فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

167 : آیا قرآن مؤید امامت و نبوت کودک است؟

از نظر قرآن امامت، نبوت و ولایت در سنین کودکی نه تنها امری ممکن است بلکه از وقوع آن نیز خبر داده است.
الف: خداوند متعال خطاب به حضرت یحیی می فرماید: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا(521)؛ ای یحیی تو کتاب آسمانی ما رابه قوت فراگیر و به او در کودکی مقام نبوت دادیم.
فخر رازی درباره حکمی که خداوند متعال به حضرت یحیی علیه السلام داد می گوید: مراد از حکم در آیه شریفه همان نبوت است؛ زیرا خداوند متعال عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد، چرا که خداوند حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به پیامبری برگزید، بر خلاف حضرت موسی و محمد صلی الله علیه و آله که آنان را در بزرگسالی به رسالت مبعوث نمود.(522)
ب: و نیز در مورد حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: فأشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا(523)؛ مریم [در پاسخ ملامت گران ] به طفل اشاره کرد. آن ها گفتند: چگونه با طفل گهواره ای سخن گوییم؟ آن طفل گفت: همانا من بنده خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود....
قندوزی حنفی بعد از ذکر ولادت امام مهدی علیه السلام می نویسد: گفته اند که خداوند تبارک و تعالی او را در سن طفولیت حکمت و فصل الخطاب عنایت نمود، و او را نشانه ای برای عالمیان قرار داد، همان گونه که در شان حضرت یحیی علیه السلام فرمود: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا. و نیز در شأن حضرت عیسی علیه السلام فرمود: قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا. خداوند عمر حضرت مهدی علیه السلام را به مانند عمر حضرت خضر طولانی گردانید.(524)
قطب راوندی و دیگران با سند از یزید کناسی نقل کرده اند که از حضرت ابی جعفر علیه السلام سؤال کردم: أکان عیسی ابن مریم علیه السلام حین تکلم فی المهد حجة الله علی اهل زمانه؟ فقال کان یومئذ نبیا حجة لله غیر مرسل اما تسمع لقوله حین قال:
انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا أین ما کنت و أوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیا قلت فکان یومئذ حجة لله علی زکریا فی تلک الحال و هو فی المهد؟ فقال: کان عیسی فی تلک الحال آیة للناس و رحمة من الله لمریم حین تکلم فعبر عنها و کان نبیا حجة علی من سمع کلامه فی تلک الحال، ثم صمت فلم یتکلم حتی مضیت له سنتان و کان زکریا الحجة لله عزوجل علی الناس بعد صمت عیسی بسنتین ثم مات زکریا فورثه ابنه یحیی الکتاب و الحکمة و هو صبی صغیر، أما تسمع لقوله عزوجل: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا فلما بلغ عیسی علیه السلام سبع سنین تکلم بالنبوة و الرسالة حین اوحی الله تعالی الیه، فکان عیسی الحجة علی یحیی و علی الناس اجمعین و لیس تبقی الارض یا ابا خالد یوما واحدا بغیر حجة لله علی الناس منذ یوم خلق الله آدم علیه السلام...(525)؛ آیا عیسی علیه السلام هنگامی که در گهواره سخن گفت حجت خدا بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: عیسی در آن روز پیامبر و حجت غیر مرسل خدا بود. آیا نشنیده ای قول خدا را هنگامی که فرمود: من بنده خدایم، او کتاب [آسمانی ] به من داده و مرا پیامبر قرار داده است. و مرا - هر جا که باشم - وجودی پر برکت قرار داده و تا زمانی که زنده ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است. عرض کردم: پس در آن روز عیسی حجت خدا بر زکریا در آن حال بود در حالی که در گهواره به سر می برد؟ حضرت فرمود: عیسی در آن حال نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خدا برای مریم بود آن هنگامی که سخن گفت و از او تعبیر کرد. (و نیز) پیامبر و حجت بود بر هر که کلام او را در آن حال شنید. سپس عیسی ساکت شد و تا دو سال با کسی سخن نگفت و در این مدت زکریا علیه السلام حجت بر مردم بود. پس از فوت او یحیی علیه السلام در سنین کودکی وارث کتاب و حکمت شد. آیا نشنیده ای قول خداوند عزوجل را که فرمود: ای یحیی! کتاب [خدا] را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت [و عقل کافی ] در کودکی به او دادیم. عیسی وقتی به هفت سالگی رسید با اولین وحی که بر او نازل شد خبر از نبوت خود داد. در این هنگام او حجت بر یحیی و تمام مردم شد. ای ابا خالد از هنگام خلقت آدم، حتی یک روز نیز زمین خالی از حجت خدا بر مردم نبوده است....
کسی اشکال نکند که در مورد حضرت عیسی اگر چه قرآن لفظ ماضی را به کار برده ولی در حقیقت به عنای مضارع و زمان آینده است زیرا در جواب می گوییم:
اولا:
این احتمال خلاف ظاهر لفظ ماضی است و هم بر خلاف آن احتیاج به دلیل و قرینه دارد در حالی که رینه ای در بین نیست.
ثانیا:
فرق است بین نبی و رسول در مورد قصه حضرت عیسی تعبیر نبی آمده نه رسول، و لذا ممکن است که طفلی در سنی کودکی به مقام نبوت رسیده باشد گر چه به جهت طفولیت هنوز به مقام رسالت نرسیده است.

