فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

100 : چه کسانی ادعای مهدویت کرده یا در حق آنها ادعای مهدویت شده است؟

این گونه افراد در طول تاریخ اسلام بسیار بوده اند که برخی از آنها عبارتند از:
1- محمد بن حنفیه؛ که مختار در حق او ادعای مهدویت کرد.(278)
2- موسی بن طلحه؛ که مردم در حق او ادعای مهدویت کردند.(279)
3- ابوهاشم بن محمد بن حنفیه؛ که گروهی معتقد به مهدویت او بودند.(280)
4- عمر بن عبدالعزیز.(281)
5- عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر.(282)
6- اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام؛ گروهی مرگ او را انکار کرده و قائل به مهدویت او شدند.(283)
7- محمد بن عبدالله بن حسن؛ او در سال صد هجری ادعای مهدویت نمود. بزرگان خط اعتزال مردم را به بیعت با او دعوت می نمودند.(284) ابوالفرج اصفهانی می گوید: کسی شک نداشت که او مهدی است و حتی گروهی از بنی هاشم نیز با او بیعت کردند.(285)
8- مهدی عباسی؛ منصور عباسی لقب فرزندش را مهدی گذاشت تا مردم را از این طریق اغفال کرده و به اعتقاد مهدویت با او بیعت کنند.(286)

آیا زیدیه منکر مهدی علیه السلام هستند؟ : احمد امین مصری در کتاب ضحی الاسلام ادعا می کند که زیدیه به طورشدید مهدی علیه السلام را انکار می کنند.

پاسخ : ادعای احمد امین به طور حتم باطل است زیرا با مراجعه به کتاب های زیدیه پی می بریم که آنها هم مانند سایر فرق اسلامی به ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام اعتقاد کامل دارند.
مجد الدین بن محمد بن منصور حسنی مویدی از بزرگان علمای زیدیه است که در کتاب لوامع الانوار بابی را تحت عنوان اخبار المهدی بیان کرده و احادیث بسیاری درباره آن حضرت علیه السلام آورده است.(287)
او در بخشی از کلمات خود می گوید: امامان از آل محمد که درودهای خداوند متعال بر آنها باد به حضرت مهدی بشارت می دادند و فرج او را از خداوند انتظار می کشیدند. اول امامان آخر امامان را به این موضوع وصیت می نمودند، و سابق آنان به کسانی که بعد از آنها می آمدند موضوع حضرت مهدی علیه السلام را ابلاغ می نمودند.(288)
او نیز بعد از نقل اخبار و روایات بسیار درباره حضرت مهدی علیه السلام می گوید: روایات درباره مهدی و اینکه او از اهل بیت است به حد تواتر می باشد.(289)
و نیز می گوید: خبرهای نبوی و بشارت های علوی به امام امت و خاتمه امامان (مهدی) بیش از آن است که شماره شود. و امر درباره او همان چیزی است که شارح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید) در شرح کلام وصی (امام علی) صلوات الله علیه قد لبس للحکمة جنتها گفته است. کلامی که نص آن این است. و به تحقیق اتفاق تمام فرقه های مسلمانان بر آن است که دنیا و تکلیف تمام نمی شود مگر بر او (ظهور او) .(290)
همین مضامین را امام زیدیه، ابن حمزه، در کتاب الشافی نقل کرده است.(291)
از عبارات ابن حمزه استفاده می شود که او حتی به ولادت حضرت مهدی علیه السلام اعتقاد دارد، نه اینکه در آخرالزمان متولد می شود.(292)
و نیز قاضی حسین بن ناصر مهلا از علمای زیدیه در کتاب مطمح الامال به اصل قضیه مهدویت تصریح کرده است. او می گوید: درباره مهدی احادیثی است که به حد تواتر رسیده است.(293)

102 : آیا اعتقاد به مهدویت مردم را از عمل خیر باز می دارد؟

قبل از هر چیز باید عقیده به مهدویت و انتظار مهدی موعود علیه السلام را معنا کرد.
اگر مقصود از عقیده مهدویت آن باشد که انسان به انتظار ظهور کسی بنشیند که به سبب فراگیر شدن ظلم با ظهورش به تنهایی همه امور را اصلاح می کند و ما هیچ نقشی در ظهور او نداریم بلکه می توانیم با گسترش ظلم در ظهور او تعجیل کنیم، با این دیدگاه می توان گفت که اعتقاد به مهدویت انسان را از عمل خیر باز می دارد.
ولی اگر برداشت ما از اعتقاد به مهدویت عقیده به ظهور کسی است که ما می توانیم با زمینه سازی برای او در ظهورش تعجیل کنیم و اگر تأخیر در آن شده به جهت کوتاهی ما است، نه تنها این عقیده انسان را از عمل باز نمی دارد بلکه در عمل کردن به خیر نیز تشویق خواهد نمود. زیرا منتظران مصلح خود افرادی صالح هستند. لذا در روایات اسلامی انتظار فرج از مقوله عمل و از افضل اعمال امت اسلامی به حساب آمده است.