار و متناسب با بازی و لهو و لعب است پس اگر کودکی با اموری که ناسازگار با طبع کودکانه است انس گرفته دلیل رسیدن او به کمال است.(531)
صفوان بن یحیی می گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام به امام جواد علیه السلام اشاره کرد و او را به امامت منصوب نمود در حالی که سن او از سه سال تجاوز نمی کرد به آن حضرت عرض کردم: فدایت گردم فرزند شما سه سال بیشتر ندارد؟ حضرت فرمود: ...و ما یضره من ذلک شی ء قد قام عیسی علیه السلام بالحجة و هو بن ثلاثة سنین(532)؛ چه اشکالی دارد در حالی که عیسی علیه السلام نیز در سنین سه سالگی حجت خدا گشت.
به امام جواد علیه السلام عرض شد: مردم به جهت کمی سن شما امامت شما را انکار می کنند. حضرت پاسخ فرمود: و ما ینکرون من ذلک قول الله عزوجل؟ لقد قال الله عزوجل لنبیه صلی الله علیه و آله: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی فوالله ما تبعه الا علی علیه السلام و له تسع سنین و انا ابن تسع سنین(533)؛ چرا انکار می کنند در حالی که خداوند به نبی خود فرمود: ای رسول ما! امت را بگو: طریقه من و پیروانم همین است که خلق را با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت کنیم پس به خدا سوگند در آن هنگام او را متابعت نکرد مگر علی علیه السلام در حالی که نه سال بیشتر نداشت و من نیز فرزند نه ساله هستم.

171 : آیا شیعیان به امامت امامان در سنین کودکی اطمینان داشتند؟

دانش آموختگان مدرسه اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ فداکاری و جانفشانی های زیادی را در راه تثبیت عقیده خود در مسأله امامت داشته اند؛ زیرا داشتن چنین عقیده و فکری منشا دشمنی و خصومت دستگاه خلفا با دوست داران اهل بیت بود. و این امر منجر به درگیری نظام حاکم با اهل بیت علیهم السلام و یاران آنها بود، لذا عده زیادی را زندانی و گروهی را نیز می کشتند. و این نشان می دهد که اعتقاد به ولایت اهل بیت علیهم السلام حتی در سنین کودکی برای آنها چنان روشن و مسلم شده بود که از جان و مال خود مایه می گذاشتند.