168 : آیا از منظر تاریخ امامت در کودک تجسم یافته است؟

با مراجعه به تاریخ پی می بریم که مسأله امامت و رهبری کودک واقع شده است و فلاسفه و حکما می گویند: قوی ترین دلیل بر امکان شی ء وقوع آن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سال سوم هجرت بعد از نزول آیه شریفه و أنذر عشیرتک الاقربین علی بن ابی طالب را که نوجوانی بیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که سخنان او را گوش فرا داده و از او اطاعت کنند.(526)
شیخ مفید رحمة الله علیه می نویسد: عموم شیعه و اهل سنت بر این امر اتفاق دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را دعوت به وزارت و خلافت و وصایت کرد، در حالی که سن او کم بود و از دیگر کودکان دعوت به عمل نیاورد....(527)

169 : آیا عقل، امامت کودک را تأیید می کند؟

برخی می گویند: امامت در سنین کودکی عقلا محال است. در پاسخ می گوییم:
امر محال بر سه قسم است:
1- محال ذاتی: که فی حد نفسه محال است بدون در نظر گرفتن امری دیگر، مثل اجتماع نقیضین یا ارتفاع نقیضین.
2- محال وقوعی: که وقوع آن محال است مثل وقوع معلول بدون علت.
3- محال عادی: که وقوع آن طبق قوانین شناخته شده طبیعت محال است ولی نه ذاتا محال است و نه مستلزم محال. همانند کارهایی که بر آن معجزه صدق می کند.
در مورد امامت در سنین کودکی می گوییم: این مسأله محال ذاتی یا وقوعی نیست زیرا خداوند متعال قادر است تا تمام شرایط رسالت و امامت را در کودک قرار دهد. عقل انسان این مطالب را بعید نمی داند و نبوت حضرت یحیی و عیسی علیهما السلام بهترین شاهد صدق بر این مدعا است.
محمد بن حسن صفار به سند خود از علی بن اسباط نقل کرده که گفت: رأیت ابا جعفر علیه السلام قد خرج علی فاحددت النظر الیه و الی راسه و الی رجله لاصف قامته لاصحابنا بمصر، فخر ساجدا. فقال ان الله احتج فی الامامة مثل ما احتج فی النبوة. قال الله تعالی: و آتیناه الحکم صبیا(528) و قال الله: فلما بلغ اشده و بلغ اربعین سنة(529). فقد یجوز ان یوتی الحکمة و هو صبی و یجوز ان یوتی و هو ابن اربعین سنة(530)؛ ابا جعفر علیه السلام را در حالی که بر من وارد می شد مشاهده کردم. خوب به سر و پای مبارکش نظاره کردم تا بتوانم بر اصحاب خود در مصر آن حضرت را توصیف نمایم. ناگهان مشاهده کردم که حضرت به سجده افتاد و فرمود: خداوند احتجاج نموده در امر امامت به آنچه در امر نبوت احتجاج کرده است، و می فرماید: و آتیناه الحکم صبیا و نیز می فرماید: فلما بلغ اشده و بلغ اربعین سنة. پس گاهی ممکن است که خداوند به کسی حکمت عطا کند در حالی که کودکی بیش نیست همان گونه که جایز است به کسی دیگر در سنین چهل سالگی حکمت عطا فرماید.