فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

آیا کسی از علمای اهل سنت به ولادت مهدی علیه السلام اعتراف کرده است؟ : گروهی از علمای اهل سنت به ولادت فرزندی برای امام حسن عسکری علیه السلام به نام م علیه

السلام اعتراف نموده اند، اینک اسامی برخی از آنها را ذکر می نماییم:
1- علامه شمس الدین قاضی ابن خلکان شافعی. (316)
2- علامه صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی.(317)
3- ابن اثیر جزری.(318)
4- علامه میرخواند.(319)
5- علی بن حسین مسعودی.(320)
6- محمد فرید وجدی.(321)
7- ابوالفداء اسماعیل بن علی شافعی.(322)
8- سبط بن جوزی.(323)
9- محمد بن طلحه شافعی.(324)
10- شمس الدین محمد بن طولون حنفی.(325)
11- میرزا محمد بن رستم بدخشی شافعی.(326)
12- احمد بن حجر حیتمی شافعی.(327)
13- محمد بن یوسف گنجی شافعی.(328)
14- عارف عبدالوهاب شعرانی حنفی.(329)
15- محیی الدین عربی.(330)
16- مومن بن حسن شبلنجی شافعی.(331)
17- شیخ سلیمان قندوزی حنفی.(332)
18- شیخ محمد بن علی صبان شافعی.(333)
19- صفی الدین عبدالمومن بغدادی.(334)
20- زین الدین عمر بن وردی.(335)
21- ابوالعباس احمدبن علی قلقشندی شافعی.(336)
22- ابو عبدالله یاقوت حموی.(337)
23- محمد امین بغدادی معروف به سویدی.(338)
24- ابن خلدون(339)
25- ابوالفتح محمد بن عبدالکریم شهرستانی.(340)
26- نورالدین ابن صباغ مالکی.(341)
27- نورالدین عبداالرحمن جامی حنفی.(342)
28- ملا علی قاری حنفی مکی.(343)
29- فضل بن روزبهان.(344)
30- جمال الدین محمد بن یوسف زرندی حنفی.(345)
31- احمد امین مصری.(346)
32- صدر الدین حموینی.(347)
33- عطار نیشابوری.(348)
34- جلال الدین بلخی رومی.(349)
35- صدر الدین قونوی.(350)
36- حسین بن محمد دیاربکری مالکی.(351)
37- احمد بن یوسف ابوالعباس قرمانی حنفی.(352)
38- شمس الدین ذهبی شافعی.(353)
39- فخر رازی شافعی.(354)
40- شیخ عبدالله بن محمد شبراوی مصری شافعی.(355)
41- ابن عماد دمشقی حنبلی.(356)
42- محمد بن عبدالرسول برزنجی شافعی.(357)
43- ابوالبرکات نعمان بن محمد آلوسی حنفی.(358)
و دیگران

112 : آیا کسی از اهل سنت فرزند امام عسکری علیه السلام (مهدی) را همان منجی منتظر می داند؟

گر چه برخی از علمای اهل سنت تنها به ولادت فرزندی به نام مهدی از امام حسن عسکری اشاره کرده اند و حیات او تا این زمان و منجی و موعود بودن او را به شیعه نسبت می دهند ولی برخی از آنان تصریح به زنده بودن او تاکنون و نیز موعود و منجی بودن او دارند که می توان از میان آنها به افراد ذیل اشاره نمود.
1- محمد بن یوسف گنجی شافعی (متوفای 658 هق) می گوید: ابو محمد حسن عسکری علیه السلام از خود فرزندی به جای گذاشت که همان امام منتظر است. صلوات الله علیه.(359)
2- عبدالوهاب شعرانی حنفی می گوید: در آخرالزمان امید به خروج مهدی است. او از اولاد امام حسن عسکری علیه السلام است ولادت او نیمه شعبان سال 255 هجری اتفاق افتاد تا به حال زنده است تا با حضرت عیسی علیه السلام اجتماع کند. عمرش تا این زمان 706 سال است. این چنین شیخ حسن عراقی به من خبر داد.(360)
3- نورالدین عبدالرحمن جامی حنفی بعد از بیان تاریخ ولادت حضرت مهدی علیه السلام می گوید: او کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(361)
4- قاضی بهلول بهجت افندی می گوید: ولادت امام دوازدهم در پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجری بود و اسم مادرش نرجس است. برای او دو غیبت است: یکی صغرا و دیگری کبرا. هر گاه خداوند به او اذن دهد ظهور کرده آن گاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(362)
5- صدر الدین حموینی؛ در ذیل حدیثی که او از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده آمده است: ...همانا دوازدهمین از فرزندانم غیبت می کند تا اینکه خداوند متعال به او اذن خرج می دهد.(363)
6- شیخ فرید الدین عطار نیشابوری؛ او در قصیده ای می گوید:
صد هزاران اولیا روی زمین - از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الهی مهدی ام از غیب آر - تا جهان عدل گردد آشکار(364)
7- جلال الدین رومی او نیز در قصیده ای می گوید:
ای سرور مردان علی! مستان سلامت می کنند - وی صفدر مردان علی! مردان سلامت می کنند
تا اینکه بدین جا می رسد:
با میر دین هادی بگو با عسکری مهدی بگو - با آن ولی مهدی بگو: مستان سلامت می کنند(365)
8- صدر الدین قونوی؛ او هنگام وفات در وصیت خود به شاگردانش می گوید: ... هفتاد هزار بار ذکر لا اله الا الله را در شب اول مرگم با حضور قلب بگویید و سلام مرا نیز به حضرت مهدی علیه السلام برسانید.
9- احمد بن یوسف ابوالعباس قرمانی حنفی؛ او می گوید: محمد حجت، خلف صالح، عمرش هنگام وفات پدرش پنج سال بود. خداوند در آن سن به او حکمت آموخت همان گونه که در کودکی به حضرت یحیی علیه السلام آموخت... علما اتفاق دارند بر آنکه مهدی همان قائم در آخرالزمان است....(366)

113 : مبنای مولفان حدیثی مصادر مهدویت چه بوده است؟

برخی می گویند: معروف نزد قدما چنین بوده که هر روایتی در مسائل تاریخی و از آن جمله موضوع مهدویت را بدون بررسی سند آن نقل می کردند ولی بعد از آن عصر، حرکت جدیدی پدید آمد. و بین روایات تمییز داده شد تا زمانی که حرکت اصولیین پدید آمد و اخبار را به دسته های مختلف از قبیل: صحیح، حسن، قوی و ضعیف تقسیم نمودند. ولی این پیشرفت و حرکت شامل روایت های تاریخی که از آن جمله روایات مهدویت است، نگردید....(367)
پاسخ :
1- آنچه از قدمای محدثین امامیه می دانیم آن است که آنان نهایت سعی و کوشش و احتیاط خود را در جمع و نقل احادیث در کتب خود داشته اند که از آن جمله کلینی رحمة الله علیه است. او نزد اهل فن حدیث، معروف به دقت نظر و احتیاط در نقل اخبار است و نیز می دانیم که بزرگانی امثال شیخ طوسی رحمة الله علیه چه اهتمام وافری به شناخت شیوخ روایی خود داشته اند. شخصی مثل شیخ صدوق رحمة الله علیه عادتا شیوخ خود را می شناخته و نیز از حالات آنان از ایمان و عدالت آگاهی داشته است و از کسی که او را نمی شناخت روایت نقل نمی کرده است.
2- ما اطمینان داریم که این بزرگان به صحت این گونه روایات که در باب امامت و مهدویت وارد شده اطمینان کامل داشته اند و یا لااقل به جهت برخی قرائن معتبر که همراه آنها بوده و موجب جبران ضعف برخی از آنها می شده، آنها را با اطمینان کامل نقل می کردند. و گرنه جای این سؤال باقی است که امثال شیخ صدوق و طوسی و دیگران چه اهدافی غیر از احتجاج و استدلال به آنها داشته اند مگر این نیست که شیخ صدوق کتابش را برای رفع حیرت در امر حضرت مهدی علیه السلام نوشته است؟
3- تمام یا بیشتر اصول و منابع اصلی احادیث مهدویت که در سه قرن اول نوشته شده به دست شیخ صدوق، طوسی و نعمانی رسیده و از خود به آن کتاب ها استناد داشته اند، و لذا به آن روایات استدلال می نمودند.
4- گر چه تقسیم حدیث به چهار قسم از اصطلاحات متاخرین است ولی قدمای محدثین از آن جمله شیخ طوسی رحمة الله علیه روش خاصی در قبول خبر داشته اند.
شیخ بهایی بعد از تقسیم حدیث به چهار قسم معروف، می گوید: این اصطلاح نزد قدما معروف نبوده بلکه آنان حدیث صحیح را به حدیثی اطلاق می کردند که مقرون به قرائن مورد وثوق و اطمینان باشد و ین قرائن انواعی دارد:
الف: وجود حدیث در اصول 400گانه حدیثی که نزد راویان مشهور بوده است.
ب:
تکرار حدیث در یک یا دو اصل یا بیشتر از این اصول با سندهای متعدد و معتبر.
ج: وجود حدیث در اصلی که انتسابش به یکی از اصحاب ائمه ثابت و اجماع اصحاب بر صدق او بوده است.
د:
وجود حدیث در یکی از کتبی که بر ائمه عرضه شده و آن حضرات، مصنّف آن کتب را تمجید نمودند، از قبیل کتاب: عبیدالله بن علی حلبی که بر امام صادق علیه السلام عرضه شد.(368)
ه وجود حدیث در کتبی که نزد قدما مورد وثوق و اطمینان بوده است.(369)
- علمای رجال، مجهول را بر دو نوع تقسیم کرده اند:
الف: مجهول اصطلاحی: و آن به کسی اطلاق می شود که تصریح به جهالیت او از سوی رجالیون شده باشد.
ب:
مجهول لغوی: و آن به کسی اطلاق می شود که وضعیت او معلوم نیست و لذا در کتب رجال از او یادی به میان نیامده است. تنها قسم اول از جهالت است که موجب ضعف راوی است و در مورد دوم احتیاج به بررسی دقیق دارد که سبب مطرح نشدن او در کتب رجال چیست؟ گاه ممکن است به جهت معروف بودنش درباره او سکوت کرده اند.(370)
6- احتمالی نیز وجود دارد که بنای قدما بر تمسک به اصالة الصدق و العدالة باشد. یعنی اصل اولی بر صدق و عدالت راوی است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. و مقصود به آن، همان اصل عدم و یا استصحاب عدم فسق است به همین جهت است که ما احتیاجی به اثبات عدالت - خواه به معنای ملکه یا حسن ظاهر - نداریم؛ زیرا احراز آن مستلزم تعطیل امور و تضییع بسیاری از مصالح است. کمتر کسی است که بتوان عدالت او را به اثبات رسانید. این مطلب مورد تأیید عقلا نیز هست.
7- برای اثبات اعتبار روایات نباید تنها اعتبار سندی را مطرح ساخت بلکه باید به همه راه ها و اسباب اعتبار شخص توجه کرد و در نظر داشت که مبنای بسیاری از عالمان شیعه بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان، حجیت خبر موثوق به است؛ یعنی خبری که از طرق مختلف به آن اطمینان و وثوق حاصل شود